کره شمالی نظامی کمونیستی دارد که در دوران جنگ سرد متحد بلوک شرق محسوب می شد. بعد از پایان جنگ سرد که به فروپاشی بلوک شرق انجامید، کره شمالی یکی از قوی ترین متحدین خود را از دست داد.





هفته نامه صدا - اسماعیل بشری: کره شمالی نظامی کمونیستی دارد که در دوران جنگ سرد متحد بلوک شرق محسوب می شد. بعد از پایان جنگ سرد که به فروپاشی بلوک شرق انجامید، کره شمالی یکی از قوی ترین متحدین خود را از دست داد.

با شکل گیری فدراسیون روسیه و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای بلوک شرق تعهدات خود را نسبت به کشورهایی مثل کره شمالی، کوبا و ویتنام و ... نادیده گرفتند و آنها را به حال خود واگذاشتند. به علاوه در سطح منطقه نیز کره شمالی سال ها با همسایه و برادر جنوبی اش کره جنوبی درگیر جنگ و نزاع بود که البته همچنان هم ادامه دارد. البته در حال حاضر آتش بس بین شان حاکم شده است.

بنابراین این کشور با از دست دادن مهمترین متحدش و برای تقویت نظامی خودش در برابر کره جنوبی تلاش کرد از توانمندی های داخلی و موجودش استفاده کند. یکی از این توانمندی های داخلی راکتور هسته ای بود که برای تولید برق مورد بهره برداری قرار می گرفت. با استفاده از این توانمندی کره شمالی به سمت ساخت سلاح هسته ای پیش رفت. مقدمتا و برای انجام این کار از پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته (NPT) خارج شد و فارغ البال به سمت ساخت سلاح هسته ای پیش رفت و سرانجام در سال 2006 اولین آزمایش هسته ای خود را انجام داد.

زندگی در کره شمالی؛ زندگی با سیب زمینی و سیم خاردار

کره شمالی به علاوه و همزمان با پیگیری برنامه هسته ایش، ساخت موشک های بالستیک کوتاه برد و میان برد را هم آغاز و در این زمینه نیز توانمندی داخلی اش را تقویت کرد.

در سال 2006 و پس از انجام اولین آزمایش هسته ای، کره شمالی با واکنش شدید شورای امنیت روبرو و تحریم هایی علیه این کشور وضع شد. به دنبال این اتفاق ها مذاکرات چند جانبه ای بین آمریکا، روسیه، چین، کره جنوبی و ژاپن از یک سو و کره شمالی از طرف دیگر آغاز شد تا ضمن دادن تضمین های امنیتی و حتی مشوق های اقتصادی به کره شمالی، این کشور را از ادامه برنامه های هسته ای غیرصلح آمیز بازدارند.

همچنین قول هایی به کره شمالی داده شد تا برای تغییر راکتورهای آب سنگین به آب سبک اقداماتی صورت گیرد اما خلف وعده طرف غربی و ژاپن و کره جنوبی از یک سو و همچنین سنگ اندازی های خود کره شمالی برای تحقق این وعده ها در نهایت باعث شد مسئله هسته ای کره شمالی حل نشده باقی بماند. به همین دلیل چند سالی است گفتگوهای شش جانبه مسکوت گذاشته شده و هر از چندگاهی با بالا گرفتن تنش ها مجددا مطرح می شود.

در حال حاضر تلاش هایی از سوی طرف غربی در حال انجام است که گفتگوهای شش جانبه مجددا احیا شود و کره شمالی دوباره پای میزه مذاکره بنشیند تا این کشور متقاعد به کنار گذاشتن فعالیت های غیرصلح آمیز هسته ای اش و بازگشت به پیمان NPT شود.

اما کره شمالی نسبت به آینده اش بیمناک است و این بیم ها باعث رفتن به سوی سلاح های هسته ای می شود. به علاوه این وضعیت بر سیاست داخلی این کشور هم اثر گذاشته است. تنها حامی کره شمالی در جامعه جهانی در حال حاضر چین است. چین اگرچه از این کشور پشتیبانی می کند اما این پشتیبانی محدود است. چین به هیچ وجه حاضر نیست به خاطر کره شمالی وارد جنگ دو کره شود. به همین دلیل کره شمالی از یک طرف در حال تقویت دفاع خارجی است تا مورد تهدید بیرونی قرار نگیرد و از طرف دیگر در داخل با یک رژیم بسیار خشن و خودکامه کشور را اداره می کند.

زندگی در کره شمالی؛ زندگی با سیب زمینی و سیم خاردار

روش خشونت آمیزی که کره شمالی در داخل اعمال می کند جلوی شورش های داخلی مقطعی را که در رسانه ها بازتاب داده نمی شوند، می گیرد. اگرچه باید اشاره کرد به دلیل نبود رسانه های آزاد، ما دسترسی زیادی به اتفاقات داخل کره شمالی نداریم و نمی توانیم از عمق فجایعی که در این کشور رخ می دهد آگاه شویم.

گفته می شود که شورش های مقطعی، اردوگاه های بزرگ کار اجباری و زندان های مخوف در کره شمالی وجود دارد اما ما نمی دانیم که صحت و کیفیت این گفته ها چقدر است. با این وجود می توان گفت رژیم کره شمالی برای اینکه خودش را در برابر تهاجم خارجی که نزدیکترینش از جانب کره جنوبی است مقاوم کند، در حال بالا بردن توان نظامی اش است.

ذکر این نکته ضروری است که کره جنوبی در آرزوی وحدت با کره شمالی است و این آرزو را در دوره هایی به روش نظامی پیگیری کرد که البته موفق به تحقق آن نشد و بعد سراغ روش های اقتصادی و روش های دیگر رفت. با این وجود آرزوی وحدت کره جنوبی می تواند بقای کره شمالی را تهدید کند که این موضوع بر سیاست خارجی و داخلی کره شمالی تاثیر گذاشته و منجر به انزوای این کشور شده است که این انزوا کماکان ادامه دارد.

در حال حاضر تعداد دوست های کره شمالی و مراوداتش با دنیا بسیار محدود است. این کشور از نظر اقتصادی دچار مشکلات عدیده ای است و تنش های گاه و بی گاهی که با کره جنوبی دارد باعث می شود این وضعیت بد اقتصادی وخیم تر شود. جالب است بدانید کره جنوبی در خاک کره شمالی یک مجتمع صنعتی ایجاد کرده است که تعداد زیادی از کارگران کره شمالی در آن کار می کنند. در مقاطع مختلف با بالا گرفتن تنش بین دو کره این مجتمع تعطیل و کارش دچار وقفه می شود.

این نوع برخوردها لطمه شدیدی به اقتصاد ناتوان کره شمالی می زند. این موضوع بر زندگی روزمره مردم کره شمالی هم تاثیرات زیادی داشته است. البته متاسفانه اطلاعات خاصی درباره زندگی مردم در کره شمالی در دسترس نیست و فقط صحنه هایی که تلویزیون رسمی کره شمالی از زندگی روزمره مردم نمایش می دهد و بعضی از گزارش ها که گاهی به بیرون درز می کند، اطلاعات مختصری از زندگی مردم کره شمالی در اختیار تحلیلگران قرار می دهد.

بر این اساس می توان شاهد تغییراتی بطئی و جزیی در زندگی مردم این کشور به ویژه پس از روی کار آمدن کیم جونگ اون مشاهده کرد. البته این تغییرات آنقدر نیست که بتوان از آنها به عنوان اصلاح یا تغییر وضعیت اسم برد. در واقع خوش بینی هایی که در ابتدای روی کار آمدن کیم جونگ اون درباره تغییرات در کره شمالی به وجود آمده بود الان از بین رفته است.

آن زمان به این دلیل که کیم جونگ اون جوان بود و گفته می شد که دوران دبیرستانش را در سوییس گذرانده است، خوش بینی هایی وجود داشت که او می تواند فردی روشن بین باشد که تغییراتی را در کره شمالی به وجود بیاورد اما کره شمالی به دلیل نظام ویژه ای که دارد، عملا هر کسی را که رهبر شود به همان راهی می کشاند که رهبران پیشین رفته اند.

باید توجه داشت که اکثر مردم کره شمالی به دین و آیین خاصی اعتقاد ندارند و موحد نیستند. در نتیجه شخصیتی انسانی جای خدا را می گیرد و آنها او را مورد پرستش قرار می دهند. برای مثال درباره کیم ایل سونگ، پدربزرگ رهبر فعلی کره گفته می شد آفتاب به فرمان او طلوع و غروب می کند.

زندگی در کره شمالی؛ زندگی با سیب زمینی و سیم خاردار

در حال حاضر پرسش رهبر یک فرمان دولتی است و مردم مجبور هستند حتی در برابر مجسمه رهبران ادای احترام کنند. بنابراین رهبران در کره شمالی حتی اگر بخواهند تغییرات بنیادی ایجاد کنند قادر به این کار نخواهند بود چون باید تبدیل به شخصیتی شوند که دیگران آنها را بپرستند، به همین دلیل در کره شمالی تغییرات جدی نه تنها ایجاد نشد بلکه گزارش هایی هم از خشونت های روز افزون و حتی اعدام هایی در سطح کلان و در بین مقامات عالی کشور گزارش شد. این اعدام ها حتی گریبان اعضای خانواده خود رهبر کره شمالی را هم گرفت که شامل قتل شوهرعمه اش بود که به صورت فجیعی صورت گرفت.

به طور کلی تغییر عمده ای در سیاست داخلی این کشور ایجاد نشده و تغییر سیاست ها در این حد بوده است که مردم حق دارند از این به بعد سیب زمینی سرخ شده بخورند!

در عرصه خارجی هم در ابتدا حرکت هایی ظاهری برای بهبود روابط کشور صورت گرفت اما در عمل باز هم اتفاق خاصی روی نداد و در بر همان پاشنه ای چرخید که در زمان پدر و پدربزرگ رهبر کنونی کره شمالی می چرخید.

به طور خلاصه می توان گفت مردم کره شمالی از نظر آزادی های فردی به شدت در مضیقه هستند. گفته می شود حتی به دور سواحل دریایی این کشور که به دریا راه دارد، سیم خاردار کشیده شده تا مردم نتوانند از کشور فرار کنند.

متاسفانه کره شمالی کشوری غیرقابل نفوذ است که نمی توان درباره آن اطلاعات خاصی به دست آورد و خود مردم هم نمی توانند با بیرون تماس داشته باشند. اگرچه در کره شمالی دسترسی به اینترنت وجود دارد اما این شبکه کاملا داخلی است و حتی گفته می شود پیش تر برخی از مردم به دلیل تماشای فیلم های خارجی از طریق اینترنت به اردوگاه فرستاده شده اند.
در یک جمله می توان گفت ممکن است نظام کمونیستی برای مردم برابری به وجود آورده باشد ولی این برابری بیشتر تقسیم فقر است؛ مردم همه فقیر هستند جز یک طبقه برگزیده عضو حزب کمونیست که وضعیت بهتری نسبت به عامه مردم دارند.

البته نباید فراموش کرد که کره شمالی رژیمی منحصر به فرد است که با هیچ یک از کشورهای کمونیستی دیگر شباهتی ندارد. بزرگترین کشور کمونیست فعلی در جهان جمهوری خلق چین است. با این وجود چین حساب اقتصاد را از سیاست و روش حکومتی اش جدا کرده است.

اگرچه سیستم حکومتی تک حزبی هنوز در این کشور ادامه دارد ولی چین کنونی با چین مائو بسیار متفاوت است. برای مثال زندگی مردم متحول شده است و زندگی عادی تری نسبت به گذشته دارند. البته همچنان در زمینه انتخابات و مسائل سیاسی آزادی عملی وجود ندارد، همه چیز تحت کنترل حزب است و مقامات در سراسر کشور توسط حزب تعیین می شوند؛ با این وجود چین از اقتصاد بازار آزاد پیروی می کند.

به همین ترتیب ویتنام که کشوری از نظر سیاسی نزدیک به کره شمالی بود به مرور تغییراتی در برنامه هایش ایجاد کرده است. این کشور در اقتصادش از چین پیروی کرده و به سمت بازار آزاد رفته است. همچنین روابطش با کشورهای منطقه و جهان را به صورت عادی درآورده و حتی در حال حاضر آمریکا بزرگترین سرمایه گذار در ویتنام است. کوبا هم که یکی دیگر از بازماندگان دوران کمونیستی است، این اواخر تغییراتی داشته است.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه