«عکس سلفی فلان ستاره»؛ اگر اهل مرور سایت های خبری باشید، قطعا در چند ماه اخیر به این تیتر ثابت زیاد برخورد کرده اید. لغت سلفی (کاربران ایرانی، واژه های خودگراف یا خودگرفت را برای معادلش پیشنهاد کرده اند) البته عمر زیادی ندارد.





همشهری جوان:
«عکس سلفی فلان ستاره»؛ اگر اهل مرور سایت های خبری باشید، قطعا در چند ماه اخیر به این تیتر ثابت زیاد برخورد کرده اید. لغت سلفی (کاربران ایرانی، واژه های خودگراف یا خودگرفت را برای معادلش پیشنهاد کرده اند) البته عمر زیادی ندارد. اولین بار 13 سپتامبر 2002 یک بابای استرالیایی بعد از یک مهمانی آنچنانی و در حال غیرطبیعی این لغت را توی پستش نوشت اما با اضافه شدن هشتگ #Selfie به شبکه های اجتماعی بود که موج به راه افتاد و همینطور بزرگ و بزرگتر شد تا عاقبت تبدیل به سیل شد و همه را با خود برد.

موسسه لغتنامه آکسفورد، لغت سلفی را در پایان سال 2013 به عنوان لغت سال اعلام کرد. همراه با این آمار عجیب که میزان استفاده از این لغت از ابتدا تا انتهای سال 17000 درصد رشد داشته است. سوال این است که چرا؟ این میل مفرط به عکس انداختن از خود از کجا آمده است؟ آیا آن عکس معروف سلفی ستاره ها در اسکار (که بعدا فهمیدیم تبلیغی برای سامسونگ بوده است) این تاثیر وحشتناک را داشته؟ یا آنها خودشان هم جزیی از بازی هستند؟

خودگیری و خودخندی

«ما نسلی هستیم که برای دو دقیقه دستشویی رفتن هم اینترنت را قطع می کردیم که یک وقت حرام نشود». این، یکی از پست های محبوب چند هفته اخیر بود. یادآوری دورانی که فرآیند اتصال به شبکه جهانی اینترنت با صدای دیژدیژ مودم دایال آپ شروع می شد و با استرس اعتراض احتمالی اهالی خانه نسبت به اشغال ماندن خط تلفن ادامه پیدا می کرد.

این همان دورانی بود که برای چت کردن، اسم های عجیب و غریب انتخاب می کردیم و هویت های جعلی، میل به دیده نشدن و در سایه ماندن؛ از تربیت نسل اندر نسل پدرانمان چنان قوی در جان ما نشسته بود که آدرس ایمیل ها معمولا چیزهایی غیر از اسم اصلی خودمان بود. ما یاد گرفته بودیم که «من» و منیت مذموم است و حتی در فعلی که فاعلش خودمان هستیم، به جای «من» باید یک «م» کوچک به آخر فعل بچسبانیم و تمام.

شاید برای جوامع دیگر، آنقدرها هم این مسئله عجیب و غریب نباشد اما برای جامعه ایرانی، سرعتی که در حرکت از نقطه پرهیز از هرگونه خودنمایی و رسیدن به نقطه به اشتراک گذاشتن شخصی ترین مسائل زندگی اتفاق افتاده، البته که اسباب حیرت است.

اینکه چطور وسوسه شبکه های اجتماعی آیدی کاربری های بی نام و نشان، جای خود را به پروفایل های پر از اطلاعات نشان دادند؛ اینکه چطور خاطرات روزانه و اشعار وبلاگ هایی با نویسندگانی با اسم مستعار به خودافشاگری های صریح در پست ها و کامنت ها رسید؛ اینکه چطور عکس کودکان چشم آبی، سیندرلا و بتمن در پروفایل ها جای خودشان را به عکس هایی که پیش از این در آلبوم های خانوادگی پنهان بودند داد؛ همگی سوال هایی است که در وقت سر زدن به شبکه های اجتماعی جدید برای بیننده پیش می آید اما نکته در اینجاست که شتاب تغییرات تا زمان رسیدن ما به جواب صبر نمی کند.

پدیده عکس سلفی،جدیدترین شکل خوداظهاری در دنیا�� مجازی است. روزهای اول، کسانی با گردن کج از خودشان عکس می گرفتند تا دردمند و روشنفکر به نظر برسند اما کم کم همین هم عوض شد. حالا تعداد کمی هستند که برای نشان دادن خودشیفتگی لب شان را غنچه می کنند. تعداد کسانی که در کنار دغدغه ازلی «چی بپوشم»، سوال «چی بپوشم که تو عکس قبلی نپوشیده باشم» هم دارد مدام کمتر می شود. همچنان ذره های بیشتری از هویت شخصی دارد به وسیله سلفی ها منتشر می شود. حالا حتی جزییاتی مثل ناخن ها هم می تواند موضوع یک سلفی باشد.

بازیگوشی جوانانه سلفی، حالا آنقدر جدی شده است که رییس جمهورها و حتی پاپ فرانسیس هم به آن تن داده اند اما بازی فقط به همین جا ختم نمی شود. اینکه بازتاب این اشتراک گذاری چه تاثیری روی کاربران می گذارد یا اصلا چه انگیزه درونی سبب می شود تا افراد روی این موج یا جریان سوار شوند از سوال هایی است که ذهن بسیاری از روانشناسان و جامه شناسان را به خود مشغول کرده است.

حالا سلفی ها آنقدر مهم شده اند که جامعه شناس ها از روی آنها بحث و بررسی هایشان را پیش می برند. چند ماه پیش در دانشگاه سیتی یونیورسیتی نیویورک (CUNY) تحقیق گسترده ای روی عکس های سلفی انجام شد با عنوان پروژه Selfiecity.

خودگیری و خودخندی

آنها 656 هزار سلفی را که در پنج شهر نیویورک، ساوپائولو، برلین، بانکوک و مسکو روی اینستاگرام آپلود شده بود بررسی کردند و از روی همان ها به نتایج خاصی رسیدند. از چیزهایی که قابل حدس بود مثل اینکه زن ها بیشتر از خودشان عکس می گیرند اما مردها عکس های بیشتری را در دنیای مجازی به اشتراک می گذارند تا نکات ریزتری مثل اهالی بانکوک از باقی دنیا شادتر هستند.

آنها همه این اطلاعات را از روی سلفی ها به دست آورده بودند. «تفسیر شما نیز به خوبی تفسیر من است.» این جمله ای است که سرپرست تحقیق درباره نتایج پروژه اش گفته بود و منظورش این بود که توضیحی برای این نتایج ندارد!

نه، دیگر عکس های سلفی را نمی شود نادیده گرفت. آنها چنان اهمیت دارند که راه خودشان را به دنیای خبرهای رسمی هم باز می کنند. ممکن است بعضی ها بگویند سلفی فقط یک آیینه دیجیتال برای بازتاب روحیه خودشیفتگی عصر ماست اما می شود از این زاویه هم به موضوع نگاه کرد که سلفی ها یک جور زندگینامه نویسی خودنوشت هم هستند. یک جور زندگینامه مدرن، با امکانات بیشتر و نشانه های فراوان تر.

معروف ترین سلفی های سال های اخیر

بگو سیب

سلفی در زبان انگلیسی هم یک کلمه تازه وارد است (تازه پارسال دیکشنری آکسفورد این لغت را وارد واژگان زبان انگلیسی کرد).

واژه ابداعی که چند سالی بیشتر از ساختنش نمی گذرد ولی این ماه ها اینقدر توی دهان ها افتاد که دیگر کمتر کسی وجود دارد که معنی اش را نداند. تبی که اوجش را آلند دجنرس ابتدا در اسکار راه انداخت و حالا حالاها ظاهرا نمی خوابد. تصاویری که اینجا می بینید، سلفی هایی است که زیاد دیده شده، شیر شده و لایک گرفته، حالا یا به خاطر ماجراهایی که داشته یا به خاطر شخصیت سلفی گیرنده محترم.

یکی از مشهورترین سلفی های ساخت ایران! ماتئوس، ستاره فوتبال آلمان قبل از عید دعوت شده بود به برنامه «ورزش از نگاه دو». مسئولان برنامه هم استاد با به همراه یکی دو جین ستاره بردند رستوران لئون و همان جا دسته جمعی(!) سلفی گرفتند تا کل اسکاری ها را در لایک بخوابانند!

خودگیری و خودخندی (متن ناقص است منتشر نشود)

برادران خسروی هم یکی از سلفی بازهای مشهور ایرانی اند، عکسی که می بینید، مربوط به کنسرت اخیر زانیار است که همراه سیروان، مهدی یراحی و بهنام صفوی سلفی روی دست(!) باهم گرفتند.

خودگیری و خودخندی (متن ناقص است منتشر نشود)

همه دلایلی که می شود برای رواج روز افزون پدیده عکس سلفی برشمرد


سلفی گیری!

سلفی گرفتن و با دیگران به اشتراک گذاشتن، به اتفاق روتین و روزمره زندگی جوان ها تبدیل شده است. دیگر موج مخالفت ها و تمسخرها و «اینا یعنی چی آخه؟» به کلی فروکش کرده است و کسی در فضای مجازی متعرض سلفی گیرندگان و شیرکنندگان نمی شود. اما علت اینکه این جریان تا این حد گرفت و فراگیر شد، چیست؟ چه اتفاقی در نسل جدید افتاده که تا این حد دوست دارند تصویرشان را ببینند و نظر دیگران را درباره اش بدانند؟ آیا اگر اینطور امکانی برای نسل های قبلی وجود داشت، باز هم چنین موجی با خودش به راه می انداخت؟

فردیت

«هرگز حضور حاضر غایب شنیده ای؟/ من در میان جمع و دلم جای دیگر است». وقتی سعدی علیه الرحمه این بیت را می سرود، فکرش را هم نمی کرد 700 سال بعد شعرش به شکل و لونی دیگر مصداق پیدا کند. اگر در گذشته مفهوم «جمع» از طریق عده ای آدم که دور هم نشسته بودند، محقق می شد، امروز به هیچ عنوان چنین اتفاقی نمی افتد. آدم ها با گذاشتن یک هدفون ریزه میزه توی گوششان، به سرعت از آن جمع ظاهری جدا می شوند و به دنیای شخصی و فردی خود می روند (دقیق ترش اینکه «در آن غرق می شوند»!). در واقع دورهمی ها، لزوما کنش - واکنشی بین افراد حاضر برقرار نمی کنند.

حالا دیگر برخلاف قدیم، فرد به جای جمع اهمیت پیدا کرده و آرمان عمومی جای خودش را به زندگی شخصی داده است. اینکه مستندنگاری های اول شخص در رسانه های رسمی رواج یافته، خودش موید چنین تحولی است. در پرونده مربوط به مقوله «به خود اشتراک گذاری» نیز به این نکته اشاره کرده بودیم. اینکه آن جمله معروف آندره مالرو - «چیزی که فقط برای من مهم است، چه اهمیتی دارد؟» - امروز به شکل تازه ای درآمده: «چیزی که برای شخص من مهم نیست، چه اهمیتی دارد؟»

حالا آدم ها به لطف موبایل ها و تبلت ها و لپ تاپ های شخصی، خیلی وقت ها خودشان در میان جمع و دلشان جای دیگر است. دیگر کسی ته دلش نمی خواهد درس بخواند تا به درد جامعه اش بخورد و گرهی از زندگی مردمش باز کند (بماند که صدق این ادعا در نسل های قبلی هم محل بحث های جدی است!).

الان اولویت اصلی و هدفگذاری هر فرد در رفتارهای اینچنینی، بیش از هر چیز نتیجه و اثری است که در زندگی شخصی خودش می تواند باشد. با این اوضاع و احوال، عجیب است که آدم ها علاقه داشته باشند عکس هایی از لحظه های مختلف زندگی شان را با دیگران به اشتراک بگذارند؟

خودشیفتگی

حکایت نارسیس را بلدید؟ همان گل نرگسی که هر روز هر روز، می آمد پای چشمه به هوای اینکه دست و رو بشوید اما هدف و نیتی جز اینکه خودش را توی آب ببیند نداشت؟ سلفی گرفتن به بهترین شکل ممکن این میل و نیاز انسان به بروز خودشیفتگی را ارضا می کند. البته سوءتفاهم نشود؛ معنای این ادعا این نیست که هر که سلفی می گیرد، خودشیفته است و بالعکس (اصلا ای بسا خودشیفته های «خاص»، که سلفی گذاشتن از خود را دون شأن والایشان می دانند!) لکن این تکنیک ساده و دردسترس و فراگیر، ابزاری همیشگی در اختیار فرد قرار می دهد تا خودش را ببیند و از آنچه که هست لذت ببرد. با یک نگاه سرسری به مجموعه سلفی های شیر شده در شبکه های اجتماعی، می فهمیم که آدم ها معمولا توی این عکس ها خوش تیپ نمی افتند و ژست و فیگور آرتیستیک ندارند اما با وجود مستند و بی روتوش بودن سلفی ها، باز هم در تعداد بالا در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می شوند.

یکی از دلایل این مسئله، همان بروز و ظهور غلیظ خودشیفتگی است. برعکس گذشته که همه سعی می کردند توی تصاویر حالتی تاثیرگذار و به یادماندنی داشته باشند - لباس پلوخوری بپوشند، خوش فرم بایستند یا بنشینند، لبخند ملیح بزنند یا با نگاهی عمیق به دوربین بنگرند - امروزه توی سلفی ها نافرم افتاده چهره ها، لباس خانگی و کثیف داشتن، یا ژولیده و نامرتب بودن، برای کسی اهمیتی ندارد؛ اتفاقا زیرنویس عکس ها - که سعی می کنند بر این ترکیب غیرمنتظره و نازیبا تاکید کنند و به بهم ریختگی شان بُعد بامزه یا متفاوتی بدهند (زیرنویس ها از قبیل «از لحاظ عینک» یا «داشتم می خوابیم») - نشان می دهد که امروز آدم ها چقدر با اعتماد به نفس و اطمینان، با آنچه که هستند حال می کنند و از دیگران بابت تماشای سیمایشان، توقع لایک دارند.

گزارش روزانه

با ظهور شبکه های اجتماعی، امروز هر انسان می تواند یک خبرگزاری یکنفره برای خودش باشد. یک رسانه مکتوب، شنیداری و دیداری (چه فیلم، چه عکس). حالا او قادر است اخبار زندگی شخصی اش را به سمع و نظر بینندگان عزیز برساند، سوال ها و تردیدهایش را با آنها مطرح کند و افکار و عقاید مشعشع اش در هر زمینه ای را با آنها به اشتراک بگذارد.

برای تحقق این اطلاع رسانی، سلفی ها یکی از ساده ترین و معمول ترین ابزارها محسوب می شوند. حالا دیگر قضیه از گزارش تصویری ماجراهای مهمی مثل ازدواج کردن، بچه دار شدن، سر کار رفتن، فارغ التحصیلی از تحصیل، سفر رفتن یا درگذشت عزیزان گذشته است. حتی پیش پا افتاده ترین و معمولی ترین اتفاقات زندگی آدم ها هم تبدیل به سلفی می شوند و روی شبکه های اجتماعی می آیند.

سررفتن شیر روی گاز، پختن یک شام خوشمزه، کچل کردن، سبیل گذاشتن، برف بازی، آب تنی، برگه سفید دادن، تقلب نوشتن، توی جوب (!) افتادن، انتظار کشیدن توی صف و ... همه می توانند سوژه سلفی شما از خودتان باشند. حتی لحظه هایی که در گذشته به ندرت توی عکس ها دیده می شدند - مثل قیافه های ترس خورده ای که بر کاترپیلار شهربازی سوار شده اند، یا آدم هایی که توی سالن سینما منتظرند تا ستاره فیلم شان در مراسم افتتاحیه روی سن بیاید - حالا در سلفی ها به وفور دیده می شوند و ما را به سرعت و به صورت زنده و آنلاین از زندگی هم مطلع می کنند. به این ترتیب، هر کس می تواند یک دفترچه خاطرات شخصی و تصویری از خودش بسازد و لحظه لحظه زندگی اش را به طور عمومی برای همگان گزارش کند.

مُد شدن

سلفی هم مثل هر پدیده فراگیر دیگری در دنیای امروز، به سرعت تبدیل به موج شد و خیلی ها را که هنوز از چیستی و چرایی اش چیز خاصی نمی دانستند، با خود برد. آدم ها برای اینکه نشان دهند از غافله عقب نمانده اند و در جریان آخرین تحولات و اتفاقات تکنولوژیک دنیای مدرن هستند، بعضا بدون علاقه ای به داشتن فردیت یا به نمایش گذاشتن خودشیفتگی یا گزارش روزانه از اعمال و رفتارشان، گُر و گُر از خودشان سلفی گرفتند و می گیرند و روی شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند. بالاخره این هم یک جورش است دیگر!
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه