سال 1999 وقتی علی دایی برای گرفتن جایزه بهترین بازیکن سال آسیا روی سن رفت، مسئولان صدا و سیما مانده بودند با تصویر او چه کنند. دایی کت و شلوار خاکستری پوشیده بود با پیراهن آبی و در تصمیمی متهورانه کراوات سورمه ای!

مجله اینترنتی برترین ها




هفته نامه تماشاگران امروز - احسان رضایی: سال 1999 وقتی علی دایی برای گرفتن جایزه بهترین بازیکن سال آسیا روی سن رفت، مسئولان صدا و سیما مانده بودند با تصویر او چه کنند. دایی کت و شلوار خاکستری پوشیده بود با پیراهن آبی و در تصمیمی متهورانه کراوات سورمه ای!

پس از سال ها، اولین بار بود که یک چهره رسمی یا نیمه رسمی، با کراوات در انظار عمومی ظاهر می شد. خداداد عزیزی هم دو سال قبل تر همین جایزه را برده بود اما او در لحظه گرفتن جایزه نه تنها کروات نداشت که پیراهن یقه آخوندی اش بیش از هر چیز دیگری به چشم می آمد.

ستاره های کراواتی؛ از عطاران تا علی دایی

4 سال بعد از علی دایی، مهدی مهدوی کیا هم جایزه بهترین بازیکن سال آسیا را برد. مهدوی کیا که آن روزها بازیکن تیم هامبورگ آلمان بود، به مانند دایی لباس رسمی پوشید. کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کروات مشکی.

از آن پس دیگر کراوات بستن در مناسبت های رسمی خارجی، برای ستاره های ایرانی عادی شد. حتی یکی مانند علی کریمی هم که در زمان اوجش به سختی زیر بار قید و بندهای مرسوم می رفت، سال 2004 با پوششی رسمی جایزه بهترین بازیکن سال آسیا را از دست مقامات کنفدراسیون فوتبال آسیا گرفت.

قبح کراوات بستن کم کم شکسته شد و کار به جایی رسید که سینماگران و برخی از اهالی موسیقی هم در فستیوال های بین المللی بدون نگرانی کراوات بستند. از اصغر فرهادی تا پیمان معادی و رضا عطاران.

در فوتبال هم این ماجرا دیگر عادی شده بود. فرهاد مجیدی، هادی عقیلی و جواد نکونام از جمله کسانی بودند که اگرچه دست شان به جوایز سال کنفدراسیون فوتبال آسیا نرسید اما روی سن رفتند و عکس با کراوات را به یادگار گرفتند.

در همه این سال ها، یک سوال بدون پاسخ مانده، به ویژه برای نسلی که برخی از اتفاقات دهه اول انقلاب را به خاطر نمی آورند؛ مردان ایرانی کی و به چه دلیلی از بستن کراوات منع شدند؟ آیا این ممنوعیت حکم شرعی دارد یا نه؟

ستاره های کراواتی؛ از عطاران تا علی دایی

در این نوشته سعی شده به این سوال ها پاسخ داده شود.

انتشار تصاویر علی دایی و همایون بهزادی در مراسم بهترین های آسیا، در کنار افتخاری که برای فوت��ال ایران به همراه داشت، یک نکته دیگر را هم یادآوری کرد: ماجرای دردسری به نام کراوات یا آنطوری که فرهنگستان زبان و ادب فارسی برایش معادل سازی کرده: دراز آویز زینتی.

کراوات از جمله چیزهایی است که در نقاط تعارض فرهنگی گروه های مختلف اجتماعی ایران قرار دارد. از یک طرف افرادی هستند که این پوشش را که سربازان فرانسوی لویی سیزدهم برای فرار از سرما به کار می بردند، دوست ندارند و حتی مثل شریعتی، به آن «افسار تمدن» لقب می دهند و از سوی دیگر، کسانی هستند که مثل همه ابداعات و اختراعات و جملات قصاری که دوست دارند ریشه اش را به ایران باستان برسانند، کراوات را هم ایرانی به حساب می آورند و اینکه در کتاب اوستا آمده 12 چیز نیاز مرد جنگی است و هشتمین آن پارچه گردن پوشی با نام پهلوی «کوئرس» را نشانه ای بر ادعای خود به حساب می آورند و گاهی حتی پا را فراتر هم می گذارند و برای مردمان کروات (که اسم کراوات از آنها گرفته شده) نژاد آریایی می تراشند.

ورود کراوات به ایران نتیجه قانون متحدالشکل کردن لباس است که بعد از اجباری شدن کلاه شاپو به جای کلاه پهلوی در 1314، کراوات هم به یونیفورم رسمی کارمندان دولت اضافه شد و احتمالا ریشه بسیاری از موارد مخالفت با کراوات، از همین باشد که رواج دستوری رضاخانی داشته.

همانطور که نوشته اند اوایل کار، مردم از این وسیله نفرت داشتند، چنان که ملک الشعرای بهار که خودش کروات می بست، در یکی از شعرهایش اینطور تعریف کرده: «آن کراوات که من بستم با آن صافی/ نپسندیدش مدام ز بی انصافی/ هر چه اصرار نمودم ز مزخرف بافی/ هیچ نشنید و مرا هست همین غم کافی»

نوشته اند اولین کراوات فروشی تهران در 1326 افتتاح شد، یعنی که در این تاریخ کم کم استفاده از این پوشش به اندازه کافی رایج شده بوده است. یک دهه بعد وضع طور دیگری شده بود. در سال 1335 واردات کراوات به کلی ممنوع شد چرا که پارچه باف های ایرانی انتظار داشتند که مردم از پارچه های وطنی برای کراوات استفاده کنند. در همین سال کارخانه کراوات سازی هم در ایران راه افتاد و البته قاچاق کراوات هم شروع شد. هر چند در همینه زمان هم کسانی بودند که در برابر موج استفاده از کراوات مقاومت می کردند.

ستاره های کراواتی؛ از عطاران تا علی دایی

یکی شان مصطفی چمران که در سال دوم درسش، یکی از استادها به خاطر مرتب نبودن لباس، دو نمره از نمره پایان ترمش کم کرد و شاگرد اول دانشکده فنی دانشگاه تهران، تنها نمره 18 دوران تحصیلش را گرفت. یک خاطره کراواتی دیگر از دوران پهلوی، اشاره اوریانا فالاچی به سلیقه بد لباس محمدرضا شاه است. او بعدا در متنی که برای مقدمه مصاحبه اش با شاه در 1352 نوشت، چنین آورد: «تصور می کنم برای خوشایند من کراوات ایتالیایی غیرقابل تحملی زده بود.»

در تصاویر مبارزان زمان طاغوت هم کراوات به چشم می خورد. حتی در تصاویر سال های ابتدایی انقلاب، اعضای دولت موقت مهندس بازرگان را با کراوات در محضر امام خمینی می بینیم؛ تصاویری که بیشترشان مربوط به زمان اقامت حضرت امام در قم است. با اینحال از زمان دومین نخست وزیر جمهوری اسلامی بود که کراوات زدن کم کم از مد افتاد.

علی شمس اردکانی، سفیر ایران در سازمان ملل در سال 1358، 33 سال بعد تعریف کرد که وقتی از همراهان شهید رجایی در سفر سازمان ملل ایراد گرفته بود که چرا با کاپشن آمده اند و لباس رسمی به تن ندارند، با مسخره شدن از طرف آنها مواجه شده که «ما مثل تو کراوات نمی زنیم.»

اولین بخشنامه ممنوعیت کراوات در ادارات دولتی در همین سال ابلاغ شد. این در حالی بود که در همان زمان، تعدادی از نمایندگان دوره اول مجلس شورای اسلامی با کراوات پشت تریبون می رفتند. با خروج این دسته از حاکمیت، رفته رفته کراوات هم عملی غیرارزشی تلقی شد. یقه پیراهن مسئولان رسمی هم بدون برگردان و به اصطلاح آخوندی شد تا دیگر مشکلی از لحاظ مرتب بودن پیش نیاید.

در دهه 1360 تنها وکلای دادگستری بودند که با جدیت به بستن کراوات ادامه دادند. (در تنها تصویری که از برادر کوچکتر امام، سید نورالدین که وکیل دادگستری بود در دست است، ایشان هم کراوات به گجردن دارند.) با اینکه در آرم اتحادیه پیراهن دوزان و پیراهن فروشان هنوز هم یک کراوات حضور دارد، اما از دهه 1360 تا به امروز، هر چند وقت یک بار دستورالعمل هایی برای جمع آوری کراوات از فروشگاه های لباس مردانه ابلاغ می شود و بعد از مدتی هم اعلام می شود که کسی با کراوات مشکلی ندارد و حتی برایش معادل سازی هم می کنند.

معمولا در استفتائاتی که از مراجع عظام تقلید وجود دارد، دلیل پرهیز دادن از کراوات، شبیه شدن به غیرمسلمان ها ذکر شده است. برای نمونه در پاسخ استفتاء مقام معظم رهبری آمده است: «به طور کلی پوشیدن کراوات و دیگر لباس هایی که پوشش و لباس غیرمسلمانان محسوب می شوند به طوری که پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط غربی شود جایز نیست.» و آیت الله العظمی وحید خراسانی هم گفته اند: «اگر کراوات شعار غیرمسلمین حساب شود جایز نیست و اگر شعار نباشد اشکال ندارد.»

ستاره های کراواتی؛ از عطاران تا علی دایی

با اینحال، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه در دولت قبل، زممانی در گفتگو با یک شبکه خبری کشور ارمنستان گفته بود: «ما کراوات را بد نمی دانیم اما معتقدیم وقتی لباس سنتی خود را داریم و می توانیم استفاده کنیم چرا باید از کراوات که نماد غرب است استفاده شود.»

ماجراهای کراوات اما هنوز تمام نشده است. ممکن است رییس جمهور روحانی در دیدار با همتای ازبک خود از رنگ بنفش کراوات اسلام کریموف تعریف کند و بعد رسانه های ایران آن شوخی را با آب و تاب منعکس کنند اما حضور محمود سریع القلم با کراوات در اجلاس داووس بهانه ای می شود برای حمله به تیم مشاوران رییس جمهور.

در مورد کراوات نه تنها در ایران که در کل دنیا هم اجماعی وجود ندارد. اسکار وایلد زمانی گفته بود کراواتی که درست بسته شده باشد، نخستین قدم جدی در زندگی است اما پائولو کوئیلو گفته مردانی که به ظاهر خود اهمیت نمی دهند، موفق تر از کسانی هستند که کت و شلوار و کراوات بر تن دارند. در سال های اخیر میزان فروش کراوات در دنیا سیر نزولی داشته است اما در ایران، طبق یک قرار نانوشته اما معتبر، هنرمندان و چهره ها در داخل کراوات نمی بندند و در مراسم و جشنواره های خارجی - یا در مراسم غیررسمی مثل عروسی و غیره - کراوات به گردن می اندازند. اینطوری انگار می خواهند هر دو طرف را راضی نگه دارند.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه