این جریان قرار است تا کی ادامه یابد؟ تا کی باید دختران و پسران ما اینطور تربیت شوند، با لباس رزم وارد جامعه شده و از آن بدتر با نگاهی بدبینانه زندگی زناشویی را با میدان جنگ اشتباه بگیرند.





برترین ها - سعیده مطهری:

- در آسانسور رو باز کردم دیدم یه دختره وایستاده، گفتم؛ خرابه؟ گفت: نه گفتم: پس چرا وایستادی؟!!! گفت: رو در نوشته ظرفیت 4 نفر، وایستادم پر شه دیگه ... منو بی خیال ، عادت دارم ولی آسانسور بیچاره رفته سر خیابون مسافر میزنه.

- کی گفته روز پسر نداریم پس روز 12 آذر، روز معلولین ذهنی چیه؟!!

هر روز که وایبر یا واتس آپ یا ... را چک می کنیم با تعداد انبوهی از این قبیل پیام ها برخورد می کنیم، بسیاری از آنها هم آنقدر برایمان جالب و خنده دارند که حیفمان می آید حداقل برای چند گروه و دوست دیگر ارسالشان نکنیم، جوک هایی که آنقدر کثرت یافته که با واکنش هایی هم مواجه گشته است واکنشهایی که همانند علتش ، دست به دست در همین فضا می چرخد اما ظاهرا توان مقابله نیافته و نتوانسته مانع از گسترش هر چه بیشتر جوک های جنسیتی در فضای شبکه های اجتماعی موبایلی شود.

جوک های جنسیتی وایبر چقدر اثر گذارند؟

مورد زیر یکی از این واکنش ها بود؛

امسال دو چهره زن ایرانی به عنوان برترین شخصیت های اول جهان نام گرفتند.

1- خانم مریم میرزاخانی: استاد دانشگاه استنفورد، برنده جایزه فیلدز ریاضیات و تنها برنده المپیاد ریاضی تا کنون با نمره 100 از 100 در تاریخ المپیاد ریاضی جهان

2- خانم پردیس ثابتی: استاد دانشگاه هاروارد و سرپرست گروه مبارزه با بیماری ابولا

به گفته شبکه CNN این دو خانم جز 10 نابغه اول جهان هستند که می توانند دنیا را متحول کنند، اونوقت اینجا دخترای ایرانی و مسخره می کنن و براشون جوک میسازن

البته کم نبوده و نیست اتفاقاتی که در فضای مجازی فورا تبدیل به سوژه ای برای خنده شده، اتفاقاتی که حتی بسیار تلخ و تأسف-آور بوده و روح جامعه را آزرده کرده است.

شاید کمی سخت گیرانه باشد اگر از جامعه امروز ایران که رتبه دوم را در میان غمگین ترین کشورهای جهان داراست و با انواع بیماری های روحی فردی و اجتماعی از جمله: افسردگی، کمبود نشاط اجتماعی، استرس، نگرانی از آینده و ... دست به گریبان است، توقع داشته باشیم که با نگاهی فکورانه این جوک ها را ضد فرهنگ بداند و در مقابل انتشار آن بایستد و یا به زبان خودمانی تر کوچکترین فرصتی را برای لحظه ای شاد بودن از دست بدهد.

اما مسما گسترش بی حد و حصر این گروه از جوک ها هم نمی تواند بی علت باشد تضاد جنسیتی در جامعه ایران مسئله ایست که از چشم هیچ کسی پنهان نمانده، زنان و مردان ایرانی از گذشته های دور مانند دو گروه با منافع متضاد و مجزا در مقابل یکدیگر قرار داده شده اند که گویی تأمین منافع یکی در گروی نابودی منافع دیگری است.

جامعه ای که همواره در هر جمع زنانه جای بدگویی از مردان و در هر جمع مردانه جای تحقیر زنان آن بوده، طبیعی است که از بطنش چنین جملاتی برخیزد و خود این جملات نیز به تقویت روند طبیعی این سیکل معیوب کمک کند.

سوال اینجاست پس این جریان قرار است تا کی ادامه یابد؟ تا کی باید دختران و پسران ما اینطور تربیت شوند، با لباس رزم وارد جامعه شده و از آن بدتر با نگاهی بدبینانه زندگی زناشویی را با میدان جنگ اشتباه بگیرند.

نقش ما به قول خودمان دهه شصتی ها و هفتادی ها چیست؟ نسلی که میانگین تحصیلاتمان حداقل چندین سال از میانگین تحصیلات پدر و مادرهایمان بیشتر است.

ماهم این راه را ادامه دهیم؟ آیا سال ها بدین شیوه زندگی کردن ما را در شرایط ایده آلی قرار داده است؟

تا زمانی که جامعه این واقعیت را نپذیرد که دامن زدن به این اختلافات عرصه را بر پسران به اندازه دختران تنگ خواهد کرد حرکتی از خود انجام نخواهد داد. مگر می شود تحقیر نیمی از جمعیت یک جامعه بر کلیت شرایط آن بی تأثیر باشد.

دخترانی که سال ها شاهد آزار و تحقیر مادران خود بوده اند تقاص روزهای سخت زندگی را از جامعه و مردهای آن جامعه می گیرند. و مردی را که قرار است به عنوان همسر سال ها عاشقانه در مسیر زندگی همراهی کنند نماینده گروهی می بینند که باعث دردهای آنها بوده و حالا که شرایط فراهم شده کوچکترین فرصتی را برای انتقام از دست نخواهند داد.

شاید اگر پسران ما طعم زیستن در جامعه ای که در آن دختران و پسران دوشادوش یکدیگر و به دور از حب و بغض های جنسیتی با رفتاری دوستانه و محترمانه با هم زندگی می کنند را بچشند به جای استفاده از این فرصت برای کری خوانی های جنسیتی و تمسخر بیشتر دختران، خود در خط مقدم مبارزه با این جریان بایستند. 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه