امروز 30 تیر برابر با 21 جولای تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.

مجله اینترنتی برترین ها
 
 
 
 
  برترین ها: امروز 30 تیر برابر با 21 جولای تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.

رویداد ها:

1952 - سي ام تير، قيام خونين مردم و بازگرداندن دكتر مصدق به قدرت

پس از پنج روز تظاهرات خونين و پُرتلفات در تهران و چندين شهر ديگر، سي ام تيرماه 1331 (در سال 1952 مصادف با 21 جولای) شاه كه خودرا در خطر حذف شدن ديد بناچار تسليم شد و علاوه بر نخست وزيري، حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به محمد مصدق بسپارد. شاه بعد از ظهر آن روز و در اوج تظاهرات، از مصدق خواست که باردیگر رياست دولت را برعهده گيرد و قبول کرد که سلطنت کند، نه حکومت. «تاریخ نگاران» پیروزی ایرانیان در قیام تیرماه 1331 (جولای 1952) را شکست سیاسی شاه و دولت لندن نوشته اند و افزوده اند که این شکست، دولت لندن را از ادامه توطئه بازنداشت و این بار تلاش خود برای همدست کردن دولت واشنگتن را در براندازی مصدق دو چندان کرد و وسیعا به یارگیری در داخل ایران دست زد.

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
دکتر مصدق

 تظاهرات مردم که مورخان آن را عمدتا «خودجوش» توصيف کرده اند از لحظه اي آغاز شده بود كه اعلام شده بود دكتر مصدق به علت پذيرفته نشدن پيشنهادهايش از سوي شاه كناره گيري كرده و استعفاي او از نخست وزيري پذيرفته شده است. مورخان، بپاخيزي تيرماه 1331 ايران را يک رويداد بي سابقه در طول تاريخ 2500 ساله اين ملت خوانده اند زيراکه پشتيباني خارجي و نيروهاي مسلح درکار نبود، لذا مردم جان بر کف نهاده و وارد خيابانها شده بودند. مردم خشمگين و آمادهِ بپاخيزي بودند. به دليل آزادي مطبوعات و انتشار جزئيات، مردم مي دانستند که دكتر محمد مصدق به عنوان اعتراض به مداخلات شاه در امور اجرايي، از رياست دولت كناره گيري كرده بود. مصدق همچنين نگران بود که مبادا شاه اورا دوربزند و با خارجي (دولت لندن) تماس بگيرد و .... مردم احمد قوام (قوام السلطنه) را که از سوي شاه مامور تشكيل كابينه شده بود از عوامل دولت لندن مي پنداشتند. ايرانيان نمي خواستند که محصول مبارزات چندين ساله آنان از ميان برود. آنان مبارزات خود را سرآغازی برای استعمارزدایی جهانی، حذف سلطه گری و تأمین دمکراسی و رعایت حقوق بشر می دانستند و قیام خودرا به نیابت از مردم کشورهای استعمارزده و مردم تحت ستم اعلام می کردند و شعار می دادند: «شاه؛ سلطنت، نه حکومت»، «دمکراسی؛ حکومت مردم بر مردم»، «لندن؛ مکیدن خون مردم ِ بی رزمناو بس است»، «نفت ما خون ما است ـ مصدق جان ماست، روح ماست»، «4 قرن استعمار اروپایی بر دنیا بس است ـ بس است ـ بس است»، «خون فدای حق» و ....

دكتر مصدق كه از شانزدهم تيرماه آن سال با مجلس سنا درگيري پيدا كرده بود 25 تيرماه از شاه خواسته بود كه علاوه بر تصدّي نخست وزيري، وزير جنگ هم باشد تا از جانب ارتش آسوده خاطر باشد كه شاه نپذيرفته بود. همان روز دكتر مصدق استعفانامه خودرا براي شاه فرستاد و در آن تاكيد کرد كه چون پيشنهادهاي منطقي و اصولي او كه اجرايشان براي پيروزي مبارزات مردم ايران و تحقق دمکراسي پارلماني ضرورت داشت، مورد قبول شاه قرار نگرفته است کناره گيري خودرا تسليم مي کند و شاه همان روز استعفاي دکتر مصدق را پذيرفت و احمد قوام (قوام السطنه) را مأمور تشكيل كابينه كرد و در اعلاميه مربوط، وي را «حضرت اشرف» خواند و تصريح كرد كه نسبت به او اعتماد كامل دارد.
    
مردم از همان لحظه به پشتيباني از مصدق به خيابان ها ريختند و تا بازگرداندن وي به رياست دولت از پاي نشستند که رويدادي بي سابقه ـ نه تنها در ايران بلکه در همه جهان بود. مصدق تاكيد داشت كه نظام حكومتي ايران مشروطه پارلماني است و شاه قانونا حق مداخله در امور اجرايي (دولت) را ندارد، زيرا كه رئيس دولت منتخب مجلس (نمايندگان منتخب ملت) است.
    
آيت الله كاشاني قوام السلطنه را مردي خائن، ظالم، مستبد و عامل بيگانه خوانده بود و اعلام كرده بود كه نبايد اجازه داده شود بار ديگر در ايران كساني بر سر كار آيند كه عامل بيگانه باشند و خيانت كنند. وي انتصاب قوام السلطنه را يك توطئه امپرياليستي خوانده بود.
    
مردم در تهران و چند شهر ديگر از جمله كرمان، شيراز، اصفهان، كرمانشاه و ... از بامداد سي ام تيرماه 1331 بمانند چندروز پيش از آن و به حمايت از دكتر مصدق به خيابانها ريخته بودند كه از ساعت 9 بامداد تظاهرات در منطقه بازار تهران و خيابان ناصرخسرو شدت بيشتري به خود گرفت. اندكي بعد گروههاي ديگري از مردم كه در ميدان توپخانه، خيابان اكباتان، ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد (حد فاصل ميدان بهارستان تا ميدان مخبرالدوله) گرد آمده بودند بر شدت تظاهرات افزودند. در اين ميان خبر رسيد كه از كرمانشاه كفن پوشان عازم تهران شده اند.
    
ساعت ده بامداد از مقابل دانشگاه تهران كه آن زمان در حاشيه شهر بود، هزاران تن ديگر دست به راهپيمائي زده، فرياد مرگ يا مصدق سر داده و به سوي ميدان فردوسي به حركت در آمده بودند و به همين گونه از ميدان فوزيه (اینک؛ میدان امام حسین) و نقاط ديگر شهر، كه نظامیان و تانكها وارد عمل شدند و مردم را به گلوله بستند. شدت عمل نظاميان درميدان بهارستان و خيابانهاي اطراف آن بيشتر بود. با وجود اين، مردم در نيمروز بر شدت تظاهرات افزودند و شاه كه وضعيت خودرا در خطر ديد تسليم شد و علاوه بر نخست وزيري، حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به دكتر مصدق بسپارد و فقط سلطنت کند، نه مداخله در امور اجرایی. در مجلس هنگام اخذ راي اعتماد مجدد به دكتر مصدق، تنها سه نماينده راي موافق ندادند.
    
دكتر مصدق «سي ام تيرماه» را در تاريخ مبارزات، روزي فراموش نشدني خواند و گفت كه مردم ايران يكدل و يك زبان بر ضد توطئه و تحريكات خارجي بپاخاستند و پيروز شدند.
    
با وجود اين شكست، چرچيل نخست وزير وقت انگلستان از توطئه و شاه از مخالفت (پنهانی) دست بر نداشتند، زيرا که شكست شاه در واقعه سي ام تير، شكست بزرگتري براي انگلستان بود كه ملي شدن صنعت نفت ايران و خلع يَد از آن دولت، پايه هاي امپراتوري اش را به لرزه درآورده بود. اين توطئه سرانجام يك سال و 28 روز بعد با كودتاي 28 اَمُرداد (درسال 1332هجري = 1953میلادی) به حكومت دكتر مصدق پايان داد. چرچيل و دولت او با كوشش زياد، دولت تازه آمريكا (برياست ژنرال آيزنهاور) را كه در ژانويه 1953 روي كار آمده بود در اين براندازي با خود همدست كردند. چرچيل براي اين منظور به ديدار آيزنهاور به واشنگتن رفته بود. ترومن رئيس جمهوري قبلي آمريكا كه دولت مصدق را منتخب مردم و میهندوست مي دانست، براي براندازي او تسليم فشار چرچيل نشده بود.
    
نتايج براندازي 28 اَمُرداد در ديدار سران آمريكا، انگلستان و فرانسه در دسامبر همين سال (سال 1953) در «كنفرانس برمودا در منطقه کارائيب» مطرح و بررسي همه جانبه و اتخاذ تصميم شد. سران غرب به همان صورت يک بار ديگر (درسال 1978 و سال انقلاب ايران) در کارائيب ـ در جزيره گوادالوپ و نه چندان به دور از برمودا تشکيل نشست دادند و اوضاع ايران را بررسي کردند و ....
    
رويدادهاي اواخر تيرماه 1331 ايران همزمان بود با طرد سلطنت در مصر و اوج «جنگ كره». طرد سلطنت در مصر و ظهور ناسیونالیسم عربی ضربه ديگري بر پيكر استعمار انگلستان بود.
    
مروري بر «تاريخ» نشان مي دهد که دولت لندن در 20 جولاي 1588 (مصادف با سي ام تيرماه) ناوگان خودرا به آبهاي گراولين (25 کيلومتري دونکِرک) روانه ساخته بود تا از تعرّض آرماداي اسپانيا (قدرت برتر وقت) به بنادر انگلستان جلوگيري کند. اين آرمادا [در واژه به معناي نيروي دريايي شکست ناپذير] که در آن زمان در جهان نظير نداشت براي انهدام انگلستان که در هلندِ اسپانيا توطئه و از دزدان دريايي در منطقه اقيانوس اطلس حمايت مي کرد به حرکت درآمده بود که برخلاف انتظار در نبرد هشتم آگوست شکست خورد و انگلستان با پيروزي در جنگ دريايي گراولين بر اسپانيا، به دوران برتري اسپانيا در جهان پايان داده و برجاي آن نشسته بود و بازگشت دكتر مصدق به دست مردم به قدرت در آستانه سالروز آن پيروزي، ضربه قاطعي بر امپراتوري انگلستان بود كه روزگاري ايران را ميان خود و روسيه قسمت كرده بود و شاه مي بُرد و شاه مي آوَرد. انگلستان که با شکست ناپلئون در نبرد واترلو در ژوئن 1815 اَبَرقدرت جهان شده بود با هزار بازی، ایران را مجبور به امضای قرارداد ترکمان چای و از دست دادن همه قفقازکرد، سپس ایران خاوری را که تا آن زمان تنها بخش قندهار آن اعلام استقلال کرده بود از قلمرو تهران جدا کرد و نام افغانستان بر آن گذاشت و نیمی از آن را با کشیدن خط دورَند به هندوستان (اینک پاکستان) داد. هرات و منطقه تاجیک نشین را با لشکرکشی به بوشهر و خوزستان و اجبار دولت تهران به امضای قرارداد پاریس از ايران جدا كرد. آنگاه با یک سازش محرمانه با مسکو، رود آمو را مرز نفوذ خود و روسیه قرارداد و روس ها منطقه فرارود را از آن خود و دست 2400 ساله دولت ایران را از آنجا کوتاه کردند. دولت لندن سپس امتیاز چاپ اسکناس و انواع امتیازات و ازجمله امتیاز نفت را از دولت تهران گرفت و ... و کودتای رضاخان ـ سیدضیاء را ترتیب داد. برکنارکردن رضاشاه و قراردادن پسرش بر جای او در شهریور 1320 که تا پایان عُمر از دولت لندن در بیم و هراس بود آخرین توطئه دولت لندن نبود و ... و این فتنه گری به طرُق دیگر ظاهرا ادامه دارد.
 
30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟ 
دكتر مصدق به مزار مقتولان سي ام تير گل مي برد. وي گفته بود كه پس از مرگ، جنازه اش را در كنار اين قربانيان دفن كنند. روزنامه اطلاعات در شماره مورخ 28 تيرماه 1358 ـ صفحه 4 ـ نوشته است كه دولت وقت اجازه نداد كه به وصيت دكتر مصدق، پس از فوت او در اسفند 1345 عمل شود و بناچار اورا در همان تبعيدگاه «غير قانوني» اش روستاي احمد آباد به خاك سپردند كه اينك مقبره او از ابنيه ملي بشمار مي رود

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
مصدق در ميدان بهارستان (مقابل پارلمان) در ميان مردم: هرجا که مردم هستند همانجا مجلس (پارلمان) است


    30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
مصدق در دوران تبعيد غيرقانوني (دهه 1340) در روستاي احمدآباد (نزديک کرج) ـ چنين عکسي براي نخستين بار در شماره 29 امرداد 1372 در صفحه ششم روزنامه همشهري به مديريت غلامحسين کرباسچي و سردبيري محمد عطريانفر در داخل پاورق «سيا از درون» به چاپ رسيد و نظر به علاقه ايرانيان به مصدق، از آن روز تيراژ همشهري چهار برابر شد.

1774 - قرارداد Kuchuk Kainarji و گسترش سلطه روسیه بر دریای سیاه

در پي يك رشته جنگهاي شش ساله (از 1768 تا 1774) 21 جولای 1774 قرارداد «كوچوك كاي نارجه Kuchuk Kainarji» ميان روسيه و عثماني امضاء شد و روسيه مستقيما به درياي سياه راه يافت. عثماني در جنگهاي شش ساله شكست خورده بود.

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟

طبق اين قرارداد، بندرخرسونKherson، بندر كرچ Kerch (به معناي ليمو) و اني كاله Enikale در كريمهT همچنين مناطق ميان رودهاي دنيپرDnieper و بوگ Bugجنوبي (فعلا در اوكراين) و مناطقي در قفقاز به روسيه داده شد. ضمنا قرار شد كه «خان نشين كريمه» از عثماني جدا و مستقل شود (كه در سال 1783 به روسيه پيوست). به علاوه، به روسيه اختيار حمايت از مسيحيان ارتودوكس ساكن قلمرو عثماني داده شد و قرار شد كه كشتي هاي مسيحيان با پرچم روسيه در آبهاي درياي سياه رفت و آمد كنند و روسيه در استانبول كليساي ارتودوكس بسازد. به اين ترتيب امپراتوي روسيه بر مناطق غربي و شمالي درياي سياه (اينك عمدتا وابسته به اوكراين) استيلاء يافت.

1798 - آغاز جنگ تاريخي "اهرام" بين نيروهاي فرانسوي و مصري

با قدرت‏گيري ناپلئون بُناپارت در فرانسه و آغاز كشور گشايى‏هاي او، ناپلئون قصد حمله به انگليس را در سر مي‏پروراند، اما چون نيروي دريايى فرانسه، توان لازم را براي اين كار نداشت، لذا ناپلئون تصميم گرفت كه در خارج از اروپا، بر انگلستان لطمه زند. به همين دليل از آن جا كه هندوستان مخزن قواي اقتصادي و منبع معيشت انگلستان به شمار مي‏رفت و سرزمين مصر نيز در مسير هند قرار داشت، ناپلئون نقشه حمله به مصر را كشيد. در صورت تصرف مصر، هم يك مستعمره بزرگ معادل تمام مستعمرات فرانسه به دست ناپلئون مي‏افتاد و هم به عنوان يك مركز نظامي براي حمله به هند مورد استفاده قرار مي‏گرفت.

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟

 در آن زمان مصر تحت نفوذ امپراتوري عثماني قرار داشت و توسط امراي مملوك موسوم به مماليك اداره مي‏شد. درنهايت در 21 ژوئيه 1798م، جنگ ميان فرانسه و مصريان آغاز شد و علي‏رغم مقاومت مماليك، ناپلئون موفق به فتح مصر گرديد و تا آخر ژوئيه، قاهره نيز به تصرف ناپلئون درآمد. در اين هنگام، در حالي كه ناپلئون مشغول ايجاد يك ستاد فرماندهي در نزديكي اهرام مصر بود، قواي دريايي انگليس، نيروي دريايي فرانسه را در سواحل مصر غافل‏گير كرد و قسمت اعظم ناوگان جنگي فرانسه را منهدم ساخت. اين مسئله باعث عقب‏نشيني ناپلئون گرديد و پس از چندي به كشورش بازگشت.

1861 - جنگ داخلي مرگبار و ويرانگر آمريكا آغاز شد



بيستم جولاي سال 1861 كنگره كنفدراسيون آمريكا نخستين جلسه خود را در شهر ريچموند با شركت نمايندگان شش ايالت جدايي طلب (كاروليناي جنوبي، ميسي سي پي، فلوريدا، آلباما، جورجيا و لوئيزيانا) تشكيل داد. اين كنفدراسيون که در آغاز کار پايتخت موقت آن شهر بيرمنگام ايالت آلاباما بود در پنجم فوريه آن سال (پنج ماه پيش از آن) برپايه تفسير قانون اساسي آمريكا توسط ايالتهاي برده دار، ايجاد شده بود و جفرسون ديويسJefferson Davis را براي مدت شش به رياست جمهوري انتخاب كرده بود. بعدا پايتخت کنفدراسيون به شهر ريچموند (ريچماند) ويرجينيا منتقل شد. اين ايالات، اختيارات حكومتي را حق خود مي دانستند و معتقد به وجود يك دولت مركزي كوچك با اختيارات محدود بودند كه كار آن تنها حفظ وحدت كشور، ايجاد هماهنگي ميان ايالتها، برقراري و حفظ مناسبات ديپلماتيك با خارج و بسيج نيرو براي جلوگيري از تعرض خارجي باشد. اين كنفدراسيون پس از قطعي شدن انتخاب آبراهام لينكلن (لينکن) Abraham Lincoln تشكيل شده بود زيرا كه وي ضمن نطق هاي انتخاباتي اش وعده داده بود كه بردگي را در آمريكا لغو و به سياهپوستان آزادي و تابعيت آمريكايي بدهد و ايالات برده دار، اين كار را يك مداخله دولت مركزي در امور خود و مغاير قانون اساسي مي دانستند.
   
30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
Jefferson Davis

پس از ايجاد كنفدراسيون، لينكلن در چهارم مارس 1861 عمل شش ايالت (تشکيل کنفدراسيون) را غير قانوني خواند كه باعث خشم ايالت تكزاش شد و بي درنگ به كنفدراسيون پيوست. لينكلن در يك اعلاميه ديگر، ايالات هفتگانه (شش ايالت قبلي به اضافه تكزاس) را از مداخله در امور گمركات، ادارات فدرال و ساختمان هاي متعلق به دولت مركزي واقع در ايالات ممنوع كرد كه ايالت كاروليناي جنوبي دست به لجبازي زد و با يك دهن كجي نسبت به لينكلن، به ميليشياي ايالت دستور حمله به پادگان نيروهاي دولت مركزي (فدرال) در شهر چارلستون به نام پادگان «سامترSumter» را صادر كرد و اين پادگان پس از مختصر مقاومت تسليم شد. لينكلن از اين عمل برآشفته شد و از ايالتهاي وفادار به دولت مركزي (فدراسيون) و عمدتا شمالي ها خواست كه دست به بسيج نيرو بزنند تا پادگان سامتر پس گرفته شود. اين اقدام لينكلن، ايالت ويرجينيا كه ضلع جنوبي و غربي شهر واشنگتن را تشكيل مي دهد، و ايالتهاي آركانزا، كاروليناي شمالي و تنسي را به خشم آورد و به كنفدراسيون پيوستند و از همين زمان پايتخت كنفدراسيون به شهر ريچموند ويرجينيا منتقل و رابرت لي، ژنرال ويرجينيايي فرماندهي نيروهاي نظامي كنفدراسيون را برعهده گرفت. ايالتهاي ميسوري و كنتوكي هم وعده كمك به كنفدراسيون دادند و اكثريت مردم آريزونا، و نيومكزيكو كه هنوز ايالت كامل نشده بودند اعلام پشتيباني كردند و پنج طايفه سرخپوست ساكن در اوكلاهما هم به كنفدراسيون پيوستند و از 21 جولاي 1861 (يك روز پس از تشكيل كنگره كنفدراسيون در ريچموند) جنگ كنفدراسيون با فدراسيون آمريكا (جنوبي ها با شمالي ها) شروع شد، چهارسال طول کشید و در آن 618 هزار نظامی (360 هزار شمالی و 258 جنوبی) کشته شدند (بیش از هر جنگی دیگر که آمریکا در آن شرکت کرده است).

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
Abraham Lincoln

نخستين نبرد در مناساس ( واقع در جنوب شهر واشنگتن) روي داد زيرا كه دولت مركزي در ايالت مريلند حكومت نظامي برقرار كرده بود تا اين ايالت به كنفدراسيون نپيوندد. در نخستين نبرد، نيروهاي كنفدراسيون پيروز شدند. درجريان جنگ داخلي آمريکا دولتهاي اروپايي كوشيدند كه در آن مداخله نكنند و طولاني شدن جنگ به همين جهت بود كه هيچ دولت خارجي حاضر به ميانجي گري ميان طرفين متخاصم نبود.

1960 - نخستين زني كه در قرون معاصر نخست وزير شد

بانو «سيريماوا باندرانيكه Sirimavo Bandaranaike» بيستم جولاي 1960 نخست وزير سريلانكا (سيلان) شد و اين بار با بردن انتخابات عمومي. وي نخستين زن است كه در قرون معاصر به نخست وزيري يك كشور رسيده بود. شوهر چپگراي او «سولومون باندرانايكه» در 26 سپتامبر 1959 ترور شده بود و بانو سيريماوا وظايف او را برعهده گرفته بود. در انتخابات جولاي 1960، حزب آزادي سريلانكا كه از بانو باندرانايكه حمايت مي كرد نيمي از كرسي هاي پارلمان 150 نفري اين كشور را به دست آورده بود. وي با اين كه در يك خانواده اعيان به دنيا آمده و پرورش يافته بود پس از انتخاب شدن به عنوان رياست دولت، قول داد كه سياست هاي شوهرش را دنبال كند كه اين سياست ها عمدتا سوسياليستي و حتي در پاره اي از امور، سوسياليستي افراطي (تروتسكيستي) بودند.

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
Sirimavo Bandaranaike

 با وجود برخي مخالفت ها، عمر حكومت بانو سيريماوا تا سال 1965 ادامه يافت. وي بار ديگر در سال 1970 رئيس دولت شد كه اين بار پس از دو سال، او را به اتهام سوء مديريت و تجاوز از اختيارات قانوني به محاكمه كشانيدند كه كنار رفت و در سال 2000 در هشتاد و چهارسالگي درگذشت ولي شش سال پيش از اين كه وفات يابد سريلانكايي ها در سال 1994 دختر او چاندريكا را به رياست جمهوري اين كشور انتخاب كرده بودند.

1993 - کشتار سرخپوستان به خاطر طلا در ونزوئلا

21 جولای 1993 (پنج سال پیش از ریاست جمهوری هوگو چاوس) صاحبان معادن طلا در یک منطقه جنگلي ونزوئلا 13 سرخپوست (بوميان قاره آمريكا) را كشتند كه تازه ترين قتل عام سرخپوستان به دست سفيد پوستان اروپايي تبار به خاطر طلا و تصاحب اراضي شان بود. بیش از 60 درصد جمعیت 27 میلیونی ونزوئلای 916 هزار کیلومتری را بومیان و نژاد مخلوط تشکیل می دهند. سه قبیله معروف سرخپوست؛ زولیا، وویووو و تیموتوکیوکاس در ونزوئلا زندگی می کنند و معادن نفت در منطقه زولیا واقع شده اند. ونزوئلا با نود و شش درصد باسواد و بهداشت و آموزش و پرورش مطلقا رایگان علاوه بر نفت دارای معادن طلا، الماس و سنگ آهن است. این کشور با گامهای سریع به سوی سوسیالیستی شدن (ملی کردن منابع) پیش می رود.

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟

زادروزها

    ۱۸۹۹ - زادروز ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی ، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۵۴ ، خالق کتاب پیرمرد و دریا
    ۱۹۱۱ - زادروز مارشال مک‌لوهان فیلسوف کانادایی و طراح مفهوم «دهکدهٔ جهانی»

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
ارنست همینگوی

    ۱۹۴۸ - زادروز کت استیونس (یوسف اسلام) هنرمند برجستهٔ موسیقی پاپ
    ۱۹۵۱ - زادروز رابین ویلیامز بازیگر و کمدین آمریکایی ، برنده جایزه اسکار

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
کت استیونس (یوسف اسلام)

    ۱۹۷۸ - زادروز جاش هارتنت بازیگر و تهیه کننده آمریکایی
    ۱۳۵۵ - زادروز وحید هاشمیان، بازیکن فوتبال اهل ایران

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
رابین ویلیامز


درگذشت‌ها

    ۱۴۲۵ - درگذشت مانوئل دوم سرباز، سیاستمدار و امپراتور بیزانس از ۱۳۹۱ تا هنگام مرگش در ۱۴۲۵
    ۱۷۹۶ - درگذشت رابرت برنز شاعر و ترانه‌سرای اسکاتلندی

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
رابرت برنز

    ۱۹۱۴ - درگذشت جرجی زیدان نویسنده، روزنامه نگار لبنانی
    ۱۹۹۸ - درگذشت آلن شپارد نخستین فضانورد آمریکایی طی ماموریت عطارد ۳ و پنجمین انسان روی ماه طی ماموریت آپولو 14

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
آلن شپارد

    ۲۰۰۴ - درگذشت جری گلدسمیت آهنگساز و رهبر ارکستر اهل آمریکا ، برنده یک جایزه اسکاv
    ۱۳۵۷ - درگذشت حجت الاسلام شیخ احمد کافی واعظ نامدار ایرانی.

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
جری گلدسمیت

    ۱۳۰۹ - مرگ اسماعیل آقا سیمیتقو، شورشی کُرد.
    1361 - شهادت عباس دوران از خلبانان نیروی هوایی ایران

30 تیر - 21 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
شهید عباس دوران

*****
منابع:

-پايگاه نوشيروان کيهاني زاده
-ویکی پدیای فارسی
-صفحه امروز در تاریخ در توئیتر
-راسخون
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه