در این گفتار، به موضوع مهم عواقب اعتیاد به اینترنت می‌پردازیم. سبک زندگی بسیاری از ما، سبک زندگی دیجیتالی شده است و هر روز، با چک کردن اکانت ما در شبکه‌های اجتماعی و لایک و فالو و چت و امثالهم سپری می‌شود.

مجله اینترنتی برترین ها
 
 
 
 
برترین ها: در سلسله گفتارهای "سبک زندگی دیجیتالی" در پرتال برترین‌ها، تلاش می‌کنیم تا کاربران محترم سایت را با چالش‌ها، فرصت و تهدیدات سبک زندگی دیجیتالی امروز که گریبانگیر طیف وسیعی از هموطنان شده است، آشنا کنیم و در این رهگذر، به جامعه شناسی خودمانی نسل اینترنت که نسل معتادان دیجیتال است، بپردازیم. در گفتارهای قبلی، سبک زندگی فیس بوکی، غرب زدگی دیجیتالی و انتقاداتی به سبک زندگی آنلاین و اعتیاد به اینترنت، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در این گفتار، به موضوع مهم عواقب اعتیاد به اینترنت می‌پردازیم. سبک زندگی بسیاری از ما، سبک زندگی دیجیتالی شده است و هر روز، با چک کردن اکانت ما در شبکه‌های اجتماعی و لایک و فالو و چت و امثالهم سپری می‌شود. سبک زندگی خاصی که سبب شده است، کم تر بخوابیم، کم تر ورزش کنیم و حتی کم تر کتاب بخوانیم. در گفتار امروز، به بررسی عواقب اعتیاد به اینترنت و به خصوص، اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی که امروزه جزو لاینفک زندگی روزانه میلیاردها نفر در دنیا شده است، می‌پردازیم.

جامعه شناسی خودمانی دیجیتالی (6)

پیش از ورود به بحث، این ویدئو را ملاحظه کنید

www.aparat.com/v/L4lSX درمان_اعتیاد_به_اینترنت

عواقب اعتیاد به اینترنت وشبکه های اجتماعی

کاملاً بدیهی است که مهم‌ترین عاقبت سوء هر گونه اعتیاد، کاهش عملکرد صحیح و مناسب در عرصه زندگی می‌باشد. دلایل زیر بنایی کاهش عملکرد صحیح فرد، متعدد هستند. از این دلایل می‌توان مواردی را در این کتاب به آن اشاره نمود.

1-    اختصاص ساعات زیادی از روز به استفاده از اینترنت

می دانیم که نوجوانان و جوانان که گروه هدف اعتیاد به اینترنت هستند، در مهم‌ترین سال‌های عمر خود، از لحاظ شکل گیری شخصیت اجتماعی و نیز شروع تعاملات اجتماعی مثل ازدواج، تحصیلات عالی و نیز پرداختن به شغل مورد نظر خود هستند. پس به دلیل عدم گرایش کافی نوجوانان و جوانان معتاد به اینترنت به موارد فوق، عملکرد فعلی و آینده آن ها نیز مختل می‌شود.

2-    ایجاد افسردگی پس از اعتیاد به اینترنت

همان طور که پیش تز ذکر شد، بین افسردگی و اعتیاد رابطه ای دو سویه وجود دارد. به این معنا که هم وجود افسردگی و ضعف روحیه منجر به استفاده بیش از حد از اینترنت و هم خود اعتیاد به اینترنت، منجر به روحیه افسرده می‌شود. مطالعه ای در انگلستان که بر روی 60 نفر فرد بزرگسال با میزان استفاده بالا از اینترنت انجام شد نشان داد که پس از خاموش کردن رایانه، افت شدیدی در روحیه آن ها اتفاق می‌افتد که نسبت به گروه با استفاده کم از اینترنت، شدید تر بود.

یافته جدید دیگر این است که اعتیاد به اینترنت با افسردگی دراز مدت، رفتارهای تکانشی و صفات در خود فرورفتگی (گوشه گیری و انزوا) رابطه دارد. محققان ذکر کرده‌اند که علی رغم انتظار ما از خصوصیت لذت بخش اینترنت، روحیه افراد پس از استفاده از اینترنت بالانرفته است و باعث تعجب است که پایین آمدن خلق و روحیه بلافاصله پس از خاموش کردن رایانه، رخ می‌دهد. این احوال بسیار منطبق با علایم ترک است. اما مطالعاتی هم هستند که نشان می‌دهند استفاده از فیس بوک در حد متوسط، اثرات مثبتی بر وضعیت روانی افراد به ویژه افرادی که از سلامت روانی پایینی برخوردارند، می‌گذارد و اما در صورت استفاده بیش از حد، منجر به احساس اضطراب و افسردگی به خصوص در افراد فوق می‌شود.

در یک بررسی که در کشور خودمان در میان دانشجویان دانشگاه آزاد یکی از شهرهای بزرگ انجام شد، نشان داد که رابطه مستقیمی بین میزان استفاده از فیس بوک و اضطراب و استرس وجود داشت. اما رابطه ای با افسردگی پیدا نشد. اما این مطالعه روی جمعیت محدودی از دانشجویان صورت گرفته و قابلیت تعمیم به جمعیت عمومی را ندارد و نیاز به تکرار مطالعه روی جمعیت معمولی می‌باشد. مطالعه دیگری که در کشور سوئد و در دانشگاه گوتنبرگ انجام شد نشان داد که هر اندازه استفاده از فیس بوک بیشتر باشد، اعتماد به نفس افراد کم تر می‌شود. هم چنین زنانی که از فیس بوک بیش تر استفاده می‌کردند، احساس شادی کم تر و رضایت کم تری از زندگی خود داشتند. افراد با مقایسه زندگی خود با دنیای مثبتی که از دوستانشان در فیس بوک منعکس می‌شود، دچار اعتماد به نفس پایین می‌شوند.
 

 لازم به ذکر است که مطالعه Gonzalez و همکاران، نتایج بر عکس نتایج مطالعه فوق نشان داد. به این صورت که افرادی که به فیس بوک دسترسی داشتند، در مقایسه با افرادی که در مقابل رایانه بودند، اما دسترسی به فیس بوک نداشتند، در لحظات پس از استفاده، اعتماد به نفس بالاتری داشتند. البته در این مطالعه، نمونه افراد الزاماً شامل افراد معتاد به فیس بوک نبودند و در ضمن این بررسی، برای هدفی کاملاً متفاوت طراحی شده بود که مقایسه دو تئوری متقابل در نحوه ارتباط بوده است.
 
مرز اعتیاد به اینترنت کجاست؟ ویدئو زیر، پاسخ می‌دهد

www.youtube.com/watch?v=YLXgMOFiP68

جامعه شناسی خودمانی دیجیتالی (6)

3- عوارض جسمی

عوارضی همچون خشکی چشم، قوز کمر، درد گردن، درد مچ دست، افزایش وزن و دیابت ناشی از بی‌حرکتی و نیز مشکلات قلبی عروقی از جمله عوارض ذکر شده متعاقب استفاده طولانی مدت از کامپیوتر به طور کلی می‌باشند.
 
راهکارهای درمانی

اگر شما فردی هستید که فکر می‌کنید مبتلا به اعتیاد اینترنتی از هر نوعان می‌باشید، دو روش درمانی پیشنهاد می‌شود که شامل روش‌های خوددرمانی و درمان توسط افراد متخصص می‌باشد.

1-    روش‌های خوددرمانی

نخستین قدم: از علایم و حالات خود یادداشت برداری کنید. به عنوان مثال، رفتارها، افکار و احساسات خود را چند روزی یادداشت کنید.

دومین قدم: در مورد دلیل استفاده بیش از حد خود از اینترنت فکر کنید و به آن عمیقاً بیندیشید. مثلاً چه عواملی منجر به استفاده شما از اینترنت می‌شود که این عوامل می‌توانند شامل روحیه بد، نیاز مداوم به سرگرم بودن یا افکار وسواسی در مورد یک موضوع و یا داشتن یک مساله حل نشده و غیره باشند.

سومین قدم: ایجاد طوفان مغزی

این عبارت به این معنا می‌باشد که در مورد مشکلات خود، به تمام راه حل‌هایی که به ذهنتان می‌رسد به جز استفاده از اینترنت فکر کنید. در ابتدا حتی به راه حل‌های خنده دار و غیر ممکن نیز اجازه ورود به ذهن را بدهید. سپس راه حل‌ها را فهرست کرده و از بین آن ها، انواعی که قابل استفاده و مورد علاقه شما هستند را انتخاب و در عمل پیاده کنید.

قدم چهارم: استفاده از تکنیک‌های آرامش بخش

استفاده از روش‌هایی مثل تنفس عمیق یا meditation. یا شمردن منظم اعداد در ذهن می‌تواند اضطراب و نگرانی را کاهش دهد.

قدم پنجم:
کشف مجدد جنبه‌هایی از زندگیتان که مورد غفلت واقع شده‌اند. به عنوان مثال، ارتباط بیش با دوستانتان و فامیل برقرار کنید. عشق بیش تری به همسرتان نشان دهید و زمان بیش تری را با او سپری کنید، با فرزندان بیش تر تفریح کنید و در کل، فعالیت روزمره خود را در محیط واقعی بیش تر کنید.

قدم ششم:
در صورت مؤثر واقع نشدن مراحل فوق، از یک متخصص علوم رفتاری و روانی کمک بگیرید. روان پزشکان و روان شناسان مجرب، در این زمینه می‌توانند کمک زیادی برای حل مشکلات باشند. روان پزشک یا روان شناس خبره در این زمینه می‌تواند به فرد کمک کند تا استفاده از اینترنت را فقط در مواقع لزوم به نحو صحیح، محدود کند و استفاده‌های تکانشی و بیش از حد لزوم را که مخرب زندگی می‌باشد حذف کند.

جامعه شناسی خودمانی دیجیتالی (6)

2-    درمان‌های تخصصی توسط فرد متخصص

انواع متعددی از رویکردهای درمانی برای درمان انواع اعتیاد مطرح هستند که شامل درمان‌های دارویی و غیر دارویی می‌باشند.

نوعی از درمان رواندرمانی، به نام رفتاردرمانی شناختی (CBT)، در این زمینه بسیار مفید است. در این نوع درمان، متخصص به مراجع کمک کرده تا الگوی عقاید، افکار و شناخت خود را شناسایی و سپس در راستای تغییر آن‌ها قدم بردارد. هر گاه الگوهای شناختی و افکار ما عوض شوند، نتیجه حتمیان، تغییر رفتار است. اساس این نوع درمان بر این است که نوع عقاید ما، پایه تفکرات ما هستند. سپس هر نوع تفکر، احساس و هیجان متناسب به خود را بر می‌انگیزد که در نهایت منجر به رفتار خاص می‌شود. مثلاً، اگر عقیده فردی این باشد که "شکست خوردن بد است"، درصورت هرگونه شکست، دچار این فکر خواهد شدکه "من آدم بیچاره ای هستم" وسپس متعاقب این فکر، احساس ناامیدی و یاس بر او مستولی می‌شود.

درنتیجه، فرد به دنبال رهایی از این احساس، اقدام به رفتارهایی می‌کند که برای بعضی، این رفتار می‌تواند استفاده مکرر و نابه جا از اینترنت یا هرگونه رفتار اعتیادآور دیگر باشد. چرا که ذکر کردیم که پایه و اساس اختلالات اعتیادی، ایجاد حس مثبت و دوری از حس‌ها و فکرهای آزاردهنده می‌باشد. متاسفانه، علایم ترک ناشی از عدم استفاده از اینترنت، خود شامل روحیه پایین می‌شود که فرد را مستعد استفاده مجدد از اینترنت می‌کند.

پس از توضیحات فوق راجع به تعریف، دلایل و عواقب اعتیاد به اینترنت و راهکارهای درمانی، خوب است که به شرح پژوهش جدیدی در مورد اعتیاد اینترنتی بپردازیم. در این پژوهش سعی شده نشان داده شود اینترنت واقعاً می‌تواند ساختار فیزیکی مغز ما را تغییر بدهد و تغییراتی که در نتیجه آن ایجاد می‌شود، منحصر به تغییرات عملکردی نیست.

پژوهشگران در این تحقیق، 18 دانشجوی چینی را که 10 ساعت در روز و دست‌کم شش روز هفته مشغول اینترنت و بازی‌های آنلاین بودند، انتخاب کردند و سعی کردند با انجام ام.آر.آی روی مغز آن‌ها و مقایسه آن با مغز 18 جوانی که کمتر از دو ساعت در روز وارد اینترنت می‌شدند، تغییرات ساختمانی مغز را جست‌وجو کنند.

پژوهشگران دریافتند که واقعاً تغییراتی در نتیجه استفاده از اینترنت در مغز آن‌ها ایجاد می‌شود. یکی از آن‌ها کاهش ماده خاکستری قشر مغز در بعضی از نواحی به میزان 10 تا 20 درصد بود. کورتکس مغز در قسمت پیش‌پیشانی خلفی جانبی، قسمت سینگولیت دمی قدامی، ناحیه حرکتی ضمیمه‌ای و قسمت‌هایی از مخچه، این میزان کوچک شدن را نشان می‌دادند. این کوچک شدن را می‌توان با کاهش نیروی مهاری که برای اجتناب از اعمال نادرست لازم است و همچنین کاهش خودآگاهی افراد از اهدافشان در ارتباط دانست.

 اما سؤال این است که این کاهش حجم ماده خاکستری، واقعاً یک تغییر بد است یا یک تغییر واکنشی برای سازگاری با کاری که از مغز کشیده می‌شود؟ برخی از محققان اعتقاد دارند همان‌طور که یک ورزشکار متناسب با نوع ورزشش برخی از عضلاتش را پرورش می‌دهد و بر حجم آن می‌افزاید و در مقابل روی برخی از آن‌ها که به کارش نمی‌آید، کار نمی‌کند، این تغییرات، بیشتر واکنشی هستند و نمی‌توان آن‌ها را بد قلمداد کرد.
 
جامعه شناسی خودمانی دیجیتالی (6)
TBSS analysis of fractional anisotropy (FA) volumes


نورا ولکوف عصب شناس و کارشناس انجمن سوء مصرف مواد مخدر در امریکا  می‌گوید: «جای تعجب است اگر کسی 10 تا 12 ساعت در روز بازی‌های آنلاین انجام دهد و مغزش تغییر نکند.»     وی می‌افزاید: دلیل این که اعتیاد به اینترنت بطور گسترده به عنوان نوعی اختلال به رسمیت شناخته نشده فقدان شواهد علمی است. در نتیجه انجام مطالعاتی از این دست که به عنوان معیارهای تشخیصی به کار می‌آیند لازم است.  
 
در سال 2006 هم مغز رانندگان تاکسی لندن با مغز رانندگان اتوبوس این شهر مقایسه شده و معلوم شده بود که چگالی ماده خاکستری در هیپوکامپ خلفی (منطقه‌ای که در راهبری و ایجاد یک نقشه درونی در ذهن و حافظه مهم است) رانندگان تاکسی در قیاس با مغز رانندگان اتوبوس بیشتر است. در حالی که رانندگان تاکسی لندن باید یک شبکه لابیرنتی و پیچیده متشکل از 15 هزار خیابان را بدانند، رانندگان اتوبوس باید مسیر مشخص و سرراستی را طی کنند و طبیعی است که مغز رانندگان تاکسی باید متناسب با کارشان، سازگاری لازم را پیدا کند.

اما تغییرات مغز معتادان اینترنتی، منحصر به ماده خاکستری نیست و تغییراتی هم در ماده سفید آن‌ها پیدا شده است. ماده سفید مغز، قسمت‌های مختلف مغز را به هم مربوط می‌کند. بر اساس تحقیق انجام‌شده، مشخص شد که ماده سفید در شیار پیرامون هیپوکامپ راست معتادان اینترنتی افزایش یافته است. این قسمت در تشکیل حافظه و بازیابی آن نقش دارد و طبیعی است که در وب‌گردانی که به صورت موقت نیازمند به حافظه سپردن و بازیابی اطلاعات هستند، افزایش داشته باشد.

از سوی دیگر ماده سفید، بازوی خلفی کپسول داخلی چپ که در اعمال شناختی و اجرایی نقش دارد، در مغز معتادان اینترنتی نسبت به بقیه جاها کاهش نشان می‌داد. این تغییر را می‌توان با کاهش نیروی تصمیم‌گیری این افراد مرتبط کرد. البته مسلماً برای بررسی دقیق‌تر تغییرات ساختاری و عملکردی اینترنت روی مغز به تحقیقات بیشتری نیاز داریم، تحقیقاتی که باید روی افراد بیشتری با کارها و عادات آنلاین مختلف انجام شوند.

آنچه مسلم است این است که مغز ما دارای قدرت تغییر دادن خود بر حسب نیازهای فرد است و اصولاً وقتی ما کاری را مرتباً انجام دهیم مدارهای مغزی مرتبط با آن رشد بیشتری خواهند داشت. به عنوان مثال یک خلبان مجرب را در برابر یک خلبان تازه کار در نظر بگیرید. شاید هر دو از نظر سطح دانش خلبانی یکسان باشند اما آنچه خلبان مجرب را برجسته تر می‌کند تکرار ساعت‌های پرواز است که این تمرین و تکرارها میزان سرعت عمل مغز را در شرایط بحرانی بالا می‌برد ونیز بر دقت عمل فرد می‌افزاید. این مثال برای هر شغل یا مهارت دیگر نیز صدق می‌کند. پس تغییراتی که در مغز افراد معتاد به اینترنت نیز دیده می‌شود متناسب با نیاز مغز در استفاده مکرر از اینترنت است.

 به عبارت دیگر این افراد وب گردهای ماهری خواهند شد اما باید دید که این تغییرات چه تاثیری بر تکالیف روزمره فرد می‌گذارند. آیا این تغییرات فرد را در رویارویی با مشکلات زندگی روزمره قوی تر می‌کنند یا ضعیف تر؟ آیا ممکن است در بعضی حیطه‌های زندگی تأثیر مثبت و در بعضی دیگر تأثیر منفی بگذارند؟ این‌ها سوالاتی هستند که تحقیقات آینده به آن‌ها جواب دقیق تری خواهد داد اما به نظر مؤلف آنچه که تاکنون به نظر می‌رسد این است که این تغییرات مغزی افراد را عصبی و زودرنج تر می‌کنند و کیفیت کلی زندگی فرد را پایین می آورند.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه