بیوگرافی محمود احمدی نژاد

بیوگرافی محمود احمدی نژاد

بیوگرافی و زندگینامه محمود احمدی نژاد

شناسنامه
نام کامل:
محمود احمدی‌نژاد
زادروز: ۶ آبان ۱۳۳۵
زادگاه: آرادان، گرمسار، ایران
دین: اسلام، شیعه

اطلاعات سیاسی

تاریخ ریاست: ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ تا کنون
ترتیب: ۶ امین رئیس جمهور ایران بعد از سید محمد خاتمی
معاون(های) اول: پرویز داوودی
جناح سیاسی: آبادگران ایران اسلامی (اصول گرا)
پست‌های دیگر: شهردار تهران، استاندار اردبیل
وبگاه رسمی: ‎ president.ir
ahmadinejad.ir

محمود احمدی‌نژاد ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهور کنونی این کشور است.
وی در ۳ تیر ۱۳۸۴ در دور دوم از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، پیروز شد. محمود احمدی‌نژاد از نخستین سخنرانی‌های انتخاباتی، هدف خود و یارانش را تحقق دولت اسلامی اعلام کرد. دورهٔ ریاست جمهوری او در مرداد ماه ۱۳۸۸ پایان می‌یابد.

زندگی

کودکی

محمود سبورجیان در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. محمود سبورجیان، که چهارمین فرزند خانواده‌ است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند. بعدها نام خانوادگی ایشان به احمدی‌نژاد تغییر می‌کند.

تحصیلات

وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسه‌های تهران از جمله مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سرگذاشت و با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد. در سال ۱۳۶۵ در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ نیز به عضویت در هیأت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد. در سال ۱۳۷۶ و هم‌زمان با داشتن سمت استاندار اردبیل، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشته مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک شد.
وی طی تدریس در این دانشگاه، پژوهش‌های علمی، راهنمایی چند پایان‌نامه کارشناسی ارشد در زمینه‌های مختلف مهندسی حمل و نقل را بر عهده داشته‌ است.

اولین فعالیت‌های سیاسی

احمدی نژاد در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت بود. وی از مرداد سال ۱۳۵۸ به عنوان نماینده دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به همراه چند تن از دانشجویان برای ارایه اساسنامه دفتر تحکیم وحدت و کسب رهنمود به دیدار آیت‌الله خمینی رفتند که او دانشجویان را به آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ارجاع داد. استمرار این جلسات در حضور آیت‌الله خامنه‌ای زمینه شکل‌گیری شورای اولیه دفتر تحکیم وحدت را مهیا نمود. اما برخی رهبران دفتر تحکیم حضور وی در شکل گیری آنرا تکذیب کردند.

شایعه شرکت در تصرف سفارت آمریکا و ترور قاسملو

محمود احمدی نژاد توسط برخی گروه‌ها، از جمله گروه‌های مخالف نظام ایران، متهم به شرکت در گروگانگیری آمریکاییان در واقعه تصرف سفارت آمریکا شده‌است. علاوه بر این برخی گروههای بسیجی در ایران نیز وی را از شرکت کنندگان در این واقعه نام برده‌اند.. با اینحال سازمان سیا معتقد است که هیچ مدرکی تاکنون دال بر این ادعاها قابل اثبات نبوده‌است.
این شایعه از جانب چهره‌های سرشناس جریان دانشجویی در سال‌های ابتدایی انقلاب و همچنین دانشجویان فعال در ماجرای اشغال سفارت آمریکا نیز رد شده و تمامی آنها تاکید دارند که احمدی نژاد هیچ نقشی در آن حرکت نداشت.
گفته می‌شود وی و دیگر دانشجویان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در آن زمان اعتقاد داشتند با توجه به اینکه آمریکایی‌ها مسیحی بوده و به خدا اعتقاد دارند اما دولت شوروی کمونیست و بی اعتقاد به خدا است، دانشجویان باید ابتدا به سفارت شوروی حمله کنند و نه آمریکا.
برخی از سیاستمداران اتریشی از نقش وی در ترور عبدالرحمان قاسملو دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران در وین سخن گفتند که توسط دو نفر از چهره‌های اطلاعاتی اصلاح طلب، سعید حجاریان و علی ربیعی (عضو شورای عالی امنیت ملی) تکذیب شد.

حضور در جنگ

وی در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمت‌های متعدد جبهه حضور پیدا کرد و تا سال ۱۳۶۵ در فعالیت‌های پشتیبانی و مهندسی رزمی تلاش کرد و در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عملیات برون‌مرزی کرکوک شرکت نمود و بعد از آن نیز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشکر ۶ ویژه سپاه به خدمت پرداخت.

مسئولیت‌ها پس از اتمام جنگ

احمدی نژاد در دههٔ شصت خورشیدی، چهارسال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی در استان‌ آذربایجان غربی و ۲ سال سمت مشاور استاندار کردستان را بر عهده داشت. از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می‌کرد به عنوان اولین استاندار استان جدید التأسیس اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال ۱۳۷۷ کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال ۱۳۷۸ کاندیدای ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد. وی همچنین متهم به دستکاری در نتیجه انتخابات از طرف شورای نگهبان است.

دوران استانداری

 

  • راه‌اندازی تشکیلات اداری استان
  • انتخاب به‌ عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی
  • استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی
  • بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه.

شهرداری تهران

احمدی‌نژاد در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲ و به دنبال پیروزی فهرست آبادگران در انتخابات دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار این شهر توسط این شورا انتخاب شد.

فهرستی از مسئولیت‌ها و سمت‌ها پیش از ریاست جمهوری

 

  • فرماندار ماکو
  • فرماندار خوی
  • مشاور استاندار کردستان
  • مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال ۱۳۷۲
  • استاندار استان اردبیل در سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶
  • عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال ۱۳۶۸ تا کنون
  • شهردار تهران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴
  • موسس و عضو انجمن تونل ایران
  • عضو انجمن مهندسین عمران ایران
  • مدیر مسوول روزنامه همشهری

انتخابات ریاست جمهوری

وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با شعار انتخاباتی «می‌شود و می‌توانیم» وارد عرصه رقابت شد.

شعارها و برنامه‌ها برای انتخابات

بر خلاف اکثر رقبای انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد هیچ‌گاه میثاق و منشوری ارایه نکرد اما از اهم برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دولت کارآمد و عدالت‌گستر
  • عدم وجود حرکت سختگیرانه در مورد حجاب بانوان ایرانی
  • سلامت مدیران
  • مبارزه با فساد اداری
  • پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم
  • تشکیل «دولت اسلامی»
  • تثبیت و تقویت آرمان‌خواهی و برایت از ایده‌آلیسم
  • گفتمان خدمت به جای قدرت
  • علمی کردن مدیریت
  • کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه‌های دولت و کاهش نرخ سود بانکی
  • بسط توسعه سیاسی از طریق بالا بردن قدرت نقد و مشارکت مردم
  • اولویت دادن به تولید داخلی
  • حضور دولت در هر استان برای حل مشکلات بخشی
  • کاهش تصدی‌گری دولت
  • بالندگی فرهنگ از طریق تقویت هویت ملی و تاریخی و اسلامی ایران
  • ایجاد فضای آرمانی و آرمانخواهی در کشور برای مقابله با معضلات فرهنگی

محوری‌ترین شعار انتخاباتی وی گرایش به ساده زیستی و سادگی بود. خودداری از زندگی در ساختمان‌های بزرگ دولتی، پرهیز از تشریفات، خودداری از سوار شدن برهواپیماهای تشریفاتی، نقل و انتقال با وسایل نقلیه عمومی (هواپیما و یا اتوبوس) همراه با مردم، [نیازمند منبع] گفتگوی بدون واسطه با مردم و کاستن از سفرهای غیرضروری خارجی و خودداری از همراه بردن خانواده و افراد غیرلازم در سفرهای خارجی، بخش‌هایی از وعده هائی بود که آقای احمدی نژاد قبل و بعد از انتخاب به ریاست جمهوری در این زمینه به مردم ایران داد.[۱۲]

«دیده شدن پول نفت بر سر سفره‌های مردم» یکی از شعارهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد بود.وی در اولین سخنرانی پس از پیروزی در انتخابات باز هم وعده دیده شدن پول نفت بر سر سفره مردم را اعلام کرد. وی گفت که صنعت نفت ایران در اختیار یک خانواده خاص است که در جریان انتخابات از آن به نفع خود سوئ استفاده کرده‌اند. او شفاف سازی صنعت نفت و گاز ایران و مبارزه با مافیا را از اهداف خود اعلام کرد:«فضای حاکم بر قراردادهای (نفتی) ما در زمینه تولید و صادرات روشن نیست. ما باید آن را شفاف سازیم.» او هیچگاه آنچه را که مافیای نفت می‌نامید روشن نساخت و در دوران ریاست جمهوری اش چندین قرار داد نفتی را در اختیار سپاه پاسداران قرار داد و اختیار فروش نفت را نیز بر خلاف قانون به بنیاد مستضعفان سپرد.
نوشتار اصلی: فروش نفت توسط بنیاد مستضعفان
به گفتهٔ او، این در قالب طرح سهام عدالت عملی شده، و به زودی سود این سهام نیز، عاید ۲ دهک پایین جامعه، بازنشستگان و دیگر کسانی که مستحق دریافت این سهام بوده‌آند، می‌شود.

دور اول و دور دوم

وی در دور اول با کسب ۱۹٪ آرا پس از اکبر هاشمی رفسنجانی(۲۱٪) یعنی با کسب ۵ میلیون و ۷۱۱ هزار و ۶۹۶ رای یعنی فقط ۵۰۰ هزار و ۲۴۱ رای کمتر از اکبر هاشمی رفسنجانی نفر دوم شد، و به دور دوم انتخابات راه یافت. در دور دوم، با کسب ۱۷ میلیون و با فاصله ۷ میلیونی از هاشمی رفسنجانی توانست رییس جمهور ایران شود.

ریاست جمهوری

آغاز ریاست جمهوری

احمدی‌نژاد در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۸۴ متن کامل برنامهٔ دولت خود را اعلام کرد. او دولت خود را «دولت مهرورزی» یا «دولت مهر» نامید.

گزینش وزرا

احمدی نژاد در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ کابینهٔ پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد. یکی از شروط گزینش وزرا از سوی احمدی‌نژاد موافقت آنان با مفاد میثاق‌نامه‌ای تحت عنوان «میثاق‌نامهٔ دولت اسلامی» و امضای آن بود.
بر خلاف بسیاری از پیشبینی‌ها مبنی بر انتخاب تمامی نامزدها از سوی مجلس شورای اسلامی، نمایندگان پس از تحقیق و بحث پیرامون وزیران پیشنهادی، در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۴ چهار تن از آنان را فاقد صلاحیت احراز پست وزارت تشخیص داده و به بقیه رای اعتماد دادند. آقایان اشعری، علی‌احمدی، هاشمی و سعیدلو که به ترتیب برای وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، تعاون، رفاه و تأمین اجتماعی و نفت پیشنهاد داده شده بودند موفق به کسب رای اعتماد از مجلس نشدند.
احمدی‌نژاد طبق قانون اساسی، سه ماه فرصت داشت تا افراد دیگری را به جای نامزدهای رد صلاحیت‌شده به مجلس پیشنهاد دهد.

موافقان و مخالفان

موافقان و مخالفان وی پر شمار بوده و یکی از موافقان سرسخت وی فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، وزیر دادگستری، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، عضو حقوقدان شورای نگهبان و استاد دانشگاه تهران می‌باشد. وی با انتشار کتابی محمود احمدی نژاد را «معجزه هزاره سوم» نامید.

احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری

سفرهای خارجی و استانی احمدی نژاد، نقطه نظرات و سخنرانی‌های وی در دوران ریاست جمهوری اش، بازتاب‌های متفاوتی در ایران و دنیا داشته‌است، که میتوان به مهمترین آنها از نظر وسعت واکنش موافقان و مخالفان با عناوین ذیل اشاره کرد.

آزادیهای اجتماعی

وی پیش و پس از پیروزی، بارها خود را از حامیان آزادیهای اجتماعی معرفی کرده و گفت هنگامیکه رقبای چپگرایش در سالهای اول انقلاب با جوانان برخورد می‌کرده‌اند وی با آنان مخالفت می‌کرده:«همین آقایان مینی‌بوس سر خیابانهای تهران می‌گذاشتند و سرباز می‌گذاشتند که آرایش‌های خانمهای مردم را کنترل کنند و هر کدام غلیظ بود، سوار مینی بوس کنند و ما معترض بودیم که اینها خلاف شرع است. حق ندارید با مردم اینگونه برخورد کنید، اینها مردم ما هستند». اما پس از روی کار آمدن وی برخورد‌های بی سابقه با جوانان، از تعیین طول برای مانتو‌ها تا ممنوعیت چکمه، راه اندازی صدها گشت ارشاد در سراسر کشور با بودجه ۱۰۳ میلیارد تومانی و بازداشت هزاران نفر بدلیل نوع پوشش، بازرسی از فروشگاهها و تولید کنندگان لباس و پلمپ کردن هزاران واحد صنفی در کشور آغاز شد که به گفته فرماندهان نیروی انتظامی دائمی خواهد بود.احمدی نژاد و وزیر کشور او نیز در یک مصاحبه تلوزیونی از اجرای طرح حمایت کردند و با حمایت او پلیس موسوم به «پلیس امنیت اخلاقی» تشکیل گردید. فرماندهان نیروی انتظامی پس از بالاگرفتن انتقادات از این طرح گفتند که این طرح با دستور احمدی نژاد در قالب «طرح جامع عفاف» به نیروی انتظامی ابلاغ شده‌است. به گفته فرمانده نیروی انتظامی(احمدی مقدم) اختیار تعیین نوع پوشش مردم در طرح ابلاغی توسط احمدی نژاد به پلیس داده شده‌است و او در جریان جزئیات این طرح هم بوده‌است.

حضور در سازمان ملل

هولوکاست

محمود احمدی نژاد در چهارم آبان ماه سال ۸۴ در کنفرانسی با نام کنفرانس حمایت از فلسطینی‌ها که در تهران برگزار شد، موجودیت کشور اسرائیل و همچنین مسالهٔ هولوکاست را زیر سؤال برد. وی در سخنانش از تغییر رژیم اسرائیل سخن گفت و این عبارت را بکار برد: «جهان بدون اسرائیل امن تر خواهد بود». با استناد به ترجمهٔ مؤسسهٔ اسرائیلی تحقیقات خاورمیانه (میمری)، چنین برداشت شد که اسرائیل باید از روی زمین «محو» شود. ترجمهٔ رسمی حرف او در وب‌گاه ریاست جمهوری، خلاف این موضوع را بیان می‌کند. البته وی در مصاحبه با کانال France-۲�� گفت که شوروی نیز از روی زمین محو شده‌است ولی هیچ مشکلی برای مردم دنیا پیش نیامده‌است ما نیز خواهان اینگونه محو اسراییل هستیم یعنی با برگزاری رفراندوم بین تمامی ساکنان ان منطقه و فلسطینیانی که از انجا آواره شده‌اند انها خود حکومت خود را انتخاب کنند.[نیازمند منبع] وی همچنین در مورد حقیقت داشتن واقعه هولوکاست ابراز تردید کرد و کشتار میلیونها یهودی در جنگ جهانی دوم را «افسانه» دانست.
این در حالی است که انکار کشتار یهودیان در زمان جنگ جهانی دوم در برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان و اتریش که آقای احمدی نژاد از آن‌ها نام برده‌است جرم محسوب می‌شود.
این سخنان واکنش‌های شدید جهانی را در پی داشت. پس از برگزاری همایش بررسی واقعه هلوکاست در تهران، دفتر مطالعات وزارت خارجه که بازوی پژوهشی این وزارت خانه‌است، با تحریم ده‌ها موسسه مطالعاتی رو به رو شد و منجر به اعتراض رسمی اتحادیه اروپا گردید. تشکیک در واقعه هلوکاست به همان میزان که برای اعتبار ایران خسارات در پی داشت، توانست فرصتی برای دولت اسرائیل در غیر منطقی جلوه دادن دولت ایران به وجود بیاورد.
جدا از بازتاب خارجی در داخل ایران نیز واکنش‌های متعددی نسبت به این مساله ابراز شد. چندی پس از اظهارات احمدی نژاد، محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران، در مصاحبه‌ای با روزنامه فایننشال تایمز ضمن تایید واقعیت هلوکاست، همزیستی اسرائیل و فلسطین را قابل قبول دانست.

نامه‌های خارجی

در ششمین ماه از ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، اعلام شد که رییس جمهور ایران (احمدی‌نژاد) نامه‌ای برای سران کشورهای جهان می‌نویسد. این خبر به عنوان خبری مهم مورد توجه محافل خبری جهان قرار گرفت و وقتی روشن شد که مخاطب اولین نامه احمدی‌نژاد، جورج بوش رئیس جمهور آمریکا است، تحلیل و تفسیرها درباره متن آن شدت گرفت. وزارت خارجه آمریکا در اولین واکنش به نامه محمود احمدی‌نژاد، آن را «تلاشی ضعیف» برای گفتگو با مردم آمریکا خواند.
اما نامه «هجده صفحه‌ای» با استقبال سرد مقامات آمریکایی همراه بود. بگفته مقامات کاخ سفید نامه وی حاوی پیامی نبود و در حقیقت هیچ پیشنهاد مشخص سیاسی در آن نبود.در همین حال احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از روحانیون پرنفوذ در طیف تندرو جناح محافظه کار، در خطابه نماز جمعه تهران، نامه محمود احمدی‌نژاد به جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا را «عملی فوق العاده» و از «الهامات خدا» خواند.
در همین حال کاخ سفید در موضعی رسمی اعلام کرد که به نامه احمدی‌نژاد جوابی داده نمی‌شود. بی اعتنایی دولت آمریکا به نامه محمود احمدی‌نژاد باعث شد که وی در مصاحبه‌های مختلف، از آن به عنوان «بی اعتنایی رییس جمهور آمریکا به نداهای صلح جویان جهان» یاد کند.
دو نامه بعدی محمود احمدی‌نژاد، به انگلا مرکل، صدراعظم آلمان، و پاپ بندیکت، رهبر کاتولیک‌های جهان نوشته شد لازم به ذکر است که هر دو نامه احمدی‌نژاد بدون جواب ماند.

در دانشگاه کلمبیا (۲۰۰۷)

محمود احمدی نژاد صبح روز یکشنبه ۱ مهر برای شرکت در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد همراه با هیئت عالی رتبه عازم نیویورک شد. او در سفر خود به نیویورک علاوه بر سخنرانی در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل به دانشگاه کلمبیا رفت و همچنین با تنی چند از روسای جمهور دیگر کشورها و نیز ایرانیان مقیم آمریکا دیدار و گفتگو کرد.

دکتر محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۳۵ هجری شمسی در روستای ارادان از شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از یک سالگی به همراه خانواده در تهران اقامت گزید. وی دوران تحصیلات ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند و در سال ۱۳۵۴ با کسب رتبه ۱۳۲ کنکور سراسری گزینش دانشجو، تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال ۱۳۶۵ در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ به عضویت هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال ۱۳۷۶موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گردید . ایشان به زبان انگلیسی آشنایی دارند و طی سال های تدریس در این دانشگاه و تدوین مقالات و پژوهش های متعدد علمی ، راهنمایی ده ها پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در زمینه های مختلف مهندسی عمران ، راه و حمل و نقل و مدیریت ساخت را بر عهده داشته است.

دکتر احمدی نژاد پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبی و سیاسی وارد فضای سیاسی جامعه شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به حضور در دانشگاه از پایه گذاران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران بود و در دوران جنگ تحمیلی به عنوان داوطلب بسیجی در قسمت های متعدد جبهه به ویژه مهندسی رزمی به خدمت پرداخت و این مهم را تا پایان دوران دفاع مقدس ادامه داد. دکتر احمدی نژاد متاهل و دارای سه فرزند- دو پسر و یک دختر – می‌باشد.

مهمترین مشاغل دکتر احمدی نژاد:

• فرماندار ماکو
• فرماندار خوی
• مشاور استاندار کردستان
• مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال ۱۳۷۲
• استاندار استان اردبیل در سال های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶
• عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال ۱۳۶۸ تا کنون
• شهردار تهران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴
• ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه ۱۳۸۴، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.

دکتر احمدی نژاد علاوه بر تدریس ، راهنمایی دانشجویان و پرداختن به امور اجرایی، در زمینه‌های ذیل نیز فعالیت داشته است:

• روزنامه نگاری و نگارش مقالات متعدد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی
• مدیر مسوول روزنامه همشهری و راه اندازی همشهری محله در ۲۲ منطقه تهران، همشهری مسافر، همشهری دیپلماتیک، همشهری جوان، همشهری ماه و ضمیمه اندیشه، ضمیمه دانشجو و …
• موسس و عضو انجمن تونل ایران
• عضو انجمن مهندسین عمران ایران
• عضو اولین شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
• عضو اولین شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالی کشور
زندگینامه آقای محمود احمدی نژاد از زبان خود ایشان .

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه.

در ایامی که اشرافیت شرافت بود وشهرنشینی کمال، در خانواده ای تهیدست در روستایی دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.
از شهریور ۱۳۲۰ و سلطنت مستبدانه پهلوی دوم پانزده سال می گذشت که پدرم کام مرا با تربت سیدالشهدا باز کرد. از آنجا که قرار بود شاه کورکورانه ایران را دروازه تمدن غرب کند، طرح های زیادی اجرا شده بود تا ایران به بازار مصرف دیگری برای کالاهای تشریفاتی غرب تبدیل شود بدون آنکه در زمینه علمی پیشرفتی داشته باشد. فرهنگ ایران اسلامی ما اجازه چنین هجمه ای را نمی داد و مانعی بر سر راه آمال شاه و اربابان بیگانه اش بود. از این رو می خواستند تا آرام آرام این فرهنگ اصیل و مستحکم را کم رنگ کنند تا وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران به غرب روز به روز بیشتر شود. در پی اجرای همین سیاستها و رونق ظاهری شهرها، آن سالها سالهای هجوم روستائیان به شهرها بود. پس از پیاده سازی سیاست اصلاحات ارضی وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گردید و روستائیان برای پیدا کردن لقمه ای نان فریب زرق و برق و ظاهر اغوا کننده شهرها را خوردند و شهرنشین یا به بیان دقیق تر “حاشیه نشین” شدند.
بر خانواده ما نیز در روستا بسیار سخت می گذشت. با تولد من که چهارمین فرزند خانواده بودم فشارها بیشتر شد. پدرم شش کلاس سواد داشت. او آهنگری زحمتکش و سرد و گرم چشیده و با ایمان بود و دین را به خوبی می شناخت. در مسجد حضور پررنگی داشت و قرآن و احکام درس می داد. اگرچه هیچگاه زرق و برق دنیا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهای زندگی او را نیز یک سال پس از تولد من وادار کرد به تهران مهاجرت کند. در تهران محله پامنار را برای سکونت برگزیدیم. برای دور شدن از فضای به ظاهر مترقی و در واقع بی هویت آن روز تهران که با فشار رژیم شاه ایجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا کرد. من نیز کمی که بزرگتر شدم و دوران کودکیم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحانی آن آشنا شدم.
* * *
پدرم همیشه روزنامه می خرید. کلاس اول بودم که با کمک بزرگترها خبر تصویب کاپیتالاسیون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معنی آن را نمی فهمیدم اما از اعتراضهایی که در حوزه های علمیه به رهبری حضرت امام به آن شد و از برخورد شدید و خشنی که شاه با معترضین داشت پی بردم که شاه می خواهد برگ دیگری از تحقیر مردم کشور در برابر بیگانگان را به کارنامه خود بیافزاید. همان سالها بود که در پانزدهم خرداد، شاه یاران امام (رحمه ا… علیه) را به خاک و خون کشید. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.
صحبت های امام را در آن ایام هیچ گاه فراوش نمی کنم‌، در صحبت هایش چیزی نهفته بود که همه را شیفته خود می کرد. ایمان به خدا در کلام او موج میزد و مردم را به اسلام حقیقی دعوت می کرد. پیامش دعوت به توحید بود و عدالت و رفع ظلم و فتنه از جهان. شجاع بود. با صلابت سخن می گفت. کلامش ساده و صادقانه بود. رهنمودهای امام بر دلهای مردم می نشست و به عمق جانها رسوخ می کرد. همین ویژگی ها بودکه او را محبوب قلوب ملت از پیر و جوان و البته مغضوب رژیم شاه و اربابان آمریکاییش کرده بود. اما جالب اینجاست که حتی دشمنان او نیز برای او احترام خاصی قایل بودند.
* * *
رفته رفته تحمل امام دیگر برای شاه ممکن نشد و از آنجا که می دانستند کشتن او قیام خونین غیر قابل مهاری در پی خواهد داشت تصمیم گرفتند امام را تبعید کنند تا به زعم خود میان او و یارانش فاصله بیاندازند و انقلابی که در شرف وقوع بود را مهار کنند.
امام شبانه تبعید شد و این تبعید ۱۴ سال ادامه یافت. در دورانی که امام در تبعید بود در کلاسها و جلسات یاران و شاگردان امام با افکار او بیشتر آشنا شدم. هر چه بیشتر با افکار و اصول امام آشنا میشدم علاقه ام به آن مرد الهی بیشتر می شد و تحمل دوری وی برایم دشوارتر. دشمنان مردم مسلمان ایران اگرچه امام را از مردم دور کرده بودند اما او در عوض در قلبهای مردم جا گرفته بود و از همیشه به آنها نزدیکتر.

* * *

دوران دبیرستان من همراه با جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحمیل هزینه های سنگین جشنها و عیش و نوشهای خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجیشان کمر مردم را می شکست. تمام ملزومات این جشنها با هواپیماهای اختصاصی از اروپا به ایران آورده می شد و شاید به توان ادعا کرد که جشنهای ننگین ۲۵۰۰ ساله شاه خائن پرهزینه ترین جشن تاریخ تمدن بشری بود.
بگذریم، در چنین شرایطی دیگر پتک و سندان پدر کفاف مخارج خانواده را نمی داد و من مجبور شدم برای کمک به خانواده و تامین خرج تحصیل در کارگاه یکی از همسایه ها مشغول به کار شوم و کانال کولر پرس بزنم. با وجود آنکه بسیار بازیگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب می شدم. از همان دوران بود که به معلمی علاقه مند شدم و گاه و بیگاه برای دوستانی که تقاضای کمک داشتند در خانه یا مسجد کلاسهای تقویتی برگزار می کردم. سال آخر دبیرستان با چند کتاب تست و تلاش شبانه روزی مانند همه کنکوری ها و البته بی نصیب از کلاس های تقویتی کنکور خود را برای این آزمون آماده کردم. قرار داشتن در بحبوحه جریان انقلاب و فعالیتهای مبارزاتی پراکنده علیه رژیم شاه باعث نشده بود که دچار ضعف تحصیلی شوم و با تلاش مضاعف سعی می کردم تا در کنار فعالیتهای اجتماعی و انقلابی آمادگی علمی خود را نیز همواره در حد مطلوب نگه دارم.
صبح روز امتحان کنکور مطمئن بودم که رتبه ام تک رقمی خواهد بود اما تقدیر چنان رقم خورد که در جلسه امتحان دچار خونریزی بینی شوم. با این حال رتبه ۱۳۲ ریاضی هم رضایت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام – مهندسی عمران – در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پیروزی انقلاب پذیرفته شوم.
* * *
رژیم شاه می خواست با تزریق بی بند و باری و ترویج فساد و فحشا در دانشگاه ها ، انگیزه های اسلامی و انقلابی را در دانشجویان بخشکاند و از این طریق مانع پیوستن آنها به جریان انقلاب شود. اگرچه تعداد اندکی از دانشجویان در این دام افتند اما علی رغم تمام تلاشهای رژیم شاه دانشگاه به پایگاهی برای مبارزه تبدیل گردید. اما خطری که هنوز دانشجویان انقلابی را تهدید می کرد منحرف شدن به سمت اردوگاه کمونیسم بود. اما خوشبختانه جوانان و دانشجویان مذهبی دانشگاه ها از امام آموخته بودند که تمامی حصرهای غیرعقلانی و تحمیلی را بشکنند و به دنبال حقایق ناب باشند. هوشیاری این گروه باعث شد در زمان کوتاهی جریانی نو و غیر التقاطی در دانشگاهها شکل گیرد که پیروی از مکتب امام و اعتلای کلمه توحید تا آخرین نفس تنها شعارشان بود. شکل گیری این گروه تازه نفس، اندک اندک مرزبندی ها را شفاف تر کرد و وزن واقعی هر کدام از گروهها را نمایان کرد و دست های پشت پرده انحراف جریان مبارزات را برای همگان آشکار ساخت. حرکتهای مردمی هر روز بیش از پیش رنگ و بوی مذهبی به خود می گرفت و ارزش های دینی ای مردم همچون شهادت، ملت ایران را آماده مواجهه با شکنجه های وحشیانه و گلوله های آتشین رژیم سفاک شاه می کرد. اگر نبود ایمان و توکل مثال زدنی مردم قهرمان ایران و توسل آنها به اهل بیت و پیروی تمام و کمالشان از امام ، ریشه های انقلاب بارها و بارها در اثر این شکنجه های هولناک و کشتارهای گسترده می خشکید.
با شدت گرفتن جریان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام امید بخش آن خون تازه ای در رگهای مردم جریان یافت.
* * *
امام آمد. پس از ۱۵ سال دوری و تبعید. استقبالی که مردم ایران از رهبرشان کردند برای همیشه در تاریخ ثبت شد. تمام ایران برای استقبال از امام به خیابانها ریخته بودند. چشمهای ناظران جهانی خیره مانده بود و از تحلیل این همه حماسه و شور عاجز بودند.
انقلاب اسلامی مردم ایران پس از سالها استقامت و پایداری قهرمانانه و با تقدیم هزاران شهید در عین ناباوری و حیرت تحلیلگران شرق و غرب و دستگاههای اطلاعاتی ابرقدرتها به پیروزی رسید. انقلاب ما در نوع خود بینظیر بود، مردم با دستانی خالی و صرفا با تکیه بر سلاح ایمان و با رهبری پیر مردی ۸۰ ساله نماینده نظامی آمریکا – شاه مزدور – را سرنگون کردند و حامیان ابر قدرت شاه را در منطقه و جهان بی آبرو و ذلیل کردند.
* * *
اگرچه از همان آغاز نهضت امام خمینی حکومت مطلوبی که امام مدنظر داشت برای همگان روشن بود اما حضرت امام با اصرار فراوان فرمان به برپایی همه پرسی برای تعیین نوع حکومت جدید در ایران را داد تا از همان ابتدا نشان دهد که با خواست مردم و بر مبنای شرع است که حکومت اسلامی شکل می گیرد. اگرچه نیازی به چنین همه پرسی ای اساسا وجود نداشت اما امام با درایت خویش حجت را بر همگان تمام کرد و راه بهانه جویی های احتمالی را بست. این اقدام و جواب قاطع ملت ایران به آن باعث سرخوردگی برخی گروههای وابسته به ابرقدرتها شد و آنان نیز با اشاره قدرتهای استکباری و در راس آنها آمریکا دست به کشتار مردم بی گناه و ترور رهبران انقلابی زدند تا به زعم اربابان خام خود نهال حکومت جدید را از همان ابتدا بخشکانند. اما مردم حاضر نبودند دستاورد انقلاب عظیم خود را به این راحتی از دست دهند و باز ایستادند و با تحمل سختی ها از انقلاب خود پاسداری کردند و در نهایت گروهکهای تروریستی را از کشور خود راندند. هرچند این گروهکهای تروریستی هنوز هم در پناه شیطان بزرگ آمریکا ذلیلانه ارتزاق می کنند اما سیلی ای که از ملت ایران دریافت کردند را هرگز فراموش نخواهند کرد.
* * *
استکبار جهانی تصمیم گرفته بود به هر قیمتی که شده انقلاب اسلامی ایران را دچار شکست کند زیرا از این میترسید که انقلاب الگویی برای سایر ملتها در سطح منطقه و جهان شود. از طرف دیگر می خواست آبروی از دست رفته خود را باز یابد. از همین رو در میان کشتارهای روزانه گروهکهای تروریستی در داخل ایران آتش جنگ علیه ایران توسط رژیم صدام برافروخته شد. تحلیل سیاستمداران فاسد جهان آنروز بر این بود که ایران در اول راه است و حکومت آن هنوز اسقرار کامل نیافته است نیروی نظامی آن هم از هم گسیخته است و از طرف دیگر سلاح و مهمات ندارد اما در طرف مقابل صدام هرچه بخواهد به او می دهیم و او پیروز جنگ خواهد بود. صدام سرمست از کمکهایی مالی، نظامی و اطلاعاتی که از آمریکا و دیگر کشورهای غربی دریافت کرده بود اعلام کرد طی مدت ۳ روز تهران را فتح خواهد کرد. جنگی که به ایران تحمیل شد نه ۳ روز بلکه بیش از ۸ سال به طول انجامید و در آخر هم حتی یک وجب از خاک ایران نصیب صدام و حامیانش نشد.
در این هشت سال صدام هم با ما می جنگید و هم با مردم خود. هم شهرهای ما را هدف بمباران شیمیایی قرار می داد و هم روستاهای عراق را. در تمام مدت جنگ در شرایطی که صدام شهرهای ما را بمباران می کرد جمهوری اسلامی برای رعایت مسایل اسلامی و انسانی از مقابله به مثل پرهیز کرد و درگیری با عراق را به جبهه های نبرد محدود کرد، اگرچه چنین رفتاری هم باز برای ناظران جهانی قابل درک نبود.
در ابتدای جنگ ۲۵ سال داشتم. مادر و همسرم و تمامی مادران و همسرانی که جوانان و همسرانشان در جبهه ها از کیان کشور خویش دفاع می کردند صبورانه به تربیت نسلی مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خریدن سختی ها هستند.
دفاع مقدس دانشگاه منحصر به فردی برای آموختن انسانیت بود. تجربه همزمان مرگ و زندگی انسان های جنگ را در بهشتی میان دنیا و آخرت نگه داشته بود که هرچه می گفتند و می شنیدند و انجام می دادند الهی بود.
برادری و صمیمیت، جدیت و سخت کوشی، معنویت و عبادت، شوق و شادمانی، ایثار و رشادت، همه و همه به ما ثابت می کرد که دنیا و آخرت در بستر دین نه تنها با هم در تضاد نیستند بلکه مکمل یکدیگرند. شهادت تنها آرزوی رزمندگان ما بود و هست.
سال ۶۷ یعنی یکسال قبل از وفات امام (رحمه ا… علیه) قطعنامه ای صادر شد و امام با اکراه آنرا پذیرفت و اعلام کرد که با این کار جام زهر نوشیده است. جنگ به پایان رسید و این در حالی بود که در تمام این مدت سازمانهای بین المللی سعی می کردند با تحریف حقایق آشکار متجاوز بودن رژیم صدام را کتمان کنند و در عمل از هیچ کمکی به او دریغ نکردند. برای کسانی که از پیوند این سازمانها با کشورهای سلطه گر بی خبر بودند این چشم پوشی و کتمان حقیقت عجیب می نمود.
* * *
ادامه این مطلب را به بعد موکول می کنم چرا که اولین مطلب از این مجموعه کمی طولانی شد. از این پس سعی خواهم کرد کوتاه تر و ساده تر بنویسم.
به امید خدا قصد دارم حتی المقدور با توجه به ۱۵ دقیقه وقتی که در هفته برای این مجرای جدید ارتباطی اختصاص خواهم داد این پایگاه را هر هفته یک یا دوبار بروز کنم. پیشاپیش نیز بابت تاخیرهای احتمالی در ارسال مطالب جدید عذر خواهی می کنم.

والسلام

افتخار خدمتگزارى به ملت بزرگ و عزیزان

… خداوند را شاکر هستیم که توفیق داد تا در این دوران فرصت و توفیق خدمتگزارى به ملت بزرگ ایران را داشته باشیم؛ به خصوص، تکریم ملت ایران. حضرت امام(ره) و رهبر عزیز انقلاب [در این باره ]عبارتهاى بسیار عجیبى دارند. براى مثال امام(ره) فرمودند: ملت ما الهى شده است. همان طور که مى دانید حضرت امام خمینى(ره) لاینطق عن الهوى بودند؛ یعنى ایشان کسى نبودند که از روى هواى نفس حرف بزنند و هر کلمه ایشان، هدایت شده و تعبیه شده بر زبان مبارک ایشان بود. حضرت امام(ره) حلقه وصل بین بشریت و آسمان بودند. همچنین رهبر معظم انقلاب هم فرموده اند: ملت ایران بهتر از ملت اسلام در صدر اسلام و در زمان پیامبر عزیزمان، حضرت محمدبن عبدالله(ص) هستند. ملتى نجیب، مؤمن، پاک، فداکار و انقلابى و عاشق واقعى اهل بیت علیهم السلام. اگر ملاحظه بفرمایید در شرایطى که ما سخت ترین مشکلات اقتصادى را پشت سر مى گذاشتیم، حرم مطهر امام رضا(ع) و دیگر اماکن زیارتى ما هیچ گاه خالى نمى شود. الان تمام شما از هزینه ها خبر دارید. اگر یک نفر قصد داشته باشد یک شب به مشهد بیاید و یک اتاق دو تخته یا یک خانه مسکونى اجاره کند، حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان باید هزینه پرداخت کند. تازه این فقط هزینه اقامت است و هزینه رفت و برگشت، شام و ناهار و دیگر مسائل هم به آن اضافه مى شود، ولى شما مى بینید که اینجا همیشه شلوغ است و هیچ وقت خلوت نمى شود و ان شاءالله که شلوغ تر هم خواهد شد. این امر نشان مى دهد که ملت ما به طور عمیق عاشق اهل بیت(ع) است و به دست ایشان و با نظارت مستقیم آنها تربیت شده است. لذا اگر کسى خادم این ملت باشد، افتخار در این است و هیچ افتخارى با این امر برابرى نمى کند که انسان جاروکش این ملت باشد…

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه