شکایت از دیگران، امکان پرهیز از احساس بی ارزش بودن و ارضای خود فرد را فراهم می آورد و با هدف های گوناگون و به شکل های مختلفی انجام می شود.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله راز - ژاک سالومه/ دکتر زهرا وثوق:شکایت از دیگران، امکان پرهیز از احساس بی ارزش بودن و ارضای خود فرد را فراهم می آورد و با هدف های گوناگون و به شکل های مختلفی انجام می شود.

شکایت همراه با اخطار

شکایت می تواند اخطاری غیرمستقیم باشد. هدف این نوع شکایت اغلب جلب توجه عواطف دیگران است. وقتی فرد اتفاق های بد و بداقبالی های زندگی اش را برای فردی دیگر بازگو می کنید، تنها اقدامی که دیگری می تواند انجام دهد، محبت کردن به آن شخص است. آیا افراد بدبخت سزاوار توجهی خاص و بیشتر هستند؟! آن ها با رفتار خود می گویند: «رنج خاصی که دارم، بارزترین ویژگی من است!»

انواع روش های شکایت کردن

«اگر ژامبون داشتم املت ژامبون می پختم. ما تخم مرغ نداریم.»

شکایت همراه با اخطار، باید با احتیاط انجام شود و به اندازه ای باشد که اثر مطلوب را بر دیگران بگذارد. افرادی که در درازمدت، به رفتار پر از شکایت خود ادامه دهند، اطرافیان خود را فراری می دهند. آن ها در دایره ای معیوب، طردشدن به وسیله محیط را بر می انگیزند و پس از طردشدن، این بار از طردشدن خود شکایت می کنند که دوباره موجب طردشدن بیشتر آن ها می شود.

شکایتی که به منظور جلب توجه (کشیدن دیگری به سوی خود) و به نوعی زنده نگه داشتن بعضی خاطرات کودکی است، اغلب با شکست مواجه می شود. بعضی از افراد می گویند: «افرادی که چنین رفتار می کنند، در دوران کودکی فقط وقتی بیمار یا مجروح بوده اند نازشان کشیده شده و با آن ها به گرمی رفتار شده است.»

این افراد درواقع کمبود عشق را با حرص زدن برای عشق جبران می کنند.

شکایت همراه با اعتراض


شکایت گاهی اعتراضی غیرمستقیم، خطاب به شنونده آن است. زنی که جرئت ندارد به شوهرش اعتراض کند، مدام از ناخوشی، خستگی، کار همسایه ها، پیری یا جامعه شکایت می کند. نزدیکان او در این شکایات، مورد اعتراض قرار می گیرند، ولی نمی دانند که در چه موردی کوتاهی کرده اند. به خصوص این که آن ها در مقابل یک ناخوشی دائمی از خود دفاعی نمی کنند چون احساس می کنند که این شکایت ها درواقع به آنها مربوط می شود.

شکایت توأم با اعتراض غیرمستقیم، موجب رکود رابطه می شود و از درخواست یا تهاجم جلوگیری می کند. از طرفی، موجب انصراف از نیازها یا امیال شخصی می شود. تمایل به تغییر در ظاهر، از طریق صرفه جویی در بحران ها و تعارضات رودررو، ابراز می شود؛ ولی درواقع هدف، پرهیز از آن است.

انواع روش های شکایت کردن

«اگر به او میگفتم چه چیزی برایم خوشایند است و او خواسته ام را برآورده می کرد، دیگر نمی توانستم شکایتی کنم. اگر او، خیلی زود خواسته ام را انجام دهد، دیگر دلیل اعتراض پنهان من از بین خواهدرفت.»

وقتی اعتراض هایم بی مورد و اجرانشدنی است؛ آن ها را به شکایت تبدیل می کنم.

شوهری که نمی تواند به زنش اعتراض کند که چرا تمام وقتش را صرف مادر بیمارش می کند، ساعت ها از گرفتاری های خانه و رفتار بچه ها، شکایت می کند.

زنی که از اذیت فرزند ازدواج اول شوهرش، وقتی با آن ها به تعطیلات می رود، نمی تواند به شوهر اعتراض کند، دچار سردرد می شود.

نوجوانی که به سنگین بودن گوش پدرش نمی تواند اعتراض کند، از معلم هایی که حرفش را درک نمی کنند، شکایت می کند.

مردی که مشغله کاری اش آن قدر زیاد است که قادر نیست اولویت های زندگی اش را تشخیص دهد، از کمبود وقت و روند زندگی شکایت می کند.

کارمندی که رئیسش از او باهوش تر و کارآمدتر است، نمی تواند به او اعتراض کند؛ برای همین از شرایط کاری شکایت می کند.

به این ترتیب، شکایت از مواردغیرممکن، به هدفی سوم منحرف می شود.

افرادی که کارشان کمک رسانی است، باید به این نوع شکایت هایی که از هدف حقیقی خود منحرف شده اند،دقت بیشتری داشته باشند تا از خطر یافتن راه حل برای اهداف ظاهری در امان بمانند. آن ها باید از خود بپرسند، این شخص درواقع از چه موردی شکایت دارد.

«او درواقع ازچه موردی شکایت دارد! و میان افرادی که در گذشته و حال برایش مهم بوده اند، چه کسی را خطاب قرار می دهد؟»

در این نوع شکایت، بهترین اعتراض ها، باز هم ناحق اند.

شکایت همراه با حمله


در شکایت همراه با حمله، فرد شاکی به نقاط ضعف طرف مقابل تمرکز کرده و وی را مسئول مشکلات موجود می داند؛ برای مثال می گوید:

«ببین به خاطر تو من به چه روزی افتادم! ببین مرا به چه کارهایی واداشته ای!»

«من خودم را برای تو نابود کردم! ببین الان به خاطر رفتار بد تو، دچار افسردگی شدم؟»

«این رفتار تو ناراحتم می کند و نارضایتی موجب می شود پرخوری کنم؛ ببین باز هم سه کیلو چاق شدم!»

«این خانه را دوست ندارم، من به زیبایی حساسم و این محیط افسرده ام می کند.»

شکایتی که طرف مقابل را با کمبودهایش مواجه می کند، می خواهد ضامن موقعیتی بالاتر باشد؛ یعنی موقعیت قربانی آزادهنده ای که می خواهد نقش آزاردهنده را به فردی دیگر واگذار کند. در این شرایط، بخشیدن طرف مقابل به دلیل آزاری که به او رسانده ایم، بسیار سخت است، درنتیجه آزاردهنده، از قربانی متهم کننده اش کینه به دل می گیرد.

انواع روش های شکایت کردن

شکایت همراه با توجیه


با شکایت کردن از دیگران و اتهام زدن به آن ها، درباره آنچه به سرم آمده، از احساس دردناک گناه یا مسئولیت می پرهیزم. شکایت از والدین مانند شکایت از جامعه، منبعی تمام ناشدنی برای توجیه خود است.

«آن ها جلوی مرا گرفتند و نگذاشتند ظرفیت هایم رشد کند. آن ها زیادی مرا محدود کردند. به اندازه کافی راهنمایی ام نکردند. آن ها تصویر رضایت بخشی از زندگی خانوادگی به من ندادند. به من یاد ندادند که یک زن باشم. برخورد او پیامی که به من می داد این بود که نباید احساساتم را نشان بدهم و...»

فهرست چنین شکایت هایی، دور و دراز است. همه کمبودها، نواقص، شکست ها و ناتوانی ها، تقصیر دیگران است.

«کمبودهایی که در دوران کودکی داشته ام، موجب این وضعیت غیرقابل اصلاح است، که مسئول آن نیستم.»

در اقدامی که به منظور رشد و تغییر شخصیت صورت می گیرد، ما تلاش داریم، احساس مسئولیت را ترمیم کنیم و این درست برعکس رفتارهای متهم کننده و شانه خالی کردن از مسئولیت است که بسیاری از افراد به تداوم آن علاقه دارند.

دیگران، جامعه، محله یا حتی روزگار رامی توان مسئول به شمار آورد.

«در این شهر نمی توان کار خلاقانه و نوآورانه انجام داد. همه چیز زنگ زده، پوسیده و یکنواخت است و این جریان، ذوق آدم را کور می کند.»

«امروزه رابطه های فوری و زنده را نمی شود برقرار کرد. مردم خودشان را کنار می کشند و در خود فرو رفته اند، آن ها آن قدر مادی، فردگرا و خودخواه هستند که...»

«علیه آن ها (کارمندان، پزشکان، معلمان، پلیس و... دیگران) کاری نمی شود کرد.»

این «هیچ کاری نمی شود کرد» دلیلی توجیه کننده، برای انتخاب نکردن راهی دیگر و ماندن در یک حالت انفعالی معصومانه است.

با این شکایت، سعی می کنم ناتوانی خودم را به گوش دیگران برسانم و التماس کنم.

«چند هفته است که شخصی نامتعادل جنگل های کاج را آتش می زند؛ من که درختچه های زمینم را کنده ام و هر بوته خشکی را از ریشه در آورده ام. از همسایه ها که زمینشان را با گیاهان خشک رها کرده اند، شکایت دارم. در مقابل رفتار پیش بینی نشده یک آدم نامتعادل، ناتوانم.»

«آه! اکر می توانستم دست کم از آنچه که در خودم و اطرافم است، شکایت کنم!»
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه