مرتب، اتوکشیده و شیک؛ این اولین مشخصه ظاهری آنهاست. چیزی که در اولین برخورد نظر بقیه را جلب می کند اما پشت این ظاهر موجه، دنیایی از تباهی وجود دارد. برای وارد شدن به این دنیای جدید فقط کافی است به پرونده مجرمانه آنها در ادارات پلیس مراجعه کنید؛ جایی که مهر گانگستر و خلافکار بر پیشانی این زنان خورده است.





مجله همشهری سرنخ: مرتب، اتوکشیده و شیک؛ این اولین مشخصه ظاهری آنهاست. چیزی که در اولین برخورد نظر بقیه را جلب می کند اما پشت این ظاهر موجه، دنیایی از تباهی وجود دارد. برای وارد شدن به این دنیای جدید فقط کافی است به پرونده مجرمانه آنها در ادارات پلیس مراجعه کنید؛ جایی که مهر گانگستر و خلافکار بر پیشانی این زنان خورده است.

بین صفحات این پرونده ها رازهایی سیاه از این زنان به ظاهر متشخص فاش شده است؛ زنانی که برعکس چهره آرام و به ظاهر مهربانشان، برای رسیدن به اهداف پلیدشان دست به هر کاری می زدند؛ از قتل و سرقت گرفته تا آدم ربایی و گروگانگیری. آنها مخوف ترین زنان گانگستر قرن بیستم لقب گرفته اند.

مک کامیونه

«اوپال لانگ» معروف به مک کامیونه اهل تگزاس بود. به خاطر جثه بزرگی که داشت همه در خفا به لقب او کامیون را داده بودند؛ لقبی که هیچ کس جرأت نداشت رو در رو به او بگوید.

این زنان خشن و بی رحم را بشناسید

مک کامیونه یکی از اقوام جان دیلینجر از گانگسترهای معروف قرن بیستم بود. او پس از مدتی با یکی از مردان خطرناک زمان خود به نام راسل کلرک ازدواج کرد و از آن موقع به بعد نام برنیس کلرک را برای خودش انتخاب کرد.

پرونده مک کامیونه مجموعه کاملی است از تمام خلاف هایی که می توانید فکرش را بکنید؛ از پولشویی و سرقت های کلان گرفته تا گروگانگیری های خبرساز. با اینحال یکی از کارهای مورد علاقه او آشپزی بود و مسئولیت پختن غذا برای تمام اعضای گروه مافیایی که در آن فعالیت می کرد را به عهده گرفته بود و از آن لذت می برد.

اوضاع بر وفق مراد لانگ پیش می رفت تا اینکه همسر لانگ در 25 ژانویه 1934 در آریزونا دستگیر شد. لانگ با همدستانش به اداره پلیسی که شوهرش را دستگیر کرده بود حمله کرد تا اینکه بتواند او را نجات دهد اما نتوانست کاری از پیش ببرد.

پس از این حمله او سراغ جان دیلینجر رفت تا برای دفاع از پرونده شوهرش پول قرض بگیرد اما با این درخواست او موافقت نشد و در نهایت تقاضاهای بی مورد لانگ باعث شد تا او را از گروه مافیا بیرون بیندازند.

وقتی حمایت گروه از لانگ برداشته شد، در تابستان همان سال توسط پلیس دستگیر شد، با این وجود در ماه نوامبر مورد عفو قرار گرفت اما حتی این عفو هم به او کمک نکرد تا دور خلاف و خلافکاری را خط بکشد.

مادرخوانده گانگسترها


وقتی آکاکیت کلارک اهل آریزونا 19 سال داشت با جورج بارکر ازدواج کرد. از آن موقع به بعد نام او به آریزونا دانی بارکر تغییر کرد. آنها صاحب چهار پسر به نام های هرمان، لیود، آرتور و فرد شدند اما بارکرها یک خانواده معمولی نبودند. آنها یک خانواده جنایتکار بودند که از اوایل 1910 سرقت های خیابانی شان را شروع کردند.

این زنان خشن و بی رحم را بشناسید

این قانون شکنی ها گاهی اوقات به قتل افراد هم منجر می شد تا اینکه بالاخره توجه روزنامه ها و مردم به این خانواده جلب شد. در این گروه خلافکار آکاکیت به نام مادرخوانده گانگسترها معروف شده بود. همه چیز برای خانواده بارکر در ظاهر خوب به نظر می رسید اما سرنوشت نقشه دیگری برای آنها کشیده بود.

سال 1927 هرمان پسر بزرگ خانواده خودکشی کرد تا به دست پلیس نیفتد، مدت کوتاهی بعد از این حادثه هم سه پسر دیگر خانواده دستگیر و زندانی شدند. به این ترتیب مادرشان برای مدتی دست از خلاف برداشت تا سال 1931 که فرد از زندان آزاد شد. شهر آرزیزونا در آرامش نسبی به سر می برد اما بعد از آزادی فرد دوباره دردسرهای این ایالت شروع شد. مادرخوانده گانگسترها به همراه پسرش سرقت ها و جنایت هایشان را از سر گرفتند تا اینکه هشتم ژانویه 1935 بالاخره در یکی از این سرقت ها مادر و پسر جان شان را از دست دادند.

نیرویی در پشت صحنه

پرل الیوت یکی از دوستان نزدیک جان دیلینجر بود. این زن در هیچ یک از نزاع های گانگسترها شرکت نداشت اما همیشه در پست صحنه از آنها حمایت می کرد. او صاحب رستورانی در ایندیانا بود که پلیس همیشه آن را تحت نظر داشت. الیوت با دیلینجر قرار گذاشته بود که هر وقت مشکلی پیش آمد او از پشت یکی از پنجره ها علامت دهد تا دیلینجر به کمک او بیاید.

این زنان خشن و بی رحم را بشناسید

سال 1925 دیلینجر و همراهانش از بانکی در ایندیانا سرقت کردند و رستوران الیوت با وجود اینکه تحت نظر پلیس قرار داشت به خانه امن این تبهکاران تبدیل شد. الیوت پس از مدتی به عنوان خزانه دار دیلینجر انتخاب شد.

این همکاری ها باعث شد تا نام الیوت در ردیف دشمنان مردم قرار بگیرد. با وجود عملیات های غیرقانونی و معامله های خطرناکی که الیوت انجام می داد، پلیس هیچ وقت موفق نشد او را به دام بیندازد. این زن خلافکار در نهایت در دهم آگوست 1935 در سن 47 سالگی به دلیل بیماری از دنیا رفت.

هلن همسر نلسون کوچک

سال 1927 وقتی هلن وارزینیک با مردی به نام لستر جیلیز ازدواج کرد به شهرت رسید. جیلیز همسر هلن خلافکار بنامی بود که به نام نلسون کوچک مشهور شده بود. او یکی از گانگسترهای خطرناک شهر ویسکونزین بود. هلن بعد از ازدواج با جیلیس با نام خانوادگی شوهرش مشهور و به یکی از سرشناس ترین خلافکارهای شهر تبدیل شد تا جایی که اسمش در فهرست خلافکارهای تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. دایره خلاف های او به قدری گسترده شد که همه پلیس ها اجازه داشتند به محض دیدن هلن به او شلیک کنند و او را بکشند.

این زنان خشن و بی رحم را بشناسید

وقتی هلن 20 ساله شد صاحب دو فرزند بود، با وجود این همچنان در کنار شوهرش در درگیری های مختلف مافیا حضور داشت. یکی از معروف ترین این نبردها «جنگ بارینگتون» بود که 27 نوامبر 1934 در ایلینوی رخ داد. در این نبرد نلسون شوهر هلن به محض دیدن یک ماشین پلیس به همراه همدستانش به تعقیب آن پرداخت.

این تعقیب و گریز منجر به تیراندازی شد و نلسون به همره دو پلیس جان سپرد. پس از این اتفاق جیلیس جانشین شوهرش شد و ریاست گروه مافیایی شان را به عهده گرفت اما جنایت ها و سرقت های جیلیس هم بالاخره به پایان رسید، آن هم وقتی که نیروهای پلیس در روز شکرگزاری خانه اش را محاصره او او را دستگیر کردند. او که زن باهوشی بود به خوبی می دانست تا پایان عمر باید در زندان بماند، برای همین هم تصمیم گرفت با پلیس همکاری کند تا در مجازاتش تخفیف قائل شوند. به این ترتیب با اعتراف های او پلیس موفق شد مافیای منطقه ایلینوی را برای همیشه منحل کند. جیلیس 50 سال بعد از دنیا رفت و در کنار شوهرش در شیکاگو به خاک سپرده شد.

ملکه گانگسترها

ویرجینیا هیل با نام های فلامینگو و ملکه گانگسترها مشهور شده بود. او از زمانی که با باگزی سیگل، گانگستر معروف شهر نامزد شد به شهرت رسید. هیل تا قبل از اینکه با گانگستر شهر بروکلین نامزد کند، بسیار فقیر بود و به گفته خودش حتی پولی برای خرید یک جفت کفش نداشت.

این زنان خشن و بی رحم را بشناسید

ویرجینیا متولد آلابا بود و در جورجیا بزرگ شده بود. او در جوانی برای رسیدن به شهرت و پول به شیکاگو نقل مکان کرد و در شیکاگو بود که به عنوان حسابدار آل کاپون مشغول کار شد. در لس آنجلس بود که سیگل را ملاقات کرد و طولی نکشید که با یکدیگر نامزد شدند. مدتی بعد هم سیگل هتل خود را به نام فلامینگو در لاس وگاس به نام ویرجینیا کرد و همین باعث شد تا رفته رفته به سوی ورشکستگی پیش رود.

سیگل بیستم ژوئن 1947 دذر خانه اش با شلیک گلوله کشته شد. در هنگام تیراندازی به سیگل همسر او ویرجینیا در خانه نبود و به خاطر همین زنده ماند. پس از مرگ سیگل معاملات غیرقانونی و زیرزمینی ویرجینیا او را سرپا نگه داشت و سال های سال به عنوان یکی از معروف ترین زنان گانگستر شهرت داشت.

سال 1961 بود که جسد ویرجینیا در منطقه ای پوشیده از برف در اتریش پیدا شد که علت مرگ او مصرف بیش از حد قرص خواب آور اعلام شد. این گزارش در حالی صادر شد که خیلی ها عقیده داشتند ویرجینیا را به قتل رسانده اند.

کویینی؛ مافیای مخوف منهتن

کویینی؛ این اسمی بود که این زن خلافکار در حوزه فعالیتش یعنی منهتن با آن شناخته می شد اما بیرون از مرزهای منهتن کویینی وجود خارجی نداشت؛ در نقاط دیگر مخصوصا در شهر هارلم که محل سکونتش در دوران بچگی بود، همه او را با اسم مادام سن کلر می شناختند. مادام سن کلر یک مهاجم فرانسوی آفریقایی بود که بین سال های 1886 تا 1969 زندگی می کرد.

او با زورگیری و زد و بندهای عجیب و غریب در طول 10 سال توانست حساب بانکی اش را به حدی پر کند که بر خیابان های منهتن حکمرانی کند. هیچ باجگیر و خلافکاری قدرت ایستادن در برابر کویینی را نداشت. قدرت کویینی آنقدر زیاد شده بود که حتی یک بار در دادگاه حاضر شد تا علیه پلیس های فاسد منطقه شهادت دهد! کاری که نشان از دل و جرأت این زن خلافکار داشت.

همین دل و جرأت باعث شده بود که همه به او لقب ملکه خلافکارها را بدهند؛ مخصوصا وقتی که در یک درگیری خیابانی، ولگردهایی را که در مرکز شهر شورش به پا کرده بودند از شهر بیرون انداخت تا جای دیگری برای ولگردی پیدا کنند.

مادام سنت کلر با مافیایی به نام السورس بامپی جانسون همکاری می کرد. سرکرده همه این مافیاها فردی به نام شولتز بود. آنها کم و بیش با هم اختلاف نظر داشتند اما به همزیستی مسالمت آمیزشان ادامه می دادند تا اینکه شولتز مورد سوءقصد قرار گرفت و در شرایط بدی به بیمارستان منتقل شد و بعد از چند روز از دنیا رفت اما قبل از مرگش، یک نامه اختصاصی از کویینی دریافت کرد؛ کویینی به این سرکرده بنام مافیا نوشته بود: «می بینی شولتز؟ حتی تو هم در حال مرگ هستی!»

با مرگ شولتز قدرت مطلق به دست کویینی افتاد. او از انجام هیچ کار خلافی در این سال ها دریغ نکرد تا اینکه بالاخره در دوران کهنسالی وقتی پا به سن گذاشته بود، به میل خودش اداره مافیای منهتن را به همکار قدیمی اش جانسون تحویل داد.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه