پدران ما چه دوست داشته باشند چه نه، چه قبول کنند و چه انکار، جهان در تغییری سرگیجه آور است. جوان امروز با مفهوم و تعابیر جدیدی از جغرافیای جهان روبروست. با درهم ریختن قواعد و قوانین بازی، جای کشورها در جغرافیای ذهنی نسل جدید به هم خورده است.

مجله اینترنتی برترین ها





روزنامه هفت صبح: پدران ما چه دوست داشته باشند چه نه، چه قبول کنند و چه انکار، جهان در تغییری سرگیجه آور است. جوان امروز با مفهوم و تعابیر جدیدی از جغرافیای جهان روبروست. با درهم ریختن قواعد و قوانین بازی، جای کشورها در جغرافیای ذهنی نسل جدید به هم خورده است. دیگر تعابیر تحسین آمیز پدران ما نسبت به نظم ژاپنی و کیفیت آلمانی و قدرت بلامنازع آمریکایی و حیله گری انگلیسی جوابگوی ذهن جوان امروز نیست. آن هاله احترام به خیلی از کشورها از بین رفته است.

در جهان کوچک امروز، در هرج و مرج کابوس واری که دنیا را فرا گرفته و در وقاحت آشکار سرمایه داری جهانی در دست اندازی به منابع مالی و اقتصادی هر چه بیشتر حتی به قیمت پایمال شدن جان های بی شمار انسان بی گناه و جولان و یکه تازی جهل و تعصب، دیگر نمی توان حکیم وار از پیشرفت ژاپن گفت و قد برافراشتن برج های دبی را تحسین کرد و از قهرمان تکسوار آمریکایی در دشت های تگزاس شیفته وار سخن گفت.

حالا پرده ها یک به یک فرو می افتند و مشخص می شود که پیشرفت افسانه ای ژاپن یا کره تنها در لوای حمایت همه جانبه سرمایه داری جهانی رخ داده است. حالا مشخص شده است که ژاپن یا کره جنوبی تنها یک واحد از مجتمع سرمایه داری جهانی هستند.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

حالا مشخص شده که در رقابت برای سود و منفعت اقتصادی بیشتر دیگر نمی توان فرانسه را با شانزه لیزه و محبوبه های سرخوش و قدم زدن در کنار رود سن و ابیات لافونتین به یاد آورد. این فرانسه برای حفظ جایگاه متزلزل خود در میان جبهه سلطه به هر زد و بندی با سعودی ها و اسرائیلی ها تن می دهد و ابایی ندارد که یک جا اعلام کند مسببین حمله به شارلی ابدو القاعده یمن بوده است و چند ماه بعد در اتحاد با عربستان به حمایت از همان القاعده یمن در جنگ با حوثی ها بپردازد.

دنیا عوض شده است. پس پرونده ای ساخته ایم درباره تلقی نسل جدید از کشورهایی که زمانی مفهوم خاصی در ذهن پدران ما داشته اند. کشورهایی که حالا در جایگاه متفاوتی در منظر ذهن ایرانی معاصر قرار گرفته اند. این پرونده خواندنی را بخوانید. مروری فشرده درباره 10 کشور و جایگاه شان در افکار عمومی ایران جدید درباره ژاپن، آلمان، فرانسه، آمریکا، کانادا، ترکیه، دبی، انگلیس و کره جنوبی.

آمریکا


دهه 50 ایران حیاط خلوت آمریکا بود. آمریکا معادل بود با سینما، موسیقی، شلوار جین، مک دونالد، کوکاکولا، سریال پیتون پلیس، کارآگاه راکفورد، الیزابت تیلور، خلبان های آموزش دیده، پمپ بنزین، شورولت، کادیلاک، اتومبیل های جادار و پر مصرف و نرم... و از آن سو ویتنام، کودتای 28 مرداد، امپریا��یسم، سیا، جان اف کندی، شکنجه چریک ها، حمایت از شاه، واترگیت و ...

در سال های پس از انقلاب آمریکا پرتکرارترین نام در فرهنگ عمومی کشور بوده است و بسیاری از این متعلقات و مفاهیم آمریکایی که در فرهنگ ایرانی رسوخ کرده بودند راه خود را کشیدند و از ایران خارج شدند.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

در بیش از 36 سال چالش و رویارویی برای امروز آمریکا معناهای متفاوتی برای ما پیدا کرده است: حامی همه دشمنان ایران. این مفهومی است که حتی در جریان مذاکرات هسته ای تشدید هم شده است. آمریکا برای ما سناتورهای خشمگینی است که در حمایت از اسراییل و عربستان، مدام کشورمان را تهدید می کنند.

آمریکا هنوز هم معانی پنهان سینما و موسیقی پاپ را حفظ کرده است. هنوز فیلم هالیوودی معنای خاص خود را برای مخاطب ایرانی دارد و ستارگان ولنگار موسیقی این کشور راه خانه های ما را خوب بلدند اما آن خوش بینی مفرط و بدبینی انقلابی به آمریکا و قائل شدن به دو مفهوم متضاد از حکومت امریکایی و زندگی آمریکایی حالا کمرنگ تر شده است.

سمپاتی به مردم آمریکا هنوز در میان توده های مردم حفظ شده است اما دیگر کمتر کسی پیدا می شود که به حکومت آمریکا خوشبین باقی مانده باشد. از بقایای نشانه های اقتصاد آمریکا حالا به چند اسم محدود می رسیم. به اپل، مایکروسافت، گوگل و فیس بوک... کمپانی هایی که شاید آنقدر مفهوم جهانی پیدا کرده اند که دیگر کسی یادش نمی آید اینها آمریکایی هستند؛ کمپانی هایی که در زندگی ما حل شده اند...

آمریکا در ذهن نسل قدیم:
کابوی، ویتنام، مریلین مونرو، شلوار جین، کودتای 28 مرداد، شورولت، ساواک، ساید بای ساید.


چین

چین غول جدید اقتصاد دنیاست... ژاپن و کره و اروپا را مقهور انعطاف، کپی برداری و پرکاری و پشتکار خود ساخت و با نیروی کار ارزان خود، به یکقدمی آمریکا رسیده است. چه وقت از آمریکا عبور خواهد کرد هنوز مشخص نیست اما در ایران این ابرقدرت اقتصادی از احترام لازم برخوردار نیست!

جنس چینی تا سال ها مفهوم واضح یاز کیفیت پایین را در مقابل جنس اروپایی و ژاپنی داشت اما حالا یکی دو سالی است که این موازنه در حال تغییر است. قدرتنمایی موبایل های هوآوی در مقابل سامسونگ و اپل فضا را تا حدی تغییر داد. هوآوی موجب شد که جنس چینی مفهوم کیفیت قابل قبول در قبال پرداخت هزینه کمتر را داشته باشد... سایت اتاق بازرگانی ایران در مورد مبادلات تجاری ایران و چین نوشته است: «چین مهمترین و بزرگترین شریک تجاری ایران به شمار می رود و در تمام سال هایی که ما در تحریم به سر بردیم شانه به شانه تجارت ما حضور فعال داشته است.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

درصد وابستگی ایران به کشور چین در سال 1372 رقم 1.65 درصد بوده است، در حالی که این درصد وابستگی در سال 1393 به رقم 23.06 درصد رسیده است اما تمام این شواهد نشان می دهد که باز هم آمارها ما را فریب داده اند و وابستگی ایران به چین بسیار بیشتر از این ارقام محاسبه شده است.

مبنای محاسبه این وابستگی آمار داخلی است و اگر بخواهیم واقعیت ها را محاسبه کنیم و بر اساس آمار اعلام شده از گمرک کشور چین محاسبه کنیم؛ این وابستگی دو برابر می شود.

وقتی واردات کشور ایران از چین بر اساس محاسبات داخلی 11 میلیارد دلار اعلام می شودت و بر اساس آمار خارجی این عدد دو برابر شده و 22 میلیارد دلار محاسبه می شود با یک حساب سرانگشتی ساده می توان فهمید که این درصد وابستگی 23 درصدی یک عدد داخلی است و واقعیت این است که تجارت ایران در حدود 50 درصد وابستگی به کشور چین دارد...»

چین در ذهن نسل قبل: پیراهن های یک شکل یقه بسته، زن های بدون آرایش با موهای کوتاه، مائو، نظام بسته سیاسی و ...


آلمان

آلمان در قبل از انقلاب برای ایرانی ها نماد قدرت، انضباط و اشرافیت بود. اتومبیل های آلمانی محبوب مردم بودند، بنز، ب ام و، فولکس، آئودی و... خب حالا هم چندان فرقی نکرده است. هنوز آن اشتیاق برای اتومبیل آلمانی وجود دارد و هنوز مردم معتقدند ماشین آلمانی یک چیز دیگر است. بنز حضور محدود خود را در سال های پس از انقلاب حفظ کرد و ب ام و نیز از اواخر دهه 70 دوباره سر و کله اش در ایران پیدا شد.

جاذبه دیگر آلمان، فوتبال و آن نظم و سمجت مشهود در فوتبال این کشور بود. خب انگار ساعت زمان را نگه داشته اند. فوتبال آلمان هنوز همان جایگاه را برای ایرانی ها حفظ کرده است.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

دانشگاه های آلمانی هم که از دهه 50 مورد توجه ایرانی ها قرار گرفته بود با سرعت بیشتری به جذب دانشجویان ایرانی مشغول است. آلمانی ها که با کمبود جمعیت و خصوصا کمبود قشر تحصیلکرده روبرو هستند، در این سال ها با آغوشی گشاده و ارائه انواع و اقسام بورس ها و کمک هزینه، به مقصد بسیاری از دانشجویان ایرانی تبدیل شده اند و آرام آرام این کشور جای مالزی را برای دانشجویان ایرانی می گیرد؛ البته کمی سفت و سخت تر، کمی پر هزینه تر.

آلمان در ذهن نسل قدیم: کیفیت، اتومبیل بنز، ب ام و، و فوتبال... سربازان نازی در فیلم های جنگی.


کره جنوبی

این واقعیتی است که دو دهه پیش کسی در ایران رغبتی به استفاده از برندهای کره ای نداشت. در آن سال ها کره جنوبی نامی بود در حد تایلند و تایوان اما در دهه 80 شمسی در غیاب رقبای اروپایی و آمریکایی دو برند مشهور کره جنوبی با تکیه بر عوامل مختلف بازار دیجیتال و لوازم خانگی کشور را به خود اختصاص دادند و اعتباری برای کشورشان در ذهن ایرانی ها به وجود آوردند.

سامسونگ و ال جی را می گوییم. دو سه کمپانی خودروسازی کره ای نیز در ایران جلوه گر شدند؛ مثل دوو، هیوندای و کیا. از این میان دوو از ایران رفت اما هیوندای و کیا ماندند. جالب اینکه این نام ها سامسونگ و ال جی و کیا و هیوندای قبل از گل کردن شان در جهان در بازار ایران مشهور شدند و خب مشتری ایرانی ضرری از این بابت نکرده است.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

می ماند شکایت ها و گله ها از شیوه مشتری مداری و خدمت رسانی؛ مثلا سامسونگ و ارتباطاتی که منجر به سیطره کامل این برندها بر بازار ایران شدند و البته این سیطره به زودی با صعود مستمر چینی ها شکسته خواهد شد. هوآوی در حال تعقیب سامسونگ است. اگر از مفهوم کره ای بودن حرف می زنیم باید به یانگوم و جومونگ هم اشاره کنیم که به لحاظ فرهنگی برای خانواده های ایرانی جذابیت شگرفی پیدا کردند.

کره جنوبی در ذهن نسل قدیم: فوتبال، قهرمانی آسیا، خدمتکاران چشم بادامی.


ترکیه

این واقعیتی است که ایرانی ها پیشرفت و توسعه ترکیه را مدیون تلاطمات سیاسی در ایران می دانند. به نظر آنها و بر پایه یک ایده مردم پسند، شرایط اقتصادی دوران جنگ در ایران موجب سود بردن ترکیه و کلید زده شدن پیشرفت در این کشور شد... به هر حال در حال حاضر «استانبول و آنتالیا» دو لغتی است که ایرانی ها با شنیدن نام ترکیه به یاد آن می افتند.

ترکیه برای ایرانی ها یا خلاصه شده در استانبول، خرید و مشاهده مکان های تاریخی یا آنتالیا و گردش و ساحل... کشوری با مسافتی نزدیک برای ایرانی ها، گردشگری و هتل های فوق العاده و قیمتی مناسب برای طبقه متوسط جامعه.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

هفته گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه ورود گردشگران ایرانی به ترکیه در سه ماه نخست سال جاری میلادی با رشدی نزدیک به 5 درصد نسبت به دوره مشابه سال گذشته به 527 هزار و 826 نفر رسید تا گردشگران ایرانی بعد از آلمانی ها، در ردیف دوم قرار گیرند.

ترکیه این روزها نسبتی هم با داعش برای ما پیدا کرده است و آن وسوسه و جذابیت حکومت این کشور در سال های 2005 تا 2010 حالا دیگر وجود ندارد. سمپاتی ایرانی ها به ترکیه کم کم در حال فروکش است.

ترکیه در ذهن نسل قبل: آتاتورک، یاشار کمال، کودتای نظامیان، تنگه بسفر، حسادت به ایران و ...


فرانسه

دیربازی است که فرانسه نقش چندانی در عرصه فرهنگ جهانی ایفا نمی کند. چه در ادبیات، چه سینما و چه موسیقی و نقاشی و باروری این تمدن فرو خوابیده است. زمانی فرانسه نامی افسانه ای و حیرت انگیز برای ایرانی ها بود. کافه ها، هنرمندان، جریان فرهنگ، موسیقی و سانتی منتالیسم شاعرانه.

الان از فرانسه فعلی چنین امواجی دریافت نمی شود. برای ایرانی های معاصر فرانسه کشوری است با آشوب های گاه به گاه خیابانی، سیاستمداران شیرین عقل و مشکوک و ناامنی های تروریستی. در حال حاضر «پژو و رنو» دو نامی هستند که ایرانی ها را به یاد فرانسه می اندازند. این دو شرکت فرانسوی در سال 2012 از نظر آمار تولید در میان 10 کمپانی برتر جهان قرار گرفتند.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

PSA یا همان پژو - سیتروئن با فروش 2 میلیون و 554 هزار دستگاه در رتبه هشتم قرار داشت و رنو با 2 میلیون و 302 هزار دستگاه در رتبه دهم رده بندی جهانی جای گرفت. هر چند به تدریج هر دو از این فهرست خارج شدند؛ شاید به خاطر همراهی ابلهانه شان از تحریم های به رهبری آمریکا... شرکت پژو در سال 2011 یعنی یک سال قبل از تشدید تحریم ها 457 هزار دستگاه خودرو به ایران فروخت اما پس از فوریه 2012 که ارسال محموله های خود به ایران را متوقف کرد، فروش این خودروساز در ایران 68 درصد کاهش یافت و به 145 هزار دستگاه خودرو رسید. به این ترتیب درآمد این شرکت به علت تحریم های ایران ماهانه 10 میلیون یورو کاهش یافت.

از سوی دیگر رنو هم بعد از ترک ایران اعلام کرد فروشش در سال 2012 شامل خودروهای سواری و تجاری سبک با کاهش 6.2 درصدی به 2.55 میلیون دستگاه رسید... از خودرو که بگذریم با شنیدن نام کشور فرانسه به یاد سینما هم می افتیم... جشنواره کن و قشر خاص دوستداران سینما.

فرانسه در ذهن نسل قبل: عاشقی، کافه ها، فرهنگ، اندیشمندان، تئاتر، سرخوشی و...


انگلیس

رابطه ایرانی و انگلیسی نیز هنوز در همان چرخه سابق می گردد. حضور فعال دو شبکه فارسی زبان در لندن این شهر را به نامی پرکاربرد در مکالمات مردم بدل کرده است. بی بی سی فارس یو من و تو که چالش های متعددی را در کشور ما ایجاد کرده اند تا همان جمله «کار، کار انگلیسی هاست» معنای مضاعفی پیدا کند.

این دو شبکه با شیوه های مختلف می خواهند سطح زندگی در انگلیس را توی چشم مخاطب ایرانی کنند و جاذبه های زندگی در انگلیس را به نمایش بگذارند. به هر حال انگلیس مادرخوانده تمدن امروز و جهان و هر چیزی است که در جهان صنعتی معاصر می بینیم و با کمک وصلت فرهنگی اش با آمریکا هنوز توانسته آثار مهم و موثر و مردم پسندی در عرصه های فرهنگ و اقتصاد تولید کند (آخرین آن هری پاتر بوده است).

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

انگلیس برای نسل امروز به غیر از لندن و آن دو شبکه تلویزیونی مفهوم جذابی از فوتبال باشگاهی هم عرضه می کند که طرفداران خاص خود را دارد.

انگلیس در ذهن نسل قدیم: چرچیل،؛ حیله گری، توطئه علیه مصدق، جیمزباند، بیتل ها، جگوار


ژاپن

برای نسل قبل ژاپن نامی افسانه ای بوده است. داستان هایی که با بمباران هیروشیما شروع می شد و به پشتکار و تلاش ژاپنی ها برای ساخت یک کشور پیشرفته ختم می شد. ژاپن همچون دورنمایی دور از دسترس برای پیشرفت به نظر می رسید.

همزمان با این افسانه ها محصولات ژاپنی هم ایران را در دهه 50 تسخیر کرده بودند.س ونی، پاناسونیک، توشیبا، هیتاچی و ... البته تویوتا و مزدا و هوندا و یاماها.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

حالا از آن افسانه چیز چندانی باقی نمانده است. سونی به خاک نشست و ژاپن از چین عقب ماند و کره جنوبی را در همسایگی خود می بیند. (هرچند هنوز سیاستمدارانی هستند که به مفهوم ایرانی اسلامی ژاپنی دلبسته اند). سیستم نظم ژاپنی به یک دستورالعمل فراگیر در بسیاری از کمپانی ها و موسسات جهان بدل شده است. برتری والیبال و بسکتبال این کشور هم به یک شوخی بدل شده است و در سال های اخیر بارها شکست شان داده ایم.

تنها بازمانده آن دوران و آن ذهنیت تحسن آمیز، خودروهای ژاپنی هستند.  شاید بتوان گفت خودرو «تویوتا» یکی از مهمترین نمادهای کشور ژاپن، حداقل برای ما ایرانی ها محسوب می شود. از سال 1353 واردات خودرو تویوتا به ایران آغاز شد و پس از آن به یکی از وزنه های اصلی خودروهای وارداتی کشور تبدیل شدند. تویوتا رکورد پرفروش ترین خودروساز دنیا را در اختیار دارد و این شرکت ژاپنی در آخرین آمار بالاتر از رقیب آمریکایی خود یعنی جنرال موتورز قرار گرفته است. فروش این شرکت در جهان حدود 10 میلیون دستگاه عنوان شده.

در کنار تویوتا، مزدا و هوندا نیز بفهمی نفهمی اعتبار خودرو ژاپنی را حفظ کرده اند. در حوزه فرهنگی نمادهای ژاپنی برای ما به دهه 60 برمی گردد. به دوران سریال های اوشین و هانیکو و فیلم های کوروساوا و بعد هم کارتون های ژاپنی که چشمانی به اندازه یک نعلبکی داشتند و مدام از اشک پر می شدند. حالا همه آنها به خاطره بدل شده اند...

ژاپن در ذهن نسل قبل: سونی، تویوتا، هیروشیما، والیبال، انضباط و سختکوشی، اوشین، کوروساوا


دبی

شهر دبی را همه با آسمانخراش ها و مراکز خرید آن می شناسیم. دبی برای نسل جدید خلاصه شده در برندها، مراکز تفریحی و غوطه ور شدن در فرهنگ غربی... یک شیخ نشین بدون هویت شهری. دبی انواع و اقسام ترفندها را به کار برده تا خود را از یک شهر گمنام به یکی از مراکز توریستی جهان تبدیل کند. شیخ نشین های دبی دلارهای نفتی خود را بی محابا پای برج ها، مراکز خرید و تفریحی خود ریخته اند تا شاید بتوانند رنگ و بوی یک شهر واقعی را به آن دهند.

گفته می شود در سال 2013 حدود 11 میلیون توریست از شهر دبی دیدن کرده و در هتل های آن اقامت داشته اند. این شهر کوچک فقط در حدود 50 مال یا مراکز خرید بزرگ دارد که همه ساله در زمستان فستیوال خرید برگزار می کنند.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

در این مراکز خرید که تماما نمایانگر فرهنگ غربی هستند، هر کالایی اعم از جواهرات، ساعت، لوازم آرایشی، عطر و ادکلن، کامپیوتر و لوازم جانبی، اسباب بازی، کیف و کفش، لباس های طراحی شده توسط مشهورترین طراحان لباس جهان و ... را می توان خریداری کرد.

مراکز خرید بزرگتر از امکانات بیشتری نیز برخوردارند، مانند سیستم های خنک کننده قوی، رستوران، کافی شاپ، مکان های ویژه بازی بچه ها، سالن های سینما، پارکینگ های بزرگ و رایگان و ... دبی مال (The Dubai Mall) یکی از آنهاست که به نام بزرگترین مرکز خرید جهان لقب گرفته است. این مال با مساحتی حدود 1,124,000 متر مربع ساخته شده است. دبی مال دارای بیش از 1200 فروشگاه است، در نوامبر سال 2008 افتتاح شده و در اولین سال افتتاح خود 37 میلیون بازدیدکننده را به خود جذب کرده (یعنی هر هفته به طور متوسط بیش از 750 هزار نفر به این مرکز خرید می آمدند.) این مرکز خرید تاکنون جوایز زیادی کسب کرده است. همچنین در سال 2010 نیز عنوان «بهترین مرکز خرید جهان» را به دست آورد. این مرکز خرید همچنین بخشی از پروژه 20 میلیارد دلاری برج خلیفه، بلندترین سازه جهان است...

دبی در ذهن نسل قبل: در نسل قدیم هیچ تلقی از دبی وجود نداشت اما حالا...


کانادا

مهاجرت و تمام... این سال ها کانادا به یکی از رویاهای ایرانی هایی تبدیل شده که یا با ثروت فراوان خود یا با مدرک تحصیلی بالا اقامت در کانادا را انتخاب می کنند. آمارها از تعداد ایرانی های مقیم کانادا متفاوت است و آمار رسمی نشان داده در حدود 110 هزار ایرانی در کانادا زندگی می کنند. آمار غیررسمی اما می گوید تعداد ایرانی های ساکن در کانادا حتی به 500 هزار نفر هم می رسد.

دکتر محمود مشفق، جمعیت شناس، در مورد مهاجرت ایرانی ها به کانادا به سایت افکار نیوز گفته: «مکانیزم مهاجرپذیری در کانادا بر اساس سیستم امتیازدهی است. امتیازی که هر مهاجر می گیرد، به تخصص، نوع و سطح تحصیلات، سن افراد، توانایی ها و مهارت ها، میزان پس انداز و پولی که با خود می آورند تعیین می شود که همه اینها با محاسبات اقتصادی صورت می گجیرد.

دیگر کسی اوشین را دوست ندارد

یعنی در واقع حساب می کنند که با ورود یک مهاجر چقدر می توان ارزش افزوده و اقتصادی برای کشورشان داشته باشد لذا آنچه گفته می شود «عمده مهاجران از متخصصان هستند»، در اصل همین است. یعنی ما فرآیند انتقال سرمایه انسانی داریم و خود مخهاجرت یک نوع تقویت پایه های اقتصادی این کشورهاست.

در واقع کسانی که به این کشورها مهاجرت می کنند متخصص و کارآفرین هستند، کسانی هستند که به تولید دانش، علم و ثروت می پردازند. لذا هر کدام که جذب می شوند طبیعتا بر رشد اقتصادی این کشورها اثر مثبت خواهند داشت و متاسفانه برای کشور ما و کشورهای دیگر که مهاجرفرست هستند، اثر منفی بر رشد اقتصاد و توسعه دارد.»

کانادا در ذهن نسل قبل: سرما، اسکیمو، قطب، یک نوشابه معروف و یک بستنی چوبی!
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه