«می گویند مهره مار دارد.» این جمله آشنایی است که کمتر کسی پیدا می شود که آن را نشنیده باشد. شاید بارها این جمله را مثلا به جای یک ضرب المثل به کار برده اید. برای کسی که دارد به نظرتان همینطور الکی شانس می آورد اما برای برخی، این تنها یک ضرب المثل نیست بلکه یک باور است.

مجله اینترنتی برترین ها





همشهری سرنخ - محمد صادق خسروی علیا:
سودجویان برای هر حیوانی خواب جداگانه ای دیده اند. حتی برای حرام گوشت ها و بی بر و روها! مثلا کفتارها نه گوشت شان گوشتی است که بشود با آن آبگوشت ساخت و نه دک و پز زیبایی دارند که جنایتکاران طبیعت بتوانند سرشان را تاکسیدرمی کنند و بکوبند به دیوار سالن پذیرایی شان. با این حال آنهایی که لقمه در خون حیوانات زبان بسته می زنند، همیشه برای بازارگرمی، حقه و شگردی در چنته شان دارند.

این روزها سودجویان دارند از دل تاریخ شفاهی که معلوم نیست دقیقا کی گفته و کی شنیده، خرافات را بیرون می کشند و به خورد ساده لوحان می دهند. خرافات بی پایه و اساسی که هدف از آنها تنها سرکیسه کردن و خالی کردن جیب هاست. می گویند فلان عضو فلان حیوان، شانس می آورد، نیروی جوانی می آورد، خوشی و مبارکی می آورد. اصلا اگر آن را به همراه داشته باشی چرخ گردون به گردت می گردد! و ... متاسفانه این تنها ساده لوحان نیستند که تاوان این جادو و جنبل بازی ها را از جیب شان می پردازند. مسئله اصلی گونه هایی از حیوانات هستند که در گوشه و کنار این مرز و بوم دارند قتل عام می شوند.

صرفا جهت خرافات!!!

بازار داغ خرید و فروش اعضای حیوانات - که قرار است جادو کند - در سایت های اجتماعی، دلیلی بر این مدعاست. اینکه کدام حیوان، کجا و چرا، محکوم به این سرنوشت وحشتناک می شود، سئوالات مبهمی است که حسین اعلایی به آن پاسخ می دهد.

آقای اعلایی از پژوهشگران برتر در عرصه محیط زیست است. او سال هاست در مورد خرافه هایی که بلای جان حیوانات شده تحقیق کرده و قرار است در این گزارش ما را همراهی کند.

«نمی توان گفت این خرافات از چه زمانی وارد فرهنگ ما شده. به هر حال این باورهای غلط در افکار و اذهان عمومی ریشه دوانده؛ در برخی مناطق کشور بیشتر و در برخی کمتر اما مسئله این است که عده ای دارند به این خرافات کهنه دامن می زنند و تا نابودی حیات گونه های در معرض انقراض هم پیش می روند.

کفتار در رأس خرافات

تقریبا می توان گفت سایه شوم خرافه بر سر کفتار در بیشتر نقاط کشور سایه انداخته است. برخی با دیدن این حیوان انگار یک فرصت طلایی ��صیب شان شده، به تکاپو می افتند و از هر چیزی که در اطراف شان باشد استفاده می کنند به عنوان یک سلاح کشتار، فرقی نمی کند یک تکه چوب و سنگ باشد یا یک سلاح گرم، با هر چیزی که دم دست شان بیاید، حمله ور می شوند به طرف حیوان.

صرفا جهت خرافات!!!

البته این آدم های بیمار باید حواس شان جمع باشد که کفتار ماده باشد وگرنه تلاش شان بیهوده است. آنها حیوان بیگناه را دوره می کنند و آن را می گیرند و بعد آن را با ضربات پشت سر هم می کشند، اگر حیوان ماده باشد بلافاصله عضوی از حیوان را جدا می کنند و لاشه اش را درون گودال یا چاهی رها می کنند.

آقای اعلایی در این باره می گوید: «ریشه این باور غلط برمی گردد به یک طلسم. برخی باور دارند این طلسم باعث می شود که بخت دختر جوان بسته شود و تنها راه رهایی و شکستن این طلسم، کشتن کفتار ماده و جدا کردن قطعه ای از لاشه آن است. آدم های خرافاتی بر این باور هستند که قطعه جدا شده باید همیشه همراه دختر بخت بسته باشد تا طلسمش شکسته شود و او بتواند ازدواج کند! این قطعه یا به صورت گردنبند است، یا به لباس سنجاق می شود.

همانخرافاتی ها می گویند هر چه جلوی چشم نباشد بهتر عمل می کند. متاسفانه فقط این نیست. این اواخر علاوه بر دختران دم بخت خرافاتی، زنان و مردان ازدواج کرده هم تمایل دارند برای گرما بخشیدن به زندگی زناشویی شان این قطعه را داشته باشند. از آن بدتر شایعات این اواخر است که به خرافه ها پر و بال داده، تا آنجا که در برخی مناطق کشور، مردم تصور می کنند این قطعه همواره نیک اقبالی می آورد. مثلا آدم هایی که دنبال کار هستند، تصور می کنند اگر به این قطعه مجهز شوند، شغل مورد نظرشان را خواهند یافت و ...»

به گفته آقای اعلایی معتقدان به این خرافه حاضرند چند صد هزار تومان بپردازند تا این عضو را داشته باشند و در این میان، این تجارت سیاه باعث می شود که زندگی کفتارها به وحشتناکترین شکل به آخر برسد.

عاقبت سیاه پرنده خوش یمن

اگر سیمرغ افسانه ای هم وجود خارجی داشت، حالا مطمئنا نسلش در معرض خطر بود چرا که به طور حتم تا بحال نسلش را نیست و نابود کرده بودند. ماجرای «هدهد» مدرکی است که پایه های این نظریه را محکم می کند.

«هدهد» هم مانند سیمرغ به باور ما ایرانیان پرنده خوش یمنی است اما با این تفاوت که هدهد واقعی است و سیمرغ افسانه ای. هدهد مظهر خوش اقبالی و خوش خبری است. رد پایش در شاهنامه فردوسی هم دیده می شود و همچنین در خیلی سرودها و نوشته های ادبیات کهن مان.

صرفا جهت خرافات!!!

حالا این خوش خبری و خوش اقبالی هدهد، این پرنده را نگون بخت کرده است. آقای اعلایی می گوید: «برخی بر این باورند که اگر این پرنده را در قفس نگهداری کنند یا حتی خشک شده اش را در خانه نگه دارند، هر روز برایشان از در و دیوار خبرهای خوش می بارد! آنها می گویند که هدهد باید جلوی چشم شان باشد. می گویند اگر روز را با نگاه کردن به این پرنده آغاز کنند، خیر و برکت در زندگی شان افزون می شود.»

متاسفانه همین باورهای دورغین کافی است که هدهد بیچاره هم وارد فهرست سیاه کشتار خرافه پرستان شود تا آنجا که مردم در بازار خرافه فروشان حاضرند برای زنده و حتی مرده هدهد ده ها هزار تومان پول بدهند.

ادب کردن گرگ ها!

فصل؛ فصل قتل عام حیوانات است. این جمله خیلی هم بیراه نیست، هوا که سرد می شود حیوانات به مناطق مسکونی نزدیکتر می شوند؛ به خصوص زمانی که برف ببارد، حیوانات به ناچار از فرط گرسنگی مجبور می شوند پا به قلمرو خطرناکترین موجود کره خاکی بگذارند، قصدشان فقط غذاست و بس.

صرفا جهت خرافات!!!

گوشتخواران به هوای دام ها و طیور، گیاهخواران هم به هوای زباله ها و پسماندها. در میان گوشتخواران گرگ ها کمتر تاب گرسنگی را دارند. آنها پیشقراولانی هستند که با آغاز فصل سرما وارد سرزمین انسان ها می شوند.

این شکارچیان طبیعت، نمی دانند که دارند دست به چه کار خطرناکی می زنند. گرگ ها با شکم گرسنه قبل از اینکه طعمه ای به چنگ بیاورند، خودشان طعمه کینه توزی انسان ها می شوند.

در مناطق شرقی کشورمان، هنوز گرگ ها به عنوان دشمن و رقیب شناخته می شوند و در صورت مشاهده به فجیع ترین شکل ممکن کشته می شوند. گرگ ها را می کشند و لاشه این حیوان نکونبخت را در معرض دید قرار می دهند تا به خیال خودشان زهر چشمی بگیرند از سایر همنوعانشان!

و متاسفانه در برخی مناطق کشورمان هنوز «کله گرگی» مرسوم است. کله گرگی رسمی است که در اوایل فصل سرما برگزار می شود. مردان برخی از مناطق کشورمان تلاش می کنند که اولین گرگ را در شروع فصل سرما در سال جدید کشتار کنند. هر کس موفق شد با بی رحمی بسیار، سر گرگ را از بدن جدا می کند و به انتهای چوبی بلند می بندد. چوب را مانند پرچم پیروزی به دست گرفته و با افتخار در آبادی های اطراف می چرخد و از رمه داران جایزه می گیرد. معمولا رمه داران به نسبت تعداد گوسفندان گله ای که دارند، مبلغی به شکارچی گرگ به رسم کله گرگی می پردازند.

در گذشته در برخی مناطق، کشتن گرگ ها برای کله گرگی، شغلی بود ثابت و شکارگر گرگ از این راه امرار معاش می کرد، این کار باعث انقراض کامل این سگ سان در برخی مناطق و کاهش شدید جمعیت آن در سایر نقاط کشور شد.»

توهم شومی؛ وحشتناکترین خرافه

این وسط برخی هم از آن ور بام می افتند! خرافات همیشه به خوش یمنی و نیک اقبالی ختم نمی شود. گاهی یک حیوان یا یک پرنده می شود نماد شومی و نحسی. «جغد» یا «بوف شوم» کلمه ناآشنایی نیست. اصلا معلوم نیست که چرا و چه کسی این پسوند نامناسب را برای این پرنده بخت برگشته برگزیده است. خرافه شوم بودن این پرنده باعث شده تا هر وقت سر و کله جغدی پیدا شود همه دست به سنگ شوند!

«مردم در بسیاری از شهرهای کشور ، خواند جغد بالای خانه شان را شوم می دانند و این حیوان زیبا را با هر چه در دست داشته باشند، می زنند تا بمیرد یا پرواز کند و بر بام دیگری بخواند.»

صرفا جهت خرافات!!!

به گفته آقای اعلایی، دال سیاه دنا هم به خاطر برخی خرافات نایاب شده است. «دال سیاه یک نوع لاشخور است که در استان کهکیلویه و بویراحمد و در میان رشته کوه های دنا می زیست. این پرنده کار پاکسازی طبیعت را به عهده دارد اما چند سالی است که هیچ لاشه حیوانی در طبیعت دنا پاکسازی نمی شود. این هم نتیجه باور غلط مردم منطقه است که از گذشته تا به حال به آن باور دارند. برخی اعتقاد دارند که این پرنده باید نابود شود چرا که نامیمون و نحس است. به همین خاطر لاشه ها - که تنها منبغ غذایی این پرندگان است - را به سم آغشته می کردند تا دال ها را نابود کنند و گویا موفق شده اند چرا که این روزها هیچ دالی در آسمان دنا پرواز نمی کند.»

خرافات سایه شومی بر سر حیوانات انداخته تا آنجا که برخی کمر به قتل حیات وحش بسته اند. آخر این زبان بسته چطور می تواند جادوگر باشد و سحر داشته باشد، در صورتی که نمی تواند حتی از خودش دفاع کند؟!

حرام گوشت هایی که شکار می شوند

به دنبال گراز (خوک وحشی) می دوند، شکارش می کنند و آن را به سیخ می کشند، علاوه بر این، جوجه تیغی، خرگوش و خرس را هم شکار می کنند تا با مبالغ بالایی آنها را به خرافاتی ها بفروشند. هر چهار حیوانی که از آنها نام برده شد حرام گوشتند اما اینقدر خرافات در زندگی خرافاتی ها ریشه دوانده که دیگر حتی حلال و حرام هم برایشان فرقی نمی کند.

«خرس خورها، بر این باورند که گوشت خرس، تقویت کننده قوای جنسی مردانه است! تنها منطق شان هم این است که گوشت خرس گرم است. ماجرای شکار خرس دیگر مانند شکار هدهد، کفتار و گرگ نیست. شکارچیان تبهکار می آیند خرس حرام گوشت را مانند حیوانات حلال گوشت ذبح می کنند! و آن را با مبالغ باورنکردنی می فروشند و افراد خرافاتی بعد از خرید این گوشت حرام، با آن آبگوشت می پزند و آن را می خورند با این تصور که این غذای نجس باعث تقویت قوای جنسی آنها می شود.

صرفا جهت خرافات!!!

اما علاوه بر این، خرس های زیبا برای پوست شان هم سلاخی می شوند؛ پوستی که آدم های خرافاتی می گویند طلسم شکن است. منتها آنقدر سنگین و بزرگ است که نمی شود آن را مانند گردنبند آویخت یا سنجاق کرد به پر شال و لباس؛ به همین خاطر، پوست خرس نگونبخت همچون قاب عکس به دیوار میخکوب می شود تا هم جادو و جنبل ها از خانه صاحب خرافاتی آنها رخت بربندد و هم زور و بازوی مرد خانه را به نوعی به رخ فک و فامیل و بخصوص بدخواهان بکشد.

هنوز تمام نشده، از آن خرس بیچاره یک کله باقی مانده است. تکلیف زبان که معلوم است؛ از حلقوم بیرون کشیده می شود جهت آبگوشت ساختن، باز هم برای همان تصور ساده لوحانه به قصد تقویت قوای جنسی. بقیه کله هم در هیچ دیگ و قابلمه ای جا نمی شود و به ناچار شکارچیان رضایت می دهند تاکسیدرمی شود.»

مهره های جادوگر

این نیروی جاذبه ای است که به باور برخی از افراد ساده لوح حتی از نیروی جاذبه کره زمین هم قوی تر عمل می کند! این جاذبه دیگر کشف نیوتن نیست. کاشف آن احتمالا انسان پول پرستی بوده که برایش نه طبیعت و نه انسان ها کمترین ارزشی نداشته اند.

این خرافه را البته تا به حال خود شما هم به صورت کاملا ناخودآگاه تصدیق کرده اید! «می گویند طرف مهره مار دارد.» این همان جمله معروفی است که به خاطر آن شاید هزاران هزار مار کشتار شده اند و این قلع و قمع کردن ها هنوز ادامه دارد.

صرفا جهت خرافات!!!

«شاید خیلی ها اصلا ندانند که مهره مار چیست؟ مهره مار در واقع در مارهای نر، بار مثبت و در مارهای ماده، حامل انرژی منفی است که مانند آهن ربایی دو جفت را به سوی هم جذب می کند برای جفت گیری و بقای نسل. اندازه این مهره ها حدودا به اندازه 2 عدد لپه معمولی است که بعد از عمل جفت گیری، این مهره ها از سر مار جدا می شود و بر زمین می افتد.

این از مهره مار. برخی بر این باورند که این مهره ها جادو می کند و به این خاطر است که برخی در به در دنبال یک جفت مهره مار اصلی هستند.

با این تصور که اگر 4 روز این جفت مهره ها را با خود حمل کنند، همه عالم و آدم، شیفته شان می شوند. مدت هاست که دیگر معتقدان به این خرافه تنها به مهره های مار بسنده نمی کنند. آنها برای محکم کاری هم که شده می آیند دندان نیش، تکه ای از پوست، کله له شده مار و خلاصه هر چیزی که بتوانند از مار جدا کنند را از جا می کنند و همراه مهره ها در یک کیسه نایلونی قرار می دهند.

البته علاوه بر ادوات مارگونه، در این نایلون جادویی (!) یک دستنوشته با خطی خرچنگ قورباغه و در هم که اصلا معلوم نیست به چه زبانی است و معنی اش چیست هم وجود دارد که می گویند دعا و سحر است و خلاصه سودجویان اینطور پیاز داغ مزخرفات شان را زیاد می کنند و درآخر هم نایلون جادویی شان را به قیمت 50 هزار تا یک میلیون تومان قالب می کنند به ساده لوحان و خرافه باوران. این جاذبه مغناطیسی دروغین مهره مار، شده دلیل سلاخی هزاران مار.»

هوبره ها در دام خرافه

در شماره های پیشین سر نخ از ماجرای آخرین سفر هوبره ها نوشتیم. گزارش مفصلی از یک فراز و نشیب طولانی و یک پایان غم انگیز برای یک پرنده نادر، آن هم تنها به خاطر خوردن یک آبگوشت اما مثل اینکه تنها آبگوشت این پرنده نیست که زیر دندان شیوخ عرب مزه کرده است.

متاسفانه گزارش ها حاکی از آن است که هوبره ها هم از قربانیان اصلی خرافات هستند. این خرافه ها می گویند گوشت این پرنده نادر نیز قوای جنسی را تقویت می کند.

صرفا جهت خرافات!!!

«متاسفانه مدتی است که انگشت اشاره خرافات به طرف حیوانات و پرندگان رو به انقراض و نادر است. هر چه بازار این خرافات داغ تر باشد، تنور نان سودجویان هم داغ تر می شود. هوبره یک پرنده است اما کمیاب بودنش باعث شده حکم طلا را برای تاجران سیاه خرافه هم پیدا کند. شاید اگر تعداد این پرنده زیاد بود، تا این حد آبگوشتش مشتری نداشت و در موردش این فهرست بلندبالای درمانی وجود نداشت. این خرافات تا جایی ادامه یافته است که برخی می گویند تماشای شکار شدن هوبره توسط بالابان - پرنده شکاری آموزش دیده ای که شیوخ عرب از آن برای شکار هوبره های در آسمان استفاده می کنند - خوش یمنی می آورد و بلا را دور می کند!»

درست است، اما ...

برخی معتقدند بعضی از اعضای حیوانات شانس می آورد و روی این موضوع هم پافشاری می کنند

عده ای هستند که البته تعدادشان کم است؛ معتقدند از زمانی که تکه ای از جسم بی جان فلان حیوان را با خود حمل می کنند، بخت و اقبال به آنها رو کرده است و این تصور است که مثلا مهره مار خوش شانسی می آورد. توجیه شان هم این است که بعد از تهیه این عضو یک یا چند موفقیت نصیب شان شده. مهدی هرمزی روانشناس در مورد این باور می گوید:

«افرادی که به دنبال این خرافه ها هستند هم زودباورند و هم بدون اعتماد به نفس. این قشر خاص برای پیشرفت در هر زمینه ای به دنبال یک راه میانبر هستند که با واقعیت همخوانی ندارد. بیشترشان پنهان می کنند اما قلبا باور دارند که حتی غول چراغ جادو هم وجود دارد!

این باورهای غلط باعث می شود که فرد برای دست زدن به هر کاری احساس یک کمبود کند. احساس کمبود یک نیروی جادویی. فرقی نمی کند، هر چیزی که به آنها بگویند شانس می آورد حتی اگر یک تکه سنگ باشد به آن چنگ می زند و جالب اینجاست که بعدا می گویند کلی برایم خوش شانسی آورده! تصورشان درست است. بعد از داشتن آن شیء ممکن است به موفقیت برسند اما این عضو یا شیء خوش یمن نیست که جادو می کند، در واقع این اعتماد به نفس و تلاش بدون هراس شان است که اوضاع را تغییر می دهد.

باور به قدرت اعجاب انگیز اعضای حیوانات خرافات محض است و بهتر است به جای پرداختن به آنها، افراد پایه های اعتماد به نفس و مثبت اندیشی شان را محکم کنند تا همیشه بخت با آنها یار باشد.»
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه