کشورهایی وجود دارند که نتوانستند با وجود تلاش هایشان برای تغییر نظام آموزشی کاری از پیش ببرند و مشکلاتی دارند که چالش های زیادی را در کشور پدید آورده است. ایران یکی از این کشورهاست که سیستم آموزشی پرنقصی دارد.

مجله اینترنتی برترین ها



هفته نامه زندگی مثبت: کشورهای پیشرفته دنیا برای سیستم آموزشی دانش آموزان قوانین مشترکی وضع کرده اند. هدف کلی نظام های آموزشی این است که نسل جوانی را برای فعالیت عرصه اجتماعی آماده کنند که کارایی، تاثیرگذاری موثر و بهره وری بالایی داشته باشند، اما کشورهایی وجود دارند که نتوانستند با وجود تلاش هایشان برای تغییر نظام آموزشی کاری از پیش ببرند و مشکلاتی دارند که چالش های زیادی را در کشور پدید آورده است. ایران یکی از این کشورهاست که سیستم آموزشی پرنقصی دارد.

سیستم آموزشی در کشورها براساس 2 عامل مهم برپا می شود. برپایی سیستم آموزشی براساس عوامل فرهنگی و مسائل علمی. فرهنگ یکی از موارد اصلی است که باعث می شود سیستم آموزشی کشور از آن بهره بگیرد. در بعضی از فرهنگ ها سنت ها قوی عمل می کنند و سیستم آموزشی مجبور است از آموزش هایی صرف نظر کند. در جامعه ما نیز نقش پررنگ دین و سنت ها را در سیستم آموزشی مان مشاهده می کنیم. گرچه فرهنگ پیشینه و اعتبار هر ملتی است ولی تا حدی زیادی محدودکننده سیستم آموزشی است.

این درس ها به چه دردی می خورد؟

در کشورهای غربی تاکید سیستم آموزشی روی مسائل علمی است. در این کشورها اصلا توجهی به سنت ها نمی شود. سیستم آموزشی آمریکا که کشوری مهاجرنشین محسوب می شود و تمدن قدیمی ندارد تا بتواند باورها، اعتقادات و سنت ها را در نسل جدید احیا کند سیستم موفقی است چون به راحتی قابلیت تغییر را دارد. این کشور با تئوری های جدید پیش می رود و به نیازهای نسل جدید اهمیت می دهد.

انتخاب دروس اشتباه

ما هنوز به خوبی نمی دانیم چه دروسی برای دانش آموزان لازم است. برزگسالانی که مراحل آموزشی را طی کرده اند بعد از سال ها از خودشان سوال می کنند مثلا دروسی مثل هندسه، جبر و... چه فایده ای برای ما داشت؟ اصلا چه نیازی به خواندن و دانستن آن ها داشتیم و نقش آن دروس در زندگی روزمره ما چیست؟ البته نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که دروس مختلف باعث خلاق و کنجکاو شدن ذهن می شود و بعضی از دانش آموزان در آینده شکل هایی مرتبط با آن پیدا می کنند ولی چرا سیستم درسی را انتخاب نمی کنیم که علاوه بر خلاقیت ذهن در زندگی همه دانش آموزان کاربرد داشته باشد یا دانش آموز از همان ابتدا بتواند دروس مورد علاقه اش را انتخاب کند؟

همراه نبودن دانش نظری و عملی

دانش نظری باید با دانش عملی همراه شود. کشورهای غربی این کار را با موفقیت انجام داده اند. یعنی اگر کسی رشته کشاورزی را انتخاب می کند معنایش این نیست که بعد از اتمام درس وارد اداره شده و پشت میز بنشیند. چنین فردی حتما باید حین و بعد از اتمام تحصیلات وارد مزر��ه شود و از این اطلاعات قوی برای تولید استفاده کند.

استرالیا در صنعت کشاورزی به خوبی توانسته دانش نظری را با دانش عملی همراه کند و در این زمینه به موفقیت بزرگی برسد. تا چند سال قبل طرحی به نام طرح کاد وجود داشت و دانش آموزان ضمن یادگیری دانش نظری، حرفه عملی آن را نیز انجام می دادند. این طرح نیز به دلایل زیاد موفق نبود.

دانش آموزان غیرفعال

اگر به کلاس های درسی مان دقت کنیم، متوجه می شویم که از دوران کودکی سیستم به این منوال بود که معلم ها می گفتند و دانش آموزان می نوشتند و آن را می آموختند و دانش آموزان نمی توانستند و نمی توانند نظری بدهند، در عقاید خود، ایستادگی کنند یا راه تازه ای را بروند. فضای آموزشی ما باید این اجازه را بدهد که دانش آموزان طرح جدید بدهند و ابداع داشته باشند.

دخالت خانواده ها

هرگاه صحبت از مشکلات سیستم آموزشی به میان می آید توجه ها به سوی معلم و مسئولان معطوف می شود. در حالی که خانواده ها نیز در نقصان سیستم آموزشی نقش بزرگی دارد. گاهی اوقات خانواده ها هستند که راه های نادرست را به فرزندانشان تحمیل می کنند چون می خواهند آمال سرخورده خود را در فرزندانشان مشاهده کنند. مثلا می گویند آرزوی ما این است که تو دکتر، مهندسی یا خلبان شوی بدون اینکه به استعداد و علایق کودکشان توجه کنند. ممکن است کودکشان هیچ علاقه ای به رشته پزشکی، فیزیک و... نداشته باشد و استعداد او در زمینه هنری باشد و بتواند نقاش خیلی خوبی شود.

این درس ها به چه دردی می خورد؟

به بازنگری آموزشی نیاز داریم

بازنگری در دروس آموزشی باید به یک فرایند مستمر تبدیل شود نه یک فرایند مقطعی. باید به هر درسی با دقت توجه کنیم و ببینیم که این درس چه فایده ای برای دانش آموز دارد و در آینده چه کاربردی در زندگی اش خواهد داشت. نکته بسیار عجیب و جالبی که در دروس تحصیلی ما وجود دارد این است که دانش آموزان بلافاصله بعد از امتحان درس را کاملا فراموش می کنند. مثلا دانش آموز سال ها درس عربی و انگلیسی می خواهند ولی قادر نیست یک جمله ساده را ادا کند.

به ندرت در جامعه ایرانی دانشجویی می بینیم که بتواند بعد از فارغ التحصیلی به راحتی انگلیسی صحبت کند مگر اینکه خودش و خارج از محدوده تحصیلی اقدام به این کار کند ولی در پاکستان، هندوستان و... دانش آموزان خیلی خوب انگلیسی حرف می زنند.

به نظر من یا طراحی درس نادرست است یا معلم مشکل دارد. چرا آموخته ها باید تا این اندازه پراکنده باشد؟ اولین ویژگی علم حالت انباشتی بودن است یعنی دانش روی دانش های قبلی بنا شود.

به آینده نگاه کنیم

باید آینده نگر باشیم. انسان باید در آینده بنشیند و به حال نگاه کند. خودمان را در 20 سال دیگر تصور و مسیر درست را مشخص کنیم. اگر برنامه ریزی درست باشد و خطاهای قبلی را تکرار نکنیم و از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم، حتما موفق می شویم و حتی یک فرد بیکار نخواهیم داشت.

کارشناس: دکتر محمدمهدی لبیبی - جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی

تنظیم کننده: پرنیان پناهی
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه