سرمایه داری نوظهور در جامعه ای نه چندان ثروتمند که در آن خط فقر دو میلیون و 500 هزار تومان است اما کارگران در کمترین مقدار، 700 هزار تومان دستمزد می گیرند، بیشتر از آنکه آسیب اقتصادی داشته باشد، آسیب اجتماعی به بار آورده است.

مجله اینترنتی برترین ها





هفته نامه صدا - فریده عنایتی، زینب کوهیار، سمیرا قزوینی: سرمایه داری نوظهور در جامعه ای نه چندان ثروتمند که در آن خط فقر دو میلیون و 500 هزار تومان است اما کارگران در کمترین مقدار، 700 هزار تومان دستمزد می گیرند، بیشتر از آنکه آسیب اقتصادی داشته باشد، آسیب اجتماعی به بار آورده است. فعالان و سرمایه گذاران اقتصادی روند سرمایه داری نوظهور را در ایران با توجه به آسیب های اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار داده اند.

* بهروز فروتن، کارآفرین:
باید بین سرمایه گذار اصولی و غیراصولی تفاوت قائل شویم.

* شاهرخ ظهیری، پدر صنایع غذایی ایران: پورشه سواری به معنی تغییر مسیر سرمایه داری نیست.

* اسدالله عسگراولادی، رییس اتاق ایران و چین: رانت بازی ها باعث ایجاد طیفی به اسم تازه به دوران رسیده ها در اقتصاد شد.

* سیده فاطمه مقیمی، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران: چرا در محصولات فرهنگی، سرمایه دار، زالوصفت معرفی می شود؟

* علیرضا کلاهی، رییس هیات مدیره سندیکای برق کشور: اولین آسیب های سرمایه داران نوظهور قبل از اینکه گریبان اقتصاد را بگیرد، متوجه اجتماع است.

* فاطمه دانشور، عضو شورای شهر تهران و کارآفرین: یکی از علل اصلی ایجاد سرمایه داری نوظهور، تحریم ها بود.

* احمد صادقیان، مدیرعامل شرکت تک ماکارون و عضو هیات نمایندگان اتاق تهران:
هر کجا رانت و دونرخی وجود داشته است، سرمایه داری نوظهور هم پدیدار می شود.

* بهادر احرامیان، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران: راهکارهایی که در کشور برای کسب درآمد وجود دارد، مناسب نیست.

دوئل با سرمایه داران تقلبی

سالن سینمای سه بعدی با سیستم صوتی دالبی ساراند، سالن بیلیارد با میز اسنوکر، دو فضای مجزا با مساحت بالغ بر 500 متر مربع جهت استخر، سالن Gym با دستگاه ورزشی، کنترلرهای هوشمند ABB با امکان تنظیم دما، نور، صدا یا موسیقی، آشپزخانه با تجهیزات اجاق گاز، فر، مایکروویو، قهوه ساز و ماشین ظرفشویی از یک برند آلمانی و مقاومت در برابر زلزله 8.6 ریشتری، همه با هم در یک پنت هاوس در کامرانیه می شود، 23 میلیارد تومان یعنی چیزی حدود 968 هزار و 543 روز حداقل دستمزد یک کارگر ساده.

البته کسی که بتواند پنت هاوس کامرانیه را خریداری کند، حتما می تواند به اندازه شش درصد از مقدار پول خانه اش، یعنی یک میلیارد و 500 میلیون تومان را بابت خرید پورشه و مازراتی برای خودش یا فرزندانش هزینه کند تا آنها هم طبقی گزارشی که ماهنامه تصمیم نوشته با دور دور کردن هایشان کل بنزین یک استان را در دو شب دود کنند.

طبق گزارش تصمیم، «چرخ زدن خودروهای لوکس تنها در شش خیابان تهران در دو روز پایانی هفته بین ساعت 20 تا 24 باعث سوزانده شدن حدود یک میلیون لیتر بنزین در این مناطق می شود که در این صورت با احتساب آمار معاونت امور بین الملل شرکت ملی نفت مبنی بر عرضه هر لیتر بنزین فوب خلیج فارس در یک هفته گذشته در حدود 51 سنت، جوانان تهرانی برای چرخ زدن در خیابان های این شهر در دو روز پایانی هفته، زمینه هدررفت 1.5 میلیارد تومان ثروت ملی را فقط برای تردد در 6 خیابان که کل مسافت آن شاید کمتر از یک دهم درصد مسافت خیابان ها و بزرگراه های کل شهر تهران باشد فراهم می کنند. این در حالی است که این میزان مصرف در روز پایانی هفته در تهران بیش از مصرف بنزین یک روز یک استان مانند ایلام است.»

تفریحات بچه پولدارها چقدر آب می خورد؟

حق عضویت یکساله در بعضی باشگاه ها و مجتمع های ورزشی دو برابر حداقل حقوق کارگران و گاهی اوقات حتی بیشتر از هزینه یک سال دهک اول جامعه است.

حق عضویت یکساله زمین گلف مجموعه ورزشی انقلاب برای ایرانی ها، یک میلیون و 700 هزار تومان است. عضویت در استخر هم یکساله نیست و هر کس به عضویت استخرهای این مجموعه دربیاید، برای چهار ماه باید یک میلیون و 900 هزار تومان بپردازد. البته خانم متصدی استخر می گوید: «محدودیت مرتبه برای حضور در استخر وجود ندارد و کسی که حق عضویت پرداخت کرده می تواند هر روز از امکانات آن استفاده کند.»

دوئل با سرمایه داران تقلبی

اما اگر کسی بخواهد به باشگاه پالادیوم در خیابان مقدس اردبیلی برود باید برای عضویت یکساله در استخر که تنها 36 جلسه را شامل می شود، دو میلیون و 100 هزار تومان پرداخت کند؛ یعنی جلسه ای نزدیک به 60 هزار تومان بابت هر مرتبه استفاده از استخر باید هزینه کنند.

البته پکیج وی آی پی که به قول متصدی مختص couple ها است، شامل 192 جلسه استخر، بدنسازی و شرکت در جلسات اسپینینگ، 12 جلسه ماساژ و وکیوم و 60 روز فیریز و 12 بار مهمان است که می شود 17 میلیون و 500 هزار تومان.

جدا از ورزش های آبی، اگر بچه پولدارهای تهران، بخواهند به باشگاه پینت بال برج میلاد بروند، برای ورودی باید هر نفر 20 هزار تومان و برای هر بسته 100 گلوله ای هم 18 هزار تومان پرداخت کنند. یعنی هر نفر برای یک دور بازی پینت بال، باید 38 هزار تومان پرداخت کند. به عبارتی اگر او هر هفته بخواهد این بازی را انجام دهد باید سالی تقریبا دو میلیون تومان هزینه کند.

سرگرمی دیگری که این اواخر طرفدار زیادی هم پیدا کرده و به دلیل نداشتن محدودیت زن و مرد، همه می توانند از آن استفاده کنند، کارترینگ است. سرگرمی که تنها برای 6 دقیقه سواری، در کل هفته 26 هزار تومان و آخر هفته هم باید 30 هزار تومان پرداخت شود. به این ترتیب تنها کافی است که با دو سه بار استفاده از کارترینگ، یارانه نقدی دو نفر خرج شود.

همچنین اگر آخر هفته ها، کسی بخواهد نیم ساعت از کارترینگ آزادی استفاده کند، باید 150 هزار تومان بپردازد که در سال می شود هفت میلیون و 500 هزار تومان.

ساختمان های ساخته شده، به اندازه اختلاس بزرگ ایران

اگر قشرهای کم درآمد، هزینه یک سال خود را جمع کنند، شاید بتوانند یک متر مربع واحد مسکونی در منطقه یک خریداری کنند

خانه هایی از مدل 23 میلیاردی کامرانیه در منطقه یک تهران کم نیست. برج های سر به فلک کشیده که از هر طرف بیرون آمده اند و هر کدام که بالاتر رفته، گران تر هم شده است.

دوئل با سرمایه داران تقلبی

به گزارش مرکز آمار از زمستان 93، بیشترین متوسط قیمت فروش یک متر زیربنای مسکونی معامله شده در حدود 86470 هزار ریال در منطقه 1 و کمترین آن در حدود 20587 هزار ریال در منطقه 18 بوده است.

همچنین طبق گزارش مرکز آمار از بهار 93، برای 362100 متر مربع زیربنا در واحدهای مسکونی پیش بینی شده در منطقه یک، مجوز پروانه ساختمانی صادر شده است. بنابراین، اگر 8 میلیون تومان، یعنی تقریبا متوسط قیمت فروش هر متر مربع زیربنای مسکونی در منطقه یک را در 362 هزار متر مربع زیربنای پیش بینی شده برای ساخت ضرب کرد، می توان به عدد 2896 هزار میلیارد تومان رسید. به عبارتی اگر تمام پروانه های صادر شده شهرداری در منطقه، در بهار 93 ساخته شده باشد، الان قیمت این زیربناهای ساخته شده به نزدیک سه هزار میلیارد تومان، یعنی اختلاس بزرگ تاریخ ایران رسیده است.

با توجه به گزارش مرکز آمار، در حالی که حداقل قیمت یک متر مربع زیربنای مسکونی در ارزان ترین منطقه تهران، تقریبا نصف حداقل قیمت در گران ترین منطقه تهران است اما حداکثر قیمت یک متر مربع زیربنای مسکونی در منطقه یک، پنج برابر حداکثر قیمت یک متر مربع در منطقه 18 است.

همچنین با توجه به متوسط هزینه های غیرخوراکی سالانه یک خانوار شهری باید گفت که هزینه یک سال دهک اول که کم درآمدترین دهک به حساب می آید، به قیمت یک متر مربع از گران ترین خانه های منطقه یک هم نمی رسد. به عبارتی دهک اولی ها، باید هزینه های غیرخوراکی نزدیک به دو سال خود را جمع کنند تا بتوانند یک متر مربع واحد مسکونی در منطقه یک بخرند.

به هر حال، این عدد و رقم ها، از طبقه ای از دهک های بالای جامعه و سرمایه دار و ثروتمند خبر می ده. طبقه ای که به گفته علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، یارانه گرفتن، حق شان نیست.

به گفته جعفر قادری، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس طبق محاسبه، حدود 5.5 میلیون نفر نسبت به کاهش اعتبار هدفمندی باید حذف شوند. قادری گفت: طبق گفته مسئولان اجرایی 10 میلیون نفر پردرآمد شناسایی شدند و حداقل یک دهک نیز می تواند حذف شود و مشکلی وجود ندارد. با توجه به قانون بودجه حدود 7 میلیون نفر یا یک دهک قابل حذف است و از لحاظ اجرایی مشکل ندارد.

گویا این هفت میلیون نفر، همان ساکنان دهک دهم هستند و مقیمان منطقه یک شهرداری تهران هم جزیی از آنها به حساب می آیند.

دوئل سرمایه داری اصیل و نوسرمایه داری

مردم نمی توانند سرمایه داری اصیل و سرمایه داری نوظهور را از هم تشخیص دهند، به همین دلیل وجود ماشین لوکس در نهایت بار منفی در جامعه ایجاد کرده است

دوئل با سرمایه داران تقلبی

وقتی صحبت از 7 میلیون نفری که قرار است از دریافت یارانه حذف شوند به میان می آید ناخودآگاه بیشتر مردم دیدشان به سمت قشر نوکیسه و افرادی که یک شبه با رانت و فساد اقتصادی به جایی رسیده اند، می افتد. قشری که قیمت یک متر مربع از خانه شان، از هزینه یک سال گروه های کم درآمد هم بیشتر است یا گروهی که تنها هزینه سرگرمی هایشان بیشتر از کل حقوق و درآمد یک سال قشرهای پایین جامعه است. به این ترتیب، نگاه جامعه به قشر سرمایه دار، با سایه قشر نوسرمایه دار درآمیخته و فعالیت های گروه سرمایه دار اصیل نادیده گرفته می شود.

اما در این میان، تمام سرمایه داران و ثروتمندان ره صد ساله را یک شبه نرفته اند و هستند افرادی که سال هاست در صنعت و بخش های مختلف اقتصادی کشور فعالیت کرده اند.

بهروز فروتن که کارآفرین و بنیانگذار شرکت مواد غذایی بهروز است، می گوید: «اگر ثروت از راه تلاش به دست بیاید، بسیار خوشایند و شیرین است اما اگر قرار باشد این ثروت از راه غیراصولی به دست آورده شود، این سرمایه نیست، چپاول ثروت است. سرمایه داری نوظهور هم چپاول ثروت دیگران است. در واقع زاییده نقطه ابهامی قانونی، دور زدن قانون یا نترسیدن از خداست.»

به هر حال، رسیدن به سرمایه های یک شبه، اعتبار و اعتماد جامعه را دچار مشکل می کند. به همین دلیل هم فروتن معتقد است: جامعه یک توانی دارد که باید به صورت عدل، داد و داوری بسته به تلاش افراد بین آنها تقسیم شود. حال اگر ما، کم قانونی یا ابهام قانونی یا دور زدن قانون را داریم یا افرادی از هر کانال دیگری این ثروت عامه را به نفع خودشان مصادره می کنند، حتما ثروت ملی را مصادره کرده اند. در واقع نظام قضاوتی ما درباره این آدم ها، راجع به پول نیست، راجع به اعتبار جامعه است و باید مدافع اعتبار جامعه باشد.

به هر حال، هر سرمایه داری از یک فعالیتی کارش را شروع کرده است. مثل یک سرباز صفر که تبدیل به یک درجه دار می شود. این بالا آمدن تدریجی مثل رشد یک فرزند است، تولید ثروت و کار بازرگانی مثل بچه هایی هستند که باید به تدریج تلاش کنند تا به بلوغ برسند. از طرف دیگر، در کشورهای با اقتصاد آزاد، هر سه ضلع اقتصاد، یعنی کارفرما، کارگر و دولت سود می برند. چرا که کارفرما، سود کارش را می گیرد، کارگر مزایا و حقوق بهتری دریافت می کند و دولت هم به عنوان ضلع سوم با گرفتن مالیات، به خواسته هایش می رسد.

به همین دلیل بر اساس صحبت های فروتن، در کشورهای پیشرفته، ثروت را افتخار ملی می بینند چرا که از راه سالم و صواب و از تولید و بازرگانی به دست آمده است اما متاسفانه در ایران، واژه سرمایه دار، منتسب به عده اندکی شده است که از راه ناصواب این ثروت را به دست آورده اند. او می گوید: «ما باید بین سرمایه گذار اصولی و غیراصولی تفاوت قایل شویم. کسی که تلاش می کند، وام می گیرد، شب و روز بیداری می کشد چون می خواهد افتخار خودش را با افتخار ملی گره بزند اما کسی که با کلمه سرمایه یک شبه به پول هنگفتی می رسد، می خواهد افتخار خودش را با پول گره بزند. در نتیجه کسانی که بدون تلاش به سرمایه رسیده اند، در بین مردم جایگاهی ندارند.

دوئل با سرمایه داران تقلبی

به گفته این کارآفرین، در همه جای دنیا این سرمایه داران نوظهور رشد می کنند اما اینجا نقش دولت مهم است که با تمام قدرت و توان قانونی، مقابل اینگونه افراد بایستد و مدافع حقوق تلاشگران واقعی جامعه باشد.

فروتن ادامه می دهد: برای ایجاد انگیزه تولید سالم در کشور و داشتن قواعد مساعد برای پیشرفت کار سالم، مدیریت کشور باید ملی فکر کند. برای این کار می تواند در نحوه دریافت ارزش افزوده، مالیات، بیمه های اجتماعی، عوارض ناشی از برق، آب، گاز و ... بازنگری کند چرا که سود دولت در این نیست که از تولیدکننده اینها را بگیرد، سود دولت در گردش کار اس��.

کشورهایی نظیر ترکیه، امارات، کره، ژاپن و ... قواعدشان را بر مبنای هویت تولید سالم در کشور گذاشته اند. ما تا زمانی که قانون شفاف نداشته باشیم، از نقاط تاریک قانون یا ارتباطات شخصی استفاده می شود و همچنان شاهد پدیده هایی مثل سرمایه داری نوظهور خواهیم بود.

مصداق این پدیده های سرمایه داری نوظهور هم برای خیلی از افراد، کارشناسان و فعالان اقتصادی، همین دور دور کردن های جوان 20 ساله است. البته نگاه های ضدسرمایه داری نسبت به اوایل انقلاب در حال فروکش کردن است. آن زمان، طیفی بر اساس آموزه های چپ در مکاتب مارکسیستی و سوسیالیستی با سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی بخش خصوصی مخالف بودند و همه چیز را دولتی کردند که این فرآیند ادامه پیدا نکرد. حتی کشورهای کمونیستی مثل چین و روسیه از اقتصادهای بسته چپی برگشتند و زمینه سرمایه گذاری را در کشورهایشان فراهم می کنند.

به گفته اسدالله عسگراولادی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، افرادی که با ماشین های لوکس و چند میلیاردی در خیابان های شهر رفت و آمد می کنند، تازه به دوران رسیده هایی هستند که به مسئولیت اجتماعی خودشان ناآگاهند. این رفتارها مورد پسند ما نیست.

او می گوید: یادم هست اوایل انقلاب امام خمینی (ره) گفتند داشتن مال، اگر مرز حلال و حرام داشته باشد، ضد ارزش نیست چون در آن زمان طیفی بودند که سرمایه داشتن را ضد ارزش می دانستند. از نظر من سرمایه گذار و سرمایه دار فرق هایی دارند. کسی که سرمایه گذاری می کند، اقتصاد کشور را متحول می کند، اشتغال ایجاد می کند، ریشه بیکاری را می زند و با رونق تولید به استقلال اقتصادی کشور کمک می کند اما سرمایه دار همان زالوصفت و منفعت طلبی است که با رانت و بهره و نزول، صاحب ثروت شده.

به هر حال، به اعتقاد عسگراولادی و دیگر فعالان اقتصادی، امروز سرمایه گذاری نیاز قطعی جامعه اقتصادی ماست چرا که بدون سرمایه گذاری به استقلال اقتصادی نخواهیم رسید؛ بنابراین به اعتقاد او، باید به سرمایه گذار احترام گذاشت و منزلت سرمایه گذار را در نظر داشت چرا که با حفظ احترام سرمایه گذار، دیگران را هم برای ورود به چرخه تولید تشویق می کنیم. برعکس سرمایه گذاری، سرمایه داری امر پسندیده ای در اقتصاد ما نیست و آسیب های زیادی خواهد داشت.

دوئل با سرمایه داران تقلبی
عسگراولادی

با اینکه عده ای معتقدند سرمایه داری در قالب نامطلوب آن، نوظهور است اما عسگراولادی که سال ها در اقتصاد ایران کار کرده و ید طولایی در فعالیت های اقتصادی و بازرگانی دارد، خیلی اعتقادی به استفاده از کلمه نوظهور برای اشاره به این طبقه ندارد. او می گوید: از نظر من اوضاع بد اقتصادی کشور و رانت بازی ها باعث شد طیفی به اسم تازه به دوران رسیده ها در اقتصاد بروز کنند و جولان دهند. من اصطلاح خودمان را برای اشاره به این افراد به کار می گیرم که همان تازه به دوران رسیده است. اینها از فرصت های غیرمجاز، استفاده یا بهتر بگویم سوءاستفاده کردند و صاحب ثروت شدند و حالا این ثروت را با خریدن خودروهای چند میلیاردی اسراف می کنند.

عسگراولادی ادامه می دهد: در کشور ما در شرایطی که مردم خانه برای زندگی کردن ندارند، داشتن خودروهای دو میلیارد تومانی جایز نیست. باید از ورود چنین خودروهایی به کشور جلوگیری کرد. دولت هم در این بین مقصر است چون برای فروش ارز، در دوره ای ورود ماشین ها با قیمت بالا را مجاز اعلام می کند ولی باید جلوی این روند را بگیرد. کسی در بخش خصوصی یا فعالان عرصه تولید موافق ورود بنزهای گران قیمت و پورشه و ... نیست.

به اعتقاد او، این روزها با ظهور این طیف تازه به دوران رسیده، شاهد اسراف ثروت هستیم. ثروتی که به جای به چرخش درآوردن تولید، صرف اسراف و تبختر و به رخ کشیدن ها در جامعه می شود.

با این حال|، طیف دور دور کننده ها در کشور آنقدر زیاد است که از چشم کسی پوشیده نمانده است. سید تیمور حسینی، رییس پلیس راهور تهران بزرگ از برخورد با بیش از 1700 دستگاه خودرویی که رانندگان آن مرتکب تخلفات حادثه ساز شده و با دور دور کردن باعث ایجاد ناامنی شده اند، خبر داد. به گفته او از میان این خودروها حدود 60 درصدشان یعنی رقمی معادل بیش از 850 خودرو از نوع خودروهای لوکس بوده است.

دوئل با سرمایه داران تقلبی

سیده فاطمه مقیمی، عضو هیات رییسه اتاق های بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران که چندین سال است در عرصه معدن فعالیت می کند هم به این موضوع اشاره می کند اما او قبل از اشاره به طبقه نوظهور سرمایه داری، به تربیت خانواده ها اشاره دارد. او می گوید: اخیرا در سطح شهر و در ساعت های نامتعارف از شبانه روز، شاهد تصادف های شدید رانندگی با ماشین های مدل بالایی بودیم که جان چند نفر را گرفت.

متاسفانه خانواده هایی با سطح مالی بالا چنین امکاناتی را بدون توجه به نتایج آن برای فرزندانشان مهیا می کنند و این مسئله به فرهنگ خانواده و نحوه تربیت فرزندان برمی گردد. من تصور نمی کنم افرادی که در اقتصاد زحمت کشیده اند و خودشان روی پای خود ایستادند و خودرویشان را هم مثل دیگر ملزومات زندگی تهیه کردند، اینقدر بی محابا با اولین ارزش بزرگ زندگی یعنی جانشان در خیابان های شهر، بازی کنند.

او معتقد است در مطالعه سرمایه داران، باید آنها را دسته بندی کرد و دید افرادی که با ماشین های لوکس در خیابان های شهر می گردند چه گروه سنی هستند؛ بیشتر اینها جوانند، به همین دلیل هم مقیمی می گوید: به نظر من نمی توانیم این پدیده را به سرمایه داران نسبت دهیم.

این فعال بخش صنعت ادامه می دهد: از نظر من سرمایه داران نوظهور، افرادی هستند که از کار و دسترنج خودشان بهره نمی برند و با رانت های خاص به جایگاه های خاص رسیدند. اینها پول و درآمد کسب شده را ارزشمند و اثرگذار نمی بینند و به همین دلیل، به راحتی آن را به نابودی می کشانند. من به اینها سرمایه دار نوظهور هم نمی گویم. از نظر من اینها پولداران نوظهورند چون سرمایه و پول با هم متفاوتند. پول به راحتی می آید اما سرمایه همان جوهر وجودی افراد است. پولداران نوظهور برای پول، سرمایه و هویت اجتماعی و جانی که به نابودی می کشند، ارزش قائل نیستند.

مقیمی یکی از مشکلات ایجاد چنین طبقه ای را در فرهنگ می بیند چرا که او معتقد است در ایران، نگاه مثبت به سرمایه داری که سرمایه اش حاصل دسترنجش است، وجود ندارد. هر کسی در جامعه به دلیل شهرت یا بزرگ شدن بنگاه اقتصادی اش سرمایه دار تلقی می شود، بدون اینکه کسی به فرآیند کسب آن سرمایه توجه کند. او می گوید: این بداخلاقی ها نسبت به سرمایه دار در کشور ما وجود دارد در حالی که در هیچ کجای شرع یا قانون ما سرمایه داری کار بدی نیست.  در دین اسلام سرمایه داری رد نشده. در نشر این دین، سرمایه حضرت خدیجه (س) موثر بوده. سرمایه دار بودن چیز بدی نیست اما چگونگی کسب این سرمایه و کجا بردن این سرمایه اهمیت دارد.

بر اساس صحبت های مقیمی، در شکل گیری نگاه های منفی به سرمایه داران محصولات فرهنگی به ویژه فیلم ها و سریال هایی که از رسانه ملی پخش می کنند، موثر است چرا که به اعتقاد او، در این فیلم ها سرمایه دار را زالوصفت معرفی می کنند یا کسی که به بیماری صعب العلاجی مبتلا شده و از بین می رود. سجاده نماز فقط جلوی شخصیت های فقیر پهن است. این تصویرهای غلط، فرهنگی که به سرمایه دار و کارآفرین نگاه منفی دارد را رواج می دهد.

به هر حال زمانی که اسم سرمایه گذاران با سرمایه داران نوظهور گره می خورد، آنهایی که خدمتی به کشور کرده اند، شغلی ایجاد کرده و چرخی از اقتصاد را چرخانده اند هم زیر سوال می روند و آحاد جامعه دیگر قابلیت تفکیک این دو را پیدا نمی کنند.

شاهرخ ظهیری، پدر صنایع غذایی ایران که محصولات مهرام با نام او می آید، می گوید: همیشه تصور می کنم سرمایه گذارها بنا بر شناخت و تشخیص شان از جامعه هدف گذاری می کنند، سرمایه شان را در راستای آن اهداف به کار می گیرند و به اشتغال و صنعت در اقتصاد کمک می کنند. اگر چند نفر در کشور پورشه خریدند و با ماشین های لوکس در خیابان های شهر گشت زدند، این به معنی تغییر مسیر سرمایه داری نیست.

دوئل با سرمایه داران تقلبی
شاهرخ ظهیری

به اعتقاد ظهیری، سرمایه گذاری و سرمایه داری دو بحث متفاوت است. سرمایه دار کسی است که پول دارد، پول را در بانک می گذارد و بهره اش را می گیرد و با آن زندگی می کند. سرمایه گذار کسی است که سرمایه اش را وارد خط تولید می کند، با ایجاد فرصت های شغلی، بیکاری را کاهش می دهد و اقتصاد کشور را به چرخش درمی آورد. در واقع سرمایه گذاری برای اقتصاد یک کشور ارزش است.

به هر حال چه سرمایه گذار و چه سرمایه دار، هر دو در کشور وجود دارند و هر دو هم به رسم و رسوم خودشان روزگار می گذارند اما اینکه چرا همه سرمایه گذار نمی شوند را ظهیری در عدم حمایت از تولید می داند چرا که سرمایه گذار، سرمایه اش را جایی می گذارد که بتواند از آن استفاده کند.

اگر تشکیلات اقتصادی و قوانین کشور طوری بود که از تولید حمایت می کرد، سرمایه زیادی وارد این بخش می شد. دولت باید امنیت را برای سرمایه گذاری ایجاد کند تا مردم سرمایه شان را وارد چرخه تولید کنند چرا که برای شروع به کار یک واحد تولیدی چندین و چند نهاد دولتی بر کار نظارت دارند. این نهادها وارد فرآیند بررسی می شوند تا بررسی هایشان را انجام دهند و مجوزهایشان را صادر کنند، سرمایه گذار عاجز شده و سرمایه اش را برمی دارد و می رود. بوروکراسی های اداری در فعالیت های اقتصادی، موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد.

به همین دلیل هم هست که در حال حاضر سرمایه گذارها دنبال خرید ملک و زمین هستند و سرمایه شان را در این بخش به کار گرفتند. مداوم ملک و زمین می خرند و بعد از گذشت مدتی می فروشند و سود حاصل از گران شدن ملک را به سرمایه شان اضافه می کنند.

همین روند به نظر فعالان اقتصادی که همیشه و همیشه پول شان را در تولید و گرداندن چرخه اقتصاد هزینه کرده اند، بسیار خطرناک می آید چرا که با این وضعیت واحدهای صنعتی و تولیدی از بین خواهند رفت و بیکاری، از بزرگترین مشکلات اقتصاد، پابرجا خواهد ماند.

البته از سوی دیگر سید بهادر احرامیان مدیرعامل فولاد یزد، عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران و عضو هیات نمایندگان اتاق تهران معتقد است سرمایه های نوظهور در هر کشوری پدیده بدی محسوب نمی شود بلکه نشان می دهد که در آن کشور سرمایه در حال شد کردن است و همه در کنار هم وضعیت اقتصادی شان در حال بهتر شدن است.

او در صحبت هایش از سرمایه داران نوظهور می گوید: در اقتصاد افر��دی خارج از قواعد بازی می کنند و می توانند مقداری ثروت را سمت خودشان جابجا کنند، طبیعتا خلق ثروت دچار چالش می شود و ما هدر رفتن منابع را داریم و در نهایت ثروت ملی کم می شود.

آنطور که تاریخ نشان داده است، سرمایه داری و سرمایه داری نوظهور در نگاه مردم به یک چشم دیده می شود و زمانی که سرمایه داری نوظهور با دور دور کردن های خودروهای لوکس در خیابان های شهر دیده می شود، ناخودآگاه سرمایه داری اصیل هم زیر سوال می رود.

به همین دلیل احرامیان معتقد است باید علل اینگونه پدیده ها را پیدا و به این مسئله ریشه ای نگاه کرد چون تجربه 20 ساله گذشته می گوید هر وقت اینها به صورت یک طبقه دیده شده اند، به دنبال حذف آها بودیم، مشکلی حل نشده و مشکل همچنان سر جایش باقی است. به عقیده من گروه بعدی که آمدند، هوشمندانه تر عمل کردند و البته که مشکل بیشتری هم درست کردند.

بر اساس صحبت های احرامیان، دلیل اینکه در ایران، اینه مسئله جنبه منفی پیدا کرده این است که راهکارهایی که در کشور برای کسب درآمد وجود دارد، مناسب نیست. این مسئله حاصل چند عام لاست از جمله دسترسی نامتوازن به منابع بانکی و دسترسی نامتوازن به بعضی از رانت های ایجاد شده.

او می گوید: «مثلا بانک در رابطه با دو نفر که تسهیلات شان را برنگردانده اند دو رفتار متفاوت دارد یا رقمی که بانک به آنها تسهیلات می دهد، متفاوت است. وقتی بانک به عنوان یک بنگاه دولتی کار می کند، شاید با یک دستور یا یک نامه، رفتارش با متقاضی تسهیلات تفاوت داشته باشد. هر چقدر اجازه دهیم بانک ها به عنوان یک بنگاه اقتصادی و نه یک بنگاه دولتی کار کنند، منشاء اینگونه پدیده ها هم کمتر می شود. بانک به عنوان یک بنگاه اقتصادی بیشتر به دنبال برگرداندن مطالباتش است.

احرامیان که خود سال ها در صنعت فولاد فعالیت کرده، مخالف کوبیدن گروه یاست. او ادامه می دهد: جامعه، شاید به درست، باورش این است که این ثروت با فعالیت سالم و رقابت اقتصادی ایجاد نشده است، بنابراین عکس العمل منفی نسبت به سرمایه داران به وجود می آید. من خیلی موافق این نیستم که یک گروهی را مطرح کنیم، بعد به دنبال مصداق هایش می رویم و شروع به کوبیدن آنها کنیم، بدین ترتیب یک جو ناامنی در بازار به وجود می آید که کارآفرین اصلی را متضرر می کند.

دوئل با سرمایه داران تقلبی
علیرضا کلاهی

به نظر من، این برخوردها ما را از رسیدگی به مشکل اصلی منحرف می کند و دودش در اصل در چشم مردم طبقه متوسط می رود. اگر به دنبال راه حل هستیم باید منشاء کار را درست کنیم. منفی یا مثبت اریابی کردن این پدیده، واقعا راه حل سازنده ای برای جامعه نیست.

همانطور که بعضی فعالان اقتصادی معتقدند، فرهنگ سازی در رسانه ملی هم از سرمایه داری حتی از نوع اصیل و درست و درمان آن هم خوب نیست و با مشکل مواجه است اما از طرف دیگر، فاطمه دانشور عضو شورای شهر و بنیانگذار موسسه نیکوکاری مهرآفرین می گوید: چیزی که در چند سال اخیر اتفاق افتاده، از نظر من بیشتر زاییده فساد، نبود اخلاق و مشکلاتی از این دست است. خیلی وقت ها بی اخلاقی از بی قانونی نشات می گیرد.

زمانی که قوانین به درستی اجرا نشوند، ضمانت اجرایی درستی نداشته باشند و قوانین دور زده شوند، مشکلاتی از قبیل این بی اخلاقی ها و فسادهای اقتصادی رشد می کنند که بخش عمده آن استفاده از رانت ها و فرصت هایی است که منجر می شود به این کشور افراد سرمایه هایی خارج از چهارچوب قوانین و مقررات به دست آورند.

البته در بین تمام نظریه هایی که در تولید طبقه سرمایه داری نوظهور می گویند، دانشور معتقد است یک یاز علل اصلی ظهور این نوع سرمایه داری ها، تحریم ها بوده است چرا که فرصت هایی ایجاد شد تا سرمایه دارانی مثل بابک زنجانی که ریشه، سابقه و نامی نداشتند، یک شبه به وجود بیایند ولی موضوع اصلی این است که پشت این افراد باید یکسری جریان هایی هم وجود داشته باشد که آنها را هم باید جستجو کرد و دید که آنها زاییده چه چیزی هستند.

زمانی که تر و خشک با هم سوزانده شوند، قطعا آسیب هایی به قشر سودده اقتصادی هم وارد خواهد شد. دانشور می گوید: اینگونه سرمایه داری ها، قطعا آسیب زا خواهد بود چرا که کانال سالمی ندارد و این کانال در دسترس یک عده خاصی بود و تنها این افراد دسترسی به این رانت ها داشته اند. من تاثیری که سرمایه داران نوظهور در اقتصاد می توانند داشته باشند را به دلایل مختلف خیلی مثبت ارزیابی نمی کنم اما بخش اعظم آن این است که باعث نوعی دلسردی سرمایه های انسانی می شود.

ظهور اینگونه سرمایه داران بی انگیزگی زیادی در قشر جوان، به خصوص جوانانی که جویای کسب و کار سالم هستند و می خواهند وارد فضای کسب و کار و کارآفرینی سالم شوند، به وجود آورده است. این ثروت یا تولید پول باید توسط مردم و جامعه صورت بگیرد و راندن آنها به حاشیه و بی اعتماد کردن و بی انگیزه کردن آنها، هزینه زیادی برای دولت و جامعه دارد. حالا ممکن است که فعالیتی یک شبه رشد کند و آدم های زیادی هم سر کار بیاورد و بگویند اشتغال زایی هم شده است اما واقعیت این است که کار خوبی از آن درنمی آید.

شاید مصداق صحبت دانشور، پدیده شاندیز باشد؛ طرحی که با تبلیغ های گسترده در صدا و سیما جان گرفت و افراد زیادی در آن مشغول به کار بودند اما در نهایت، فساد و خرابکاری های آن مشخص شد و نه تنها سودی به اقتصاد نرساند، بلکه بی اعتمادی از طرح های بزرگ عمرانی را هم در پی داشت.

البته با این حال او معتقد است: اگر برخورد قاطع و شفافی با این نوع سرمایه داری ها شود، شاید بتوان بی انگیزگی که در جوانان به خاطر مشاهده اینگونه افراد به وجود آمده است را علاج کرد ولی متاسفانه سیستم قضایی ما در برخورد با این نوع پدیده ها بسیار کند عمل می کند و بعضا عملکرد شفافی ندارد که این خود باعث بی اعتمادی مردم می شود. خیلی وقت ها راجع به خیلی از حکم ها، مردم با دیده نگرانی و تردید نگاه می کنند، بنابراین باید با این پدیده برخورد قاطع تر شود.

دانشور می گوید: افرادی که با رانت آمده اند خیلی کسب و کارشان را طولانی مدت حفظ نکرده اند، در مدت کوتاهی موجی را ایجاد کردند اما خیلی مورد اعتماد نبودند. اگر ما بگذاریم که بخش خصوصی واقعا آنطور که باید سالم رشد کند، تبعات مثبتی هم می تواند برای جامعه داشته باشد. در غیر این صورت بزرگترین سرمایه جامعه که اعتماد است، از دست می رود و اگر بی اعتمادی بر جامعه حاکم شود، خیلی مسائل دیگر را هم با خودش به دنبال می آورد که جبرانش بسیار سخت است.

نمونه همین بی اعتمادی هم فرار کردن رییس بانک ملی به کانادا در جریان اختلاس های سه هزار میلیارد تومانی بود. رییس بانکی که با وجود این اختلاس همچنان در تبلیغاتش در رسانه ملی گفته می شود «هر جا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران می درخشد».

دوئل با سرمایه داران تقلبی
فاطمه دانشور

به هر حال سرمایه داری نوظهور به اعتقاد عده ای از کارشناسان اقتصادی در سال های اخیر افزایش داشته است. احمد صادقیان، مدیرعامل گروه صنعتی ستاره کویر یزد، مدیرعامل شرکت تک ماکارون و عضو هیات نمایندگان اتاق تهران می گوید: سرمایه داری نوظهور، شاید در دوران اخیر بیشتر شده باشد اما در تمام دوره ها متولد می شود. هر جا که رانت وجود داشته باشد، دو نرخی وجود داشته باشد، اینگونه سرمایه داری پدیدار می شود.

این عوامل باعث می شود که افراد بتوانند از رانت ها استفاده غیر اصولی بکنند. این دسته از افراد باعث شده اند که اینگونه مسائل بیشتر به چشم بیاید. تحریم ها به عنوان یکی از عوامل دیگر، محدودیت هایی به وجود آورد تا در نهایت افرادی که دسترسی بیشتر به رانت داشتند، توانستند با استفاده از این رانت ها تحریم ها را دور بزنند و برای خودشان منابع کلانی ایجاد کنند.

صادقیان سال ها در عرصه اقتصاد فعالیت های مختلف را در زمینه های مختلف انجام داده و به قول خودش، اشتغال زایی زیادی هم به بار آورده است. او می گوید: کارآفرینی یک مسئولیت اجتماعی و یک اعتقاد است و همین باعث می شود کسانی که در کار تولید هستند به خاطر همین عشق و اعتقاد، با همه مشکلاتی که در این راه وجود دارد، باز هم به فعالیت شان ادامه دهند.

به گفته این کارآفرین، اگر در جامعه ما، رانت وجود نداشته باشد، خیلی از این مسائل حل می شود. وقتی در جامعه ای ارز دو نرخی وجود داشته باشد، کسانی که به رانت های اطلاعاتی یا ارتباطی دسترسی دارند، می توانند از این رانت ها استفاده کنند و ممکن است یک شبه وضع شان تغییر کند اما در اقتصاد آزاد، همه به یک میزان به اطلاعات دسترسی دارند و می توانند از منابع به طور یکسان استفاده کنند؛ در چنین اقتصادی دیگر رانت معنا ندارد.

همچنین علیرضا کلاهی، رییس هیات مدیره سندیکای برق کشور هم در این باره معتقد است بروز پدیده سرمایه داران نوظهور یک عارضه در شرایط اجتماعی کشور است. او می گوید: به نظر من این طبقه در شرایط رانت و در فضای اقتصادی که همه می دانیم در آن چه گذشته، ایجاد شده. این طبقه با زحمت و کار مولد به این ثروت نرسیده. سرمایه داری و کارآفرینی در کشور ما مسئله معقولی است. سرمایه داری که به افزایش تولید ناخالص ملی می انجامد معقول و منطقی است اما نوع دیگر آن که با بهره برداری از شرایط خاص، به انباشت سرمایه می انجامد، یک عارضه است. رفتارهایی مثل گردش خودروهای لوکس در خیابان های شهر، تفاخر و تبختر از رفتارهای همین سرمایه دارهاست.

کلاهی همچنین ادامه می دهد: من یادم است در کشورهای اروپایی، مردم اروپا و حتی مردم سایر کشورهای عربی مثل لبنان، عرب های خلیج فارس را مسخره می کردند که از یک نوع پیراهن ده تا می خرند یا ساعت های جواهرنشان می خرند. مشابه این رفتار در این قشر هم وجود دارد. تجربه شخصی من می گوید سرمایه دار ریشه دار و مولد، از این رفتارها کمتر دارد. این کمتر را برای این می گویم که معتقدم هیچ چیز قطعی وجود ندارد و نباید همه چیز را سیاه یا سفید دید.

سرمایه دار مولد دنبال نمایش دادن امکانات و تسهیلات و فخر فروختن نیست. این مسائل و عوارض اجتماعی برای این سرمایه داران مطرح نیست. داشته های طبقه کارآفرین آنقدر هست که لازم به ارائه آن با ابزارهایی مثل خانه و ماشین لوکس نباشد اما من بارها دیدم که از پنجره یک خانه در محله های بالای تهران، آشغال از پنجره بیرون می ریزند یا با ماشین لوکس، بد رانندگی می کنند. این رفتارها مال طبقه سرمایه دار نوظهور است. این طبقه با توجه به شرایط اقتصادی در کشور به سرعت به انباشت ثروت رسیدند اما انباشت فرهنگ به سرعت انباشت ثروت انجام نمی شود. اینها مشکل فرهنگی دارند.

به هر حال، این رفتارها در دید کلی اجتماع قابل تفکیک نیست و تصویر همه ��رمایه داران یک مدل دیده می شود اما در کشورهای خارجی برای مثال آمریکا، یک شهروند معمولی که در سطح پایین یا حتی زیر خط فقر زندگی می کند، با دیدن یک ماشین گران قیمت فکر می کند که اگر من هم کار کنم می توانم مثل این ماشین را بخرم. اولین عکس العمل او این نیست که صاحب این ماشین یک رانت خوار یا دزد است اما در کشور ما، اولین عکس العمل مردم این است که صاحب ماشین گران قیمت از رانت استفاده کرده، دزدی کرده و به ثروت رسیده یا وقتی یک منزل بزرگ می بینند فکر می کنند با کدام رانت و موقعیت به این خانه رسیده؟

کلاهی در این باره می گوید: من خودم اخیرا دچار یک سانحه رانندگی شدم و خساراتی زیر پنجه هزار تومان در آن سانحه ایجاد شد. خانمی که طرف دیگر سانحه بود در مقابل عذرخواهی های من فقط فحاشی می کرد و داد می زد. جالب است مردمی که شاهد تهاجم های لفظی و حتی فیزیکی آن خانم نسبت به من بودند، از او طرفداری می کردند چون من خودرویی سوار بودم که گران تر از ماشین این خانم بود.

رفتار آن روز مردم ناشی از رفتارهای نامتعارف همان سرمایه داران نوظهور است که خود من هم بارها شاهدش بودم. به نظر من رانندگی با یک ماشین لوکس و با سرعت بالا در یک کوچه هشت متری در زعفرانیه از همین رفتارهای نامتعارف است. این به رخ کشیدن ها، مردمی را که دچار مشکل معیشتی اند آزرده می کند. البته مردم با تشخیص رفتارهای نامتعارف کم کم قادر به تفکیک سرمایه دار مولد از سرمایه دار نوظهور خواهند شد.

به هر حال، اولین آسیب های سرمایه داران نوظهور قبل از اینکه گریبان اقتصاد را بگیرد متوجه اجتماع است. به اعتقاد کلاهی، این طبقه رفتارهای نامتعارفی دارند. خرید ماشین های لوکس، ساعت های گران یا پوشیدن لباس های خوب، بد نیست اما وقتی این رفتارها از حد متعارف خارج شود، آثار منفی در جامعه به جای خواهد گذاشت. این باعث ایجاد تنفر نسبت به سرمایه دار خواهد شد، قشر جوان را به مصرف گرایی خواهد کشاند، در جوانان نیازهای کاذب ایجاد می کند و وقتی جوان ببیند از راه سالم نمی تواند خیلی زود به این خواسته ها رسید، مسیر نادرست را طی خواهد کرد.

واقعیت این است که همه دنبال آسایش و آرامش هستند. سرمایه دار کارآفرین اگر در جامعه ای احساس آرامش روانی نکند، سرمایه اش را جای دیگری خواهد برد. رفتارهای نامتعارف سرمایه داران نوظهور پدیده فرار سرمایه را در کنار فرار مغزها تشدید می کند. در کنار اینها، مردم هم به تمام انواع و اقسام سرمایه داری بدبین می شوند.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه