اگه دروغگویی زندگیت رو سخت کرده، شاید وقتش باشه راستگویی رو پیش بگیری. همین که عادت کنی راستشو بگی، زندگیت ساده تر و ساده تر میشه.

مجله اینترنتی برترین ها
 
 
 

برترین ها: اگه دروغگویی زندگیت رو سخت کرده، شاید وقتش باشه راستگویی رو پیش بگیری. همین که عادت کنی راستشو بگی، زندگیت ساده تر و ساده تر میشه. بجای اینکه در مورد دروغگوییت و کسی که بهش دروغ می گی نگران بشی، بهتره فک کنی واقعا توی زندگیت چی میخوای و همون رو انجام بدی! اصلا یه چیزی... فکر میکنی چرا دروغگویی بده؟!

چرا نباید دروغ بگیم؟

باید دروغ هات رو به ذهنت بسپاری

فکر می کنی حافظه ات چقدر خوبه؟ اگر به کسی دروغ بگی دقیقا باید یادت بمونه بهش چی گفتی و اگه دروغتو فراموش کنی احتمالش هست که بعدا حرف خودتو نقض کنی و  بالاخره دستت رو بشه. حتی برای اینکه لو نری شاید مجبور بشی دروغ بعدی رو بگی. چندین دروغ گفتن هم لازمه ش اینه ذهنت رو قوی و قوی تر کنی تا همش یادت بمونه. اونوقت چی میشه؟ بدون اینکه متوجه بشی اسیر فریب و نیرنگ شدی. زندگی خیلی ساده تره اگه بخوای روراست باشی و حقیقت رو بگی.

دیگه کسی اونقدرا بهت اعتماد نمی کنه

از لحظه ای که بفهمند دروغ گفتی، دیگه کسی به راحتی نمی تونه بهت اعتماد کنه؛ یعنی اینکه اعتبارت رو تا حدودی از دست میدی. بعدش چی میشه؟ غیبت کردن بخشی از طبیعت بشره. پس مردم در مورد دروغگویی تو به هم می گن و همه یجور دیگه بهت نگاه می کنن. وقتی بدونی دروغت لو رفته شرمسار و سرافکنده میشی. در حین دروغ گفتن فکر می کنی کسی متوجه دروغت نمی شه. پیش خودت فکر میکنی تو باهوش تر از بقیه ای. فقط یه دروغگو میتونه هوش و شعور بقیه رو دست کم بگیره. آیا واقعا می خوای بخاطر دروغی که گفتی، مردم تو رو به چشم یه احمق و ابله نگاه کنن؟

دروغ گفتن اعتیاد آوره

اولش شاید فکر کنی زرنگی کردی. وقتی دروغ میگی و به اون هدفی که خواستی میرسی، یه حس قدرت (کاذب) پیدا میکنی که اعتیاد آوره. یکم که میگذره و از دروغی که گفتی فاصله میگیری، وسوسه میشی دوباره دروغ بگی تا ببنینی چی عایدت میشه. قبل از اینکه به خودت بیای، دروغ های زیادی گفتی که به حافظه سپردنشون دیگه چیز ساده ای نیست. این خودش به یه استرس تبدیل میشه. اونموقع ست که می فهمی دروغ گفتن مثل هر ماده مخدر دیگه است و ترک کردنش هم طبیعتا به این آسونی ها نیست.  

رابطه ها را از هم می پاشونه

چه حالی میشی اگه بفهمی کسی داره بهت دروغ میگه؟ اکثر مردم وقتی میفهمن بهشون دروغ گفتی عصبانی میشن. اگر کسی که دروغ گفته، کسیه که اصطلاحا دوستت داره، از دروغی که ازش میشنوی ضربه احساسی هم می خوری. بسیاری از رابطه های عاشقانه میان زوج ها، دوستان خوب و یا اعضای خانواده بخاطر دروغ شنیدن از همدیگه می پاشه. اصلا دروغ گفتن اونقد ارزش داره که آدم بخاطرش عزیزها شو از دست بده؟ دلت می خواد کسی که الان هوای تو رو داره، فردا ازت متنفر بشه؟ اینها سوالاییه که هر کسی قبل از دروغ گفتن باید از خودش بپرسه.

عزت نفس را میاره پایین

دروغ های زیاد گفتن فقط نظر دیگران رو نسبت بهت عوض نمی کنه. تاثیرات بدی هم در نگرش نسبت به خودت ایجاد میشه. سخت میشه خودتو دوست داشته باشی وقتی میدونی کاری که داری انجام میدی کار زشتیه. هر چی بیشتر دروغ بگی، احترام کمتری برای خودت قائل میشی. وقتی اعتمادت رو به خودت از دست بدی، رسیدن به هدف های شخصیت سخت تر میشه. همچنین بقیه هم راحت نمی تونن بهت اعتماد کنن.  

هویتت را از دست میدی

دروغ گفتن معمولا کار پیچیده ایه. مردم انتظار دارند شبیه تصویر باشی که از خودت توی ذهنشون ساختی. مثلا در مورد موفقیت یا ثروتت به مردم دروغ گفتی. کسایی که این دروغ رو باور کردن، همین را از شما انتطار خواهند داشت. پس، وقتی مدام در مورد چیزی که هستی دروغ میگی، مجبور میشی مدام نقش فرد دیگه ای رو بازی کنی. آیا واقعا می خوای بجای اینکه خود طبیعیت باشی، نقش شخصیت های مختلفی رو بازی کنی؟ اگر دائما بخاطر دروغ هایی که گفتی نقش های مختلفی رو بازی کنی، دیگه پیدا کردن خود واقعیت کار راحتی نیست.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه